مثبت 16

چگونه با یک پسر رابطه برقرار کنیم و رابطه با آقایان چگونه است؟

ازدواج با پسر مورد علاقه چطور ممکن و عملی است و چطور اعتماد به نفس کافی برای این کار را داشته باشم

برقراری رابطه برای هر فرد فارغ از هدف اصی مستلزم رعایت یکی سری اصول است که با گذشت زمان می توان به آن ها پی برد ، در روابط احساسی  که ” عشق ” تلقی می شود نیز اصولی را باید مد نظر داشت؛ شاید شروع رابطه و ابراز احساسات مهمترین اصل برای رابطه ای دوسویه باشد اما نباید فراموش کرد که شناخت اصلی ترین شاخصه در رابطه است.

لذا قبل از شناخت یک فرد هرگز نباید صحبت از یک رابطه ی عاشقانه صورت پذیرد ؛ انسان ها دارای فطرت هستند و بنا بر فطرت خود خوبی هایی دارند اما نباید فراموش کرد که در مقابل فطرت هر شخص خاصیت بازدارنده نیز وجود دارد .  بدی های هر شخص به این معنا نیست که آن شخص ذاتا بد باشد ، وجود بدی می تواند فقدان فطرت و خوبی های وی باشد که عامل اصلی آن خانواده است.

زندگی از پیش نوشته شده نیست

شاید شما در محیط کار، دانشگاه، محل زندگی و … با فردی برخورد داشته باشید که شیفته ی رفتار او شده اید اما این شیفتگی باید بتواند مسیری درست را برای آینده شما رقم بزند و قطعا این احساس در کائنات و کتاب زندگی شما از پیش تعیین شده نیست که بتوانید به همان احساس متکی باشید و اصول شروع یک رابطه را بدون بازنگری رعایت کنید. اگر شما چنین عقیده ای داشته باشید که تقدیر شما از پیش نوشته شده است هر اتفاقی را که در زندگی رقم می زنید از پیش تعیین شده می دانید.

پس با این اوصاف باید هر چه پیش آمد را عملی کنید، اما این تصور کاملا غلطی است که گریبان گیر عواطف بسیاری از مردم است و با این دید تصور می کنند که عشق آنها فقط مال آنهاست و هیچ کس دیگر نمی تواند جای او را بگیرد.

ما شما را از این احساس منع نمی کنیم ، اما پیشنهاد می کنیم که بر اساس یک سری اصول فرد مورد نظر را بشناسید ، چرا که ممکن است آن فرد اصلا مناسب زندگی شما نباشد و شما فقط  بنا بر یک عشق درونی تصور می کنید که اون مال شماست و نمیتوانید به کسی دیگر دل ببندید .

تجربیات دیگران : شاید بتوان گفت تمام افرادی که روزی عاشق و دلباخته شخصی بودند با گذشت زمان او را فراموش کرده باشند ، تمام آنها بدون هیچ استثنایی در زمان عاشقی خود اقرار بر این داشته اند که عشق آن ها خاص ترین عشق دنیاست و هرگز نمی توانند به فردی دیگر حتی فکر کنند و تا آخر عمر عاشق وی می مانند .

البته ممکن است برخی در زندگی زناشویی و رابطه خود موفق نبوده باشند و عشق اول خود را از یاد نبرند که این نمیتواند دلیلی برای استحکام عشق باشد ، این افراد اگر بر اساس اصول گام بر میداشتند هرگز از رابطه جدید خود پشیمان نبودند.

اصل اول  خانواده او را بشناسید

گاهی ممکن است در شخص مورد نظرتان بدی هایی وجود داشته باشد ؛ بر اساس این اصل که هیچ کس کامل نیست ، نباید انتظار داشت که وی تمامی شاخصه های فرد ایده آل شما را داشته باشد پس باید به خانواده رجوع کرد ، یکی از عوامل تقویت فطرت در انسان ها خانواده است و فردی که در کانون خانواده نقش کلیدی ایفا می کند قطعا خواهد تواند خود کانون یک خانواده باشد.

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام فایل آن images.jpg است

توجه کنید که شما به دنبال ازدواج و تشکیل خانواده هستید ، پس فردی که در خانواده مادری خود نقشی ندارد و یا دچار اختلافات خانوادگی است می تواند تا حد زیادی در زندگی شخصی خود شکننده و هنجار گریز باشد . گاهی اوقات شخصی خود را با ظاهری دیگر نشان می دهد و شما با شناخت خانواده او به طور کامل از او دلزده خواهید شد .

بطور مثال خانم های زیادی با سطح طبقاطی بالا و مفرح بوده اند که گول ظاهر یک پسر خوشتیپ را خورده اند ، اما با شناخت بیشتر متوجه خانواده بسیار سطح پایین او شده اند ؛ قطعا این پسر نمی تواند در سطح آن دختر باشد و فقط ظاهر فریبی کرده است .

البته این دلیل نمی شود که اختلاف طبقاتی مانع رابطه باشد ، اگر فرد صادقانه و بدور از ریا و دروغ خود را در سطح پایین معرفی کرده باشد شما می توانید در همان ابتدا تصمیم بگیرید که چنین اختلافی را می پذیرید یا خیر.

در بسیاری از موارد خانواده پسر در سطح بالایی قرار دارد و باعث آزار عروس خانواده می شوند که در صورت شناخت کافی از خانواده پسر مورد علاقه خود می توانید بسیار آسان تر تصمیم بگیرید .

اصل دوم رفتار اجتماعی

بیشتر پسرهای تازه به دوران رسیده که شاید بخش عظیمی از جامعه را تشکیل دهند تصور می کنند که خوشتیپ ترین و زیباترین مرد روی زمین هستند و یا انقدر خوب هستند که تمام دختر ها عاشق آنها هستند.این تصور بسیار اشتباهیست، هر دختر سلیقه های خاص خود را دارد و اتخاب او ارتباطی با بهترین بودن پسر ندارد ، اما بخاطر این اشتباه پسر ها ممکن است که دختر نیز دچار اشتباه شود.

رفتار اجتماعی یک پسر تا حد زیادی نمایانگر شخصیت اوست ، هنجار هایی که پسر ها و مردان باید در چارچوب آنها قرار بگیرند تقریبا مشخص است و در زیر برخی از هنجار های اجتماعی را معرفی می کنیم :

  1. ادب و استفاده نکردن از کلمات و حرف های غیرمعمول
  2. تیپ و ظاهر و رفتار مردانه ( ابرو برداشتن ، تاتو ، گوشواره انداختن و … شامل آن نمی شود ، یعنی نباید تصور کنید مردی که ابرو بر میدارد یا از وسایل زیبایی عجیب استفاده می کند بدرد زندگی نمیخورد  )
  3. سابقه سو استفاده جنسی نداشته باشد
  4. اهل درسخواندن یا کار کردن یا کسب درامد باشد و بیخیال نباشد
  5. به یک باور یا دین یا ایدئولوژی خاص پایبند باشد ( فرقی ندارد بی دین باشد یا دیندار )
  6. با خانم ها بگو بخند نداشته باشد و سربسر آنها نگذارد

اصل سوم : شرایط سنی ، شغلی و تحصیلی

به وعده های یک پسر چشم امید نداشته باشد ، و کسی را انتخاب کنید که می بینید نه کسی که قرار است ببینید ؛ یعنی در زمان شروع یک رابطه حتما ایده آل های مالی و تحصیلی شما را داشته باشد و هرگز از روی عشق یکسویه وابسته شخص نشوید .

اصل چهارم : عدم سوء پیشینه

قبل از شروع یک رابطه حتما در رابطه با گذشته شخص مورد نظر پرس و جو کنید، قطعا اگر مورد غیر اخلاقی و ناهنجاری خاصی داشته باشد شما را دلزده خواهد کرد و شما دچار یک اشتباه بزرگ نخواهید شد .

اصل پنجم : عجله نکنید

با توجه به اصول کلی که گفته شد هرگز عجول نباشید ، به این فکر نکنید که ممکن از عشق من از دانشگاه فارغ التحصیل شود ، کلاسش تغییر کند ، محل کارش عوض شود ، اسباب کشی کند و … . شناخت فرد مقابل بسیار مهم است پس اگر نمیتوانید زمان بدهید تا او را بشناسید سعی کنید از او دل بکنید و برای دل کندن از دیگران کمک بگیرید .

اصل ششم : واسطه یا رازدار

همیشه سعی کنید یک واسطه  بزرگ تر از خود داشته باشید تا در مواقع ضروری کمک و حامی شما باشد ، و یا حتما راز عشق خود را با یک دوست در میان بگذارید چرا که ممکن است گاهی نیاز به کمک داشت هباشید و کسی نتواند بفهمد که مشکل شما دقیقا چیست .

نحوه بیان احساس به یک پسر

نوع سلیقه ها و مخاطبین به قدری زیاد است که برای دانستن چگونه بیان کردن احساس نیاز است تا تک تک به این موضوع پرداخته شود و نمی توان یک اصل کلی برای نوع بیان معرفی کرد.

البته حتما باید شما اصول بالا را رعایت کرده باشید و با تایید شدن اصول بالا اقدام به ابراز علاقه کنید؛  ابراز علاقه را سخت ندانید. شما می توانید برای بیان احساس خود به جمله ” می خواهم بیشتر با شما آشنا شوم ” بسنده کنید. این جمله کلیدی نه شخصیت شما را پایین می آورد و نه احساس اصلی شما را بیان می دارد ؛ هرگز به طور مستقیم نگویید که عاشق او هستید . چرا که این فقط برای آقایان کاربردی است.

این توضیحات کلیدی در رابطه بود و ممکن است هر کس به نوبه خود با یک درگیری ذهنی خاصی روبرو باشد که می توانید با بیان مشکل خود در بخش نظرات پاسخ خود را دریافت نمایید .

نحوه بیان عشق به پسر در دانشگاه

یکی از شایع ترین نوع احساسات در دانشگاه شکل می‌گیرد و عمدتا مختص دخترانی است که قبلا کمتر در اجتماع قرار داشته اند، آمارها نشان می دهند که تقریبا تمام دخترانی که به این صورت عاشق می‌وند سرانجام به عشق خود نرسیده اند اما علت این اتفاق دقیقا کجاست.

شناخت نادرست از فرد مقابل

علت اصلی عشق نافرجام خانم ها در دانشگاه عدم شناخت کافی از پسر است، بدون شناخت از احساسات یک مرد نمیتوان از او انتظار رابطه داشت، مردها معمولا راحت تر ابراز علاقه میکنند و سخت تر وابسته می شوند، بگذارید ساده تر بگوییم، مرد ها از ابراز علاقه یک خانم خوششان نمی‌آید، ساده ترین پسرها و حتی آنهایی که منتظر پیداکردن یک رابطه هستند به درخواست یک خانم پاسخ منفی می‌دهند مگر اینگه فردی هوس باز باشند و قصد سو استفاده داشته باشند.

شناخت صحیح یعنی اینکه بدانید، مردها شروع کننده رابطه هستند و اگر شما قصد شروع رابطه را دارید احتمال خیلی زیاد جزو آن دسته بسیار زیاد شکست خورده خواهید بود.

چطور پسر مورد علاقه ام را از دست ندهم

داشتن شریک زندگی بسیار ارزشمند است و برای هر شخصی، همسر نزدیک ترین و امین ترین فرد خواهد بود، پس انتظار نداشته باشید که داشتن همسر ساده است، رسیدن به زندگی ایده آل و همسری دلسوز و مهربان هزینه هایی دارد، و آن هزینه ها احساس، صبوری و شکست هستند، هرگز تصور نکنید که آخرین شانس شماست و خود را آماده برای شنیدن هر پاسخی بدانید.

برویم سر اصل موضوع، چطور ابراز کنیم؟ این سوالی است که تمام خانم ها می پرسند و کمتر دختری حاضر می شود برای عشق خود بجنگد، چرا که عمدتا عشق آن‌ها احساسی زودگذر است؛ اما اگر واقعا می‌خواهید خود را امتحان کنید صبور باشید، تمام کسانی که به عشق خود رسیده اند سال‌ها صبوری کرده اند، عملا عشق بدون صبوری بدست نمی آید پس اگر صبور نیستید عاشق نیستید.

ممکن است فرصت صبر نداشته باشم

چالشی که بسیار زیاد مطرح می شود و در کامنت های زیر همین پست نیز مشابه آن را مشاهده می کنید این است که اگر صبر کنم او را از دست می دهم پس باید هر چه سریع تر ابراز علاقه کنم.

تکنیک نور بالا در جذب مردها

تکنیکی که اینجا عنوان می کنیم حاصل سالها تحقیق بررسی رفتاری است و قطعا اگر با آن به نتیجه برسید موفق خواهید بود اما اگر نتیجه نداد بیش از 99% امکان شکست شما وجود دارد.

مردها عموما اگر از کسی خوششان بیاید با یک صحبت ساده و کوتاه جذب می شوند، یعنی اگر شما به بهانه های بسیار کوچک مانند یک سلام و احوال پرسی ساده یا یک لبخند ساده توانستید زمینه را برای ارتباط بیشتر فراهم آورید، شانس شما بیشتر می شود و آن مرد جذب شما می شود.

علت فرار پسرها از دختر ها

معمولا پسر ها دختری را که به سمتشان آمده پس نمیزنند مگر اینکه واقعا نتوانند با او وارد رابطه شوند، از اصلی ترین دلایل عدم تمایل پسر ها به رابطه می توان متاهل بودن شخص و یا در رابطه بودن با شخصی دیگر را عنوان کرد، یکی از دلایل دیگر این است که شما برای او جذابیتی ندارید پس سعی نکنید خود را جذاب تر کنید، معمولا با تغییر رفتار و ظاهر ناگهانی نمی توان دل کسی را بدست آورد.

پس اگر با تکنیک نوربالا نتوانستید هیچ گرایشی از فرد مقابل ببینید سعی کنید بی‌خیال او شوید و فرصت های دیگر را محک بزنید.

چطور برای مردها جذاب باشیم

اگر می خواهید برای مردها جذاب باشید ابتدا باید آیده آل خود را مشخص کنید، ایده آل شما چیست؟ مردی خوش تیپ و خوش قد و بالا؟ مردی مذهبی و ساده؟ مردی ورزشکار و خاکی یا … . پس تیپ و ظاهر خود رو متناسب با سلیقه ها و تیپ های شخصیتی تنظیم کنید.

معمولا نمی توان از پیش مشخص کرد که دنبال چه مردی هستید، چرا که ظاهر نمی تواند نشان دهنده شخصیت فرد باشد، اما به هر حال یک مرد مذهبی با یک مرد اپن مایند خیلی تفاوت دارد، پس اگر شما دختری چادری هستید به سختی می توانید به دنبال مردان خوش تیپ و خوش هیکل باشید، نه اینکه مذهبی ها خوشتیپ نباشند، اگر مردی خوش تیپ و مذهبی باشد قطعا محدودیت هایی هم دارد و برقراری رابطه با وی سخت خواهد بود.

اگر دختری اپن مایند هستید برقراری رابطه با پسرهای خوشتیپ تر و غیرمذهبی برای شما راحت تر خواهد بود. و اما اگر دختری ساده و بدون آرایش هستید تقریبا با هیچ مردی نمی توانید رابطه برقرار کنید مگر اینکه بر حسب اتفاق دری بروی شما باز شود.

لذا توصیه می شود همیشه خوش تیپ، آرایش کرده و خوش مشرب باشید تا بتوانید ایده آل های لازم در مردها را فراهم کنید و بدانید که تیپ و ظاهر مهم ترین اصل در جذب یک مرد خواهد بود.

برچسب ها

ashkan

با سلام ، از حضور ارزشمند شما در این سایت خوشحالم و امیدوارم مطلبی که مشاهده می فرمایید مورد توجه شما قرار گرفته باشد ، نظرات با ارزش خود را حتما با ما در میان بگذارید.

‫646 نظرها

  1. سلام عالی بود.من دختر29ساله ام که باجنس مخالفم بلدنیستم ارتباط طولانی برقرارکنم واز اینکه قضاوت منفی نشم سعی میکنم از ارتباط دوری کنم.سه ماهه باپسری که از من چند3-4سال ازم کوچیکتره وموقعیت کاری عالی داره اشنا شدم که فقط چندبار همدیگرو تومحل کار ورسمی دیدیم و بخاطرکار من از ایشون شمارشوخواستم وبعداز چند روز که سوالی ازشون پرسیم به من پیام دادکه تونمیخوای چیزی بگی ؟باعلامت تعجب.منم حس کردم میخوادبهش ابراز محبت کنم ودرجوابش نوشتم خیر ورابطه روشروع نشده تا مدتهاقطع کردم.ولی دوباره سعی کردم باسولالتی برم سمتش و ارتباط ما فقط دنیای مجازیه.بعدمدتی ایشون پیام داد چرااینقدرسعی میکنی ان سکسی باشی؟بهش گفتم واسه اینکه راه درستی نیست و من از شما انتظارشونداشم وتایک ماه دیگه ارتباط ضعیفی هم داشتم قطع کردم.دوباره مجبور شدم بخاطر کارببینمش که احساس کردم پشیمونه از حرفش ومنم بخشیدمش ولی غیرکلامی.فرداش ایده هایی واسه محل کار بهش گفتم وبااینکه جوابی ندادحس کردم خوشش اومده والانم فقط توی زمانهای خاص انلاین میشیم واینجوری حضورغیاب میزنیم واین شده ابراز علاقه ما و هیچی بهم نمیگیم.به نظرم میتونه ادم بدی نباشه بهش علاقه پیداکردم ودلم میخوادارتباط کلامی برقرار کنیم ولی نمیدونم من پیش قدم بشم درسته یانه؟.اون ادم مغروری به نظر میرسه اما فکرمیکنم بیشترتظاهرمیکنه.واینطورکه به نظر میاداون انتظارداره همه دخترا بایدباهاش ارتباط برقرارکنن وبهش ابراز علاقه کنن که من عکس فکرش انجام دادم.توروخداخواهش میکنم منوراهنمایی کنیدایامیشه باهاش ارتباط برقرارکنم یاکاری کنم اون بیاد جلوممنون میشم.

  2. سلام دختری۳۰ساله هستم خیلی اتفاقی برای پرسیدن یک سوال با شخصی تماس گرفتم که متوجه شدم قبلا هم تیمی من بودن ولی مکالمه کوتاهی داشتم بعد از چندماه متوجه شدم که ایشون شماره منو ذخیره کردن و ازطریق تلگرام یا واتساپ گاهی پروفایلشو رو چک میکنم بهش علاقه مندشدم و باتوجه به شناخت قبلیم پسر خوبیه و خوشتیپ. که میدونم ممکنه سرش شلوغ باشه و دوس دارم باهاش ارتباط داشته باشم ولی نمیدونم چطوری؟لطفا راهنماییم کنید ممنون

  3. سلام من از کسی خوشم میاد که تو یه مغازه که میکنه چندباری ازشون خرید کردم ولی نه اسمشو میدونم نه شماره ای دارم ازش فقط شماره مغازشونو دارم میخوام باهاش بیشتر آشنا شم 23سالمه به نظرتون درسته زنگ بزنم و از همکاراش بخوام شمارشو بهم بدن یا حضوری بهتره من اعتماد به نفس کافیو ندارم از طرفی دیگه اون محل نمیرم که هر زمان بودن یه جور متوجه اش کنم نظر شما چیه برا شروع؟

    1. ضمن عرض سلام
      همونطور که در مقاله عنوان شد، آقایون به کوچکترین درخواست ها هم واکنش مثبت نشون میدن، پس شما راهی ندارید جز اینکه با مراجعه مجدد و باز کردن سر صحبت ببینید که آیا فرد ایده آلی انتخاب کردید یا خیر.

  4. سلام،من دختری 23ساله هستم
    حدود دوسال با پسری رابطه دارم،خانواده ها در جریان هستن و قصد ازدواج داریم ولی بدلیل مشکلات مالی فعلا امکانش نیست
    شهر محل زندگی ما ازهم فاصله داره و ما هرچند ماهی همدیگر میبینیم و بیشتر رابطه ما ازطریق تلفن وچته
    خودم دختر کم حرف وساکتی هستم
    واقعا بعضی وقتا نمیدونم چه موضوعی رو باز کنم تا در موردش حرف بزنیم
    حرف ماشده کارای روزمره ک زیاد هم جالب نیس
    میخواستم بدونم چجوری میتونم به رابطمون نشاط بدم چجوری حرف بزنم ک دوباره هیجان ب رابطمون برگرده
    بهم گفته بعضی وقتا خیلی حوصله ام سر میره از حرف زدن باهات
    چیز تازه ای نیست ک باهم حرف بزنیم

    1. ضمن عرض سلام
      برای شروع یک زندگی باید علاوه بر خواستن ها، اهداف و برنامه هم داشته باشید، اگر قصدتون ازدواج هست طبیعتا باید برای ازدواج و زندگی مشترک برنامه داشته باشید و حرف هاتون هم در مورد زندگی آینده و یا چگونه فراهم کردن شرایط برای ازدواج باشه.

  5. سناهستم.۲۷ساله. جدیدامتن مینویسم براصداوسیما.طرفم ک متنوتحویل میگیره تهیه کنندس و۱۰ماه ازم کوچیکتر.بادعوتشون چنباررفتم سرضبط… وباسوالهای زیادی ازطرف خودشوهمکارش مواجه شدم درموردخودموآیندمو‌… .کاراول تموم شد.پیشنهادکاردوم رو دادن.قبول کردم.جمعا۵ماهه همکاری داریم.ازطریق تلگرام.من دوست شدنوبلدنیستم ولی ایشون همیشه سیگنال هایی میفرستن تامنومتوجه خودشون کنن.منم ازشون خوشم اومده.امانمیدونم چطور بایدبیان شه.احساس میکنم ایشون میخوان دوست شن یاسرصحبتوبازکنن ولی چون من یکم رسمی هستم کلا ایشون نتونستن ..و نمیخوام ازم دلسردشه.چیکارکنم تاایشون راحت حرفشوبزنه و خواستگاری کنه؟
    تواولین برخوردهامون ازکارش.مادرش.علت ریزش موهاش یادلیل وزن…همه رو صادقانه میگفت ومن به زور جلوخندموگرفته بودم.چونکه نیتش واسم روشن بود.اماالان میگم ای کاش منم اونجاازخودم میگفتم تامنو راحتترمیشناخت.البته دراینستاهم فک میکنم بااکانت ساختگی دخترونه سعی در جلب حسادت من داره…بگین چطور بهش روبدم.آخه ماهرکدوممون دریه شهر هستیم.البته فاصلمون ۱ساعته…. اون توخانواده خیلی اپن بزرگ شده برعکس من.بخاطرشناخت جزئی ک داره…میترسه احساسشوبیان کنه انگار…

  6. سلام
    من ۱۴ سالمه و از دوست پسر خالم خیلی خوشم اومده .همش بهش فکر میکنم و حس میکنم ک عاشقش شدم . توی اینستاگرامم چندبار بهش پیام دادم و حتی یکبار هم بهش‌گفتم ک دوست دارم و فک کنم ک اون فهمید ک من دخترخاله ی دوستش هستم اخه یه چندباری هم همدیگرو دیده بودیم ولی باهم هیچ مکالمه ایی نداشتیم. تازه اون اصن به من هیچ حسی نداره . دوست دارم یجوری بهش بفهمونم ک دوسش دارم ولی نمیدونم چجوری! اونم ۱۹‌ سالشه بخاطر همین بعضی وقتا به خودم میگم ک اگه اون بفهمه ک من دوسش دارم بعد بگه باشه قبوله حالا چند سالته منم بگم ۱۴ بگه خیلی بچه ایی!
    منم یکم تپلم اونم لاغره بخاطر همین میگم اصن نمیشه ک اونم از من خوشش بیاد لطفا میشه یکم کمکم کنید ک من چجوری از طریق اینستاگرام یا تلگرام بهش بفهمونم ک واقعا دوسش دارم؟!

  7. سلام
    من یا یهو و شدید عاشق کسی میشم بدون اینکه اون رو درست بشناسم یعنی بر اساس تصورم از طرف عاشق میشم علاقه ای هم به شناخت ندارم چون اون شخص با تصورات من فرق میکنه! که اصلا مناسب من نیس.
    چطور به یک شخص که برام مناسب باشه علاقه پیدا کنم چطور احساسم رو با دنیای واقعی تطبیق بدم؟
    آیا میشه بصورت کنترل شده به کسی علاقه مند شد؟

  8. سلام خسته نباشید. ممنون از مطالب آموزندتون
    من20 سالمه از پسری خوشم اومده که مغازش تقریبا نزدیک خونمونه. محیطشم مردونس. شمارشو از رو مغازه برداشتم بنظرتون از تلگرام بهش پیام بدم یا این کار بی فایده اس؟ ممنون میشم راهنماییم کنید

      1. سلام لطفا جواب منو بدین خواهش میکنم من یه دختره ۱۹ ساله هستم یه سال پیش با یه پسری اشنا شدم ک یه ماه ازم کوچیکتره ،باهم در ارتباط بودیم و حرف میزدیم ک بعد یکی دو ماه خیلی بهم ابراز علاقه کرد گفت خیلی دوسم داره و…کاملا هم مشخص بود خیلی دوسم داره ولی من به علاقش توجه نکردم خیلی رک هم بهش گفتم من دوست ندارم تو ازم کوچیکتری و.. اما اون همچنان دوسم داشت بعد یه مدت وفتی دید من نسبت بهش هیچ حسی ندارم و توجهی نمیکنم ارتباطمون قطع شد،ولی چندماه بعد دوباره بر سر یه اتفاق های پی ام دادن رو شروع کردیم هنوزم دوسم داشت الان منم خیلی دوسش دارم خییییییییییییییییییییلی ،پشیمونم ک چرا اون موقع بهش گفتم دوسش ندارم حتی تا چند هفته پیش هم همه چیز خوب بود ولی یدفعه ازم دور شده کسی ک هرروز بهم پی ام میداد الان چندین روزه حالی ازم نپرسیده,یعنی منو باهمون خصوصیات اخلاقی ک بهش توجه نمیکردم دوس داشت؟دیگه دوسم نداره؟یا داره ولی دیگه بیان نمیکنه؟ من خیلی دوسش دارم لطفا بگین چیکار کنم؟ چیکارکنم دوباره همه چی خوب شه

  9. سلام
    دختری 33 ساله هستم، به مدت 5 ماه با پسری که 3 سال ازم کوچکتره دوست بودم، اما درست فردای تولدم، بدون هیچ دلیل خاصی و فقط با گفتن اینکه ادم سردیه و میترسه موجب ناراحتی من بشه، رابطه رو قطع کرد. من الان چه باید بکنم؟ خیلی بهش وابسته شدم

  10. سلام من دختری 24ساله ام شخصیت خیلی ناپخته ای دارم وبه اصطلاح همه میگن ساده ام و تا حالا با هیچکس رابطه ی بلند مدت نداشتم بیشتر از 2ماه. تا یکی دوسال پیش تنها ملاکم وضعیت مالی بود ولی تجربه ی خیلی بدی واسم پیش اومدو با خودم گفتم چرا من عاشق نشم ومثل همه ی دخترا از قیافه ی 1نفر خوشم نیاد ولی بزرگترین مشکلم اینه که با اینکه به خودم میرسم و از نظر ادمای رک چهره ی نسبتا خوب و متوسطی دارم اصلا توی دانشگاه کسی بهم پیشنهاد نمیده ئگاهی با خودم فک میکنم شاید چهرم اونجوری که فک میکنم نیست و زشتم الانم توی سنی هستم که حساس شدم متاسفانه وقتی عکس 2نفره از کسایی که ایده ال منن میبینم فوق العاده ناراحت میشم و خواهرم میگه تو موقعیتای خوبو از دست دادی چون قبلا به حرفش گوش نمیکردم قدمم خیلی خیلی بلنده و ممکنه مورد سلیقه ی خیلی اقایون نباشه الانم ترم اخرم وشبا ملاکای منو داشته باشه چون اگه یکم دیگه تحت فشار قرار بگیرم ممکنه اخرش عاقبتم بیفته با کسی که ازش خوشم نمیاد و واقعا نمیخوام با کسی در اینده ازدواج کنم که ازش خوشم نمیاد و تا اخر عمر ازش متنفر باشم

  11. لطفا جواب
    من یه پسر شکست خورده و مغرور رو خیلی دوست دارم اون هنوزم نتونسته با شکستش کنار بیاد
    از دست من کاری بر میاد
    من چکار میتونم بکنم

  12. سلام ببخشید یه سوال داشتم من مدتی پیش به طریقی با پسری اشنا شدم که بعدها متوجه شدیم اشناهای مشترک داریم باهم ایشون بنده رو ندیده بودن و از من خواستن عکسی براشون بفرستم که منو ببینن من اول راضی نشدم ولی چون اصرار کردن که می خوان منو ببینن براشون فرستادم احساس میکنم کار اشتباهی کردم همش با خودم میگم شاید عکس فرستادنم رو یه نقطه منفی ببینه و بخاطر این کارم ازم خوشش نیاد
    منظورم قیافم نیست همین که به درخواست عکس خواستنش جواب مثبت دادم منظورمه تورو خدا جوابمو بدید ممنون

  13. ما اصلا باهم حرف نمیزنیم فقط بهم سلام میدیم اگه تو اینستاگرام فالوش کنم به نظرتون موثره

  14. سلام خسته نباشید
    من قبلاهم ازتون نظرخواستم گفتم عاشق هم کلاسیم شدم گفته بودم که پسر سربه زیریه راستش الان که ترم2هستیم رفتارش خیلی تغییرکرده با دخترای کلاس گرم میگیره حتی گاهی دیدم بهشون نگاه میکنه سرکلاس وقتی استادهست مسخره بازی درمیاره ولی ترم اول خیلی مودب بود به دخترا توجه نمیکرد اون پسر زیاد به من نگاه میکنه حتی زیرچشمی به نظرتون نگاهاش باعث سوتفاهم من شده به نظرشما چش چرونه لطفا جواب بدید

  15. سلام خسته نباشید
    من قبلا هم ازتون نظرخواستم که گفته بودم عاشق هم کلاسیم شدم وگفتم
    پسر سربه زیریه راستش الان که ترم2هستیم اون پسر رفتارش نسبت به
    ترم اول خیلی تغییر کرده من فکرمیکردم خجالتیه درحالی که خیلی عوض
    شده طوری که سرکلاس وقتی استاد هست مسخره بازی درمیاره با دخترای
    کلاسمون حرف میزنه بامن حرف نمیزنه ولی با اونا حرف میزنه باهاشون
    گرم میگیره دیدم به دخترای کلاس نگاه میکنه درحالی که ترم اول اصلا
    بهشون توجه نمیکرد هرجند به من هم نگاه میکنه حتی زیرچشمی نگام
    میکنه من فکرمیکردم ازمن خوشش میاد به نظرتون اون نگاها باعث
    سوتفاهم من شده آخه من فکرمیکردم فقط به من نگاه میکنه لطفا
    جواب بدید خیلی برام مهمه

    1. سلام
      این رفتارا و نگاها توی ترمای اول دانشگاه بین همه هست و نمیشه نتیجه گرفت که این آقا عاشق شما باشه
      اما معمولا توی ترمای اول پسرا عاشق همه دختر ها میشن ! و اگر دختری سر صحبتو باز کنه نتیجه دلخواهشو میگیره

  16. سلام، ممنونم از راهنماییهای عالیتون
    زنی هستم ۲۵ ساله؛ یک ساله که طلاق گرفتم؛اونم بعد از ۵سال زندگی مشترک شیش ماه پیش رفتم سر کار و تو یه فروشگاا صندوقدار شدم و عاشق مدیر فروشگاه شدم خیلی زیاد
    متولد ۶۵ هست و حس میکنم از لحاظ جنس مخالف سرش خیلی شلوغه دلم طاقت نیاورد و با یه اکانت فیک تو اینستا بهش پیام دادم که من دوستت دارم و از این حرفا گیر داد که کی هستی چند مدتی سر دووندمش ولی آخر بهش گفتم
    اول ناراحت شد ولی دیگه چیزی نگفت
    یه بار سر یه مساله کاری باهاشون تماس گرفتم که بیرون از فروشگاه ببینمش قبول کرد و اومددنبالم رفتیم باغش اطراف شهر و رابطه ای بینمون شکل گرفت در ضمن میدونست که مطلقه هستم این رابطه چند بار تکرار شد ولی الآن کاملا بهم کم محلی میکنه جوری که اعصابم خیری خرد میشه به جز کار در هیچ مورد دیگه ای باادم صحبت نمیکنه
    به نظرتون چیکار کنم که توجهشو نسبت به خودم جلب کنم؟ آخه خیلی دوسش دارم

  17. سلام خسته نباشيد
    من يه خواستگار دارم كه هم از لحاظ خونه و ماشين خوب هست هم درآمد
    قرار شده تو چند جلسه با هم رفت و آمد كنيم تا هم رو بشناسيم
    تو اولين شامي كه با هم بيرون رفتيم منو برد يه فست فودي بعد هي گفت كنتاكي بخوريم و اينا
    من گفتم نه من همبرگر ميخورم بعد هي گفت حالا اگه بخواي چيز ديگه بخوري چي ميخوري؟ گفتم من همونو ميخورم ، بعد رفت سفارش داد يه دونه نوشابه سفارش داده بود؟!؟فيش رو هم داده دست من ميگه بفرماييد سفارش دادم بعدم گفت شما دختر قانعي هستي يا ولخرج؟
    من خيلي ناراحت شدم تا دو روز بعد كه بهش گفتم چرا اين كار رو كردي ؟ ميخواستي من حساب كنم گفت نه به خدا من اصلا اين به ذهنم نرسيد ، تو كج خيالي ، منظورم اين بوده كه اون چيزي كه تو خواستي سفارش دادم
    من تو اين دو هفته هيچ تمايل و كششي به اين آقا ندارم همش ناراحتم و گريه ميكنم ، اصلا حتي تمايل ندارم باهاش بيرون برم ، پسر بدي شايد نباشه ولي عيچ حسي رو در من زنده نميكنه، از طرف ديگه از سمت مامانم تحت فشارم همش ميگه اگه بري ٥ سال ديگه با يه بچه برگردي بهتر از اينه كه تو خونه بموني!!!!!
    من تازه وارد ٢٥ سال شدم
    تو رو خدا راهنماييم كنين ، من بايد چيكار كنم؟ يعني بدون علاقه و صرفا به خاطر موقعيت خوبش باهاش ازدواج كنم؟؟
    من همش ميترسم اگه ردش كنم ديگه موقعيت ازدواج برام فراهم نشه

    1. منم چنین مورد مشابهی داشتم و باور کن وقتی رابطه رو تموم کردم خیلی راحت شدم.والان اصن پشیمون نیستم که ردش کردم. و راجع به مامانتم واقعا موندم چی بگم

  18. سلام، من حدود یک ساله که یکی از پسرهای فامیل رو دوست دارم، یکبار هم به بهونه درس و رشته و اینا بهشون پیام دادم، ولی ازاونجایی که دیگه حرفی باهم نداشتیم،صحبت هامون تموم شد
    من یک دختر محجبه هستم و میخوام بدونم چیکار کنم که بدون اینکه حیا و عفتم از بین بره، ایشون رو متوجه علاقم کنم؟
    البته فقط دوستش دارم، عاشقش نیستم
    و میخوام توی فضای مجازی باهاشون ارتباط داشته باشم نه فضای واقعی
    و ایشون فک میکنن من یه دختر سربه زیر و خانم و اهل درس و پاستوریزه ام و میخوام اینجوری فکر نکنن

  19. سلام. من 28 سالمه و مدتی هست که من با یه اقا اشنا شدم که همکلاسیمه و همسن خودم. پسر خیلی خوب و مودب و از یه خانواده محترمه. خانواده ای که تو شهرمون شناخته شده ان.یه پسر سالمه و اهل تلاش و تحصیل. تو چند رشته مختلف تحصیل کرده و روند زندگیش یه روند مثبت و با برنامه ریزیه . معمولا به دنبال افزایش درامد و پیشرفت شغلی و ورزش و این جور کاراست. شخصیت منم تقریبا مشابه ایشونه.منم رشته های مختلفی رو دنبال کردم. اوایل به خاطر مسایل درسی با هم اشنا شدیم و کم کم از خودمون و اخلاقمون و زندگی شخصی مون هم صحبت کردیم. ابتدای اشنایی مون خیلی پی ام میداد . زیاد مشتاق بود . منم بدم نمی اومد. با حوصله جوابشون رو میدادم و به صورت کلی خیلی خوش برخورد و خوش اخلاقم. این اقا که بسیار مودب و محترمه و با توجه به شغلش ادم خیلی منظم و مقرراتی هست جوری که کار بی دلیل نمی کنه و حرف بی ربط نمیزنه یه بار با خجالت زیاد,در مورد ظاهر من یعنی رنگ چشمام یه سوال پرسیدن که خیلی هم واسشون سخت بود. یکی دو هفته بعد واسم یه اهنگ عاشقانه فرستادن که به چندین نفر گفتم که بهش گوش بدن. تو اهنگ راجع به چشمای معشوق هم حرفایی زده میشد و مضمونش این بود که تا دیدمت عاشقت شدم و خدا کنه تو سهم من باشی. هیچ کس به اندازه تو نمی تونست این قدر منو عاشق کنه. جوری که نتونستم حرف دلم رو بهت نگم. اون چند نفر تایید کردن که حتتتتما علاقه ای هست و مثل روز روشنه. یه مدت بعد تو تلگرام اواخر چت موقع خداحافظی کردن بود که لابلای پیام های از همصحبتی تون خوشحال شدم و… واسم نوشت دوست دارم. و این جمله ایشون از طرف من بی جواب موند. من دیگه کاملا امیدوار شدم که حدس بقیه و خودم درست بوده اما سه روز بعد وقتی مریض شده بود و من احوالشو پرسیدم به من گفت خواهر! من به شدت دچار سردر گمی شدم. فکر میکنم دو سه هفته بعدش بود که خواستگار داشتم و نمیدونستم باید چی کار کنم. مورد مناسبی بود ولی مطابق معیار های من نبود. با یکی از دوستام مشورت کردم و اون به شدت اصرار داشت که به گوش همکلاسیم برسونم. منم چون به همکلاسیم علاقه پیدا کرده بودم و ایشون هم با رفتارشون و ابرلز علاقشون باعث شده بودن که من حس کنم ایشون هم منو دوست دارن حس کردم اگه بهش اطلاع ندم در حق هر دو نفرمون بد کردم. یه روز بهش گفتم قضیه خواستگاری رو . و گفتم که دوستش ندارم ولی خانوادم و بزرگترا همگی نظرشون مثبته. ایشون پرسیدن منو دوست داری؟؟؟ ولی من خجالت کشیدم و از جواب دادن طفره رفتم.و بحث رو عوض کردم. همچنان پی ام میدادیم و این سوال دو بار دیگه تکرار شد ولی من از شدت خجالت نتونستم جوابی بدم . غافلگیر شدم . انتظارشو نداشتم این سوال رو. واضح ازم بپرسه و نمی دونستم چه جوابی بدم. بهم گفت شب دوباره با هم حرف میزنیم . اما دیگه نیمد سراغم. نمیدونم به خاطر اینکه نتونستم به سوالش جواب بدم ناراحت شد یا اینکه چه دلیل دیگه ای داشت. من نمیدونم چرا بهم گفت خواهر. و چرا تا میگفتم خواستگارمو دوست ندارم میگفت پس منو دوست داری. خیلی گیج و سر در گمم. اهنگ عاشقانه واسه یه همکلاسی فرستادن از ایشون بعید بود مگر اینکه منظوری داشته باشه. و اگه منظوری داشت چرا هیچ اقدامی نکرد. الان مشکل من اینه که نمیدونم این اقا دنبال چیه.عشق . دوستی. دوستم داره یا نداره. از دست من ناراحته یا اینکه نظر منو نمیدونه دقیقا. رابطمون تا حدی سرد شده. و حدود دو ماه از اون خواستگاری گذشته . که من خواستگارمو رد کردم. خواهش میکنم. به من جواب بدین . واقعا سر در گمم و ذهنم اشفته ست.

  20. سلام
    من دختری21ساله ترم دوم رشته حسابداری هستم تو کلاسمون ازپسری خوشم میاد پسر سربه زیرو درس خونیه از اواخر ترم اول بهم توجه داره یعنی وقتی داشتم نگاش میکردم فهمید ولی بعد از اون بار بهم نگاه میکنه یه بار وقتی فهمیدم داره نگام میکنه روشو برگردوند کلا بهم توجه داره ولی با خجالت نگام میکنه الان3ماهه این رفتارا ادامه داره اما اون پسر تا به حال چیزی به من نگفته منم نگاش کردم تا بفهمه ازش خوشم میاد ولی چرا نمایدجلو به نظرتون ازفکرش بیام بیرون

  21. سلام خانمی ۳۰ ساله هستم بواسطه ی مشکلاتی که درزندگی شخصی داشتم جداشدم و البته در گروهی با آقایی آشنا شدم که ازمن سه سال کوچکترهستن اوایل به عنوان درد دل شاید البته کاملا با حفظ ادب برایشان صحبت میکردم به حدی که تمام اتفاقات عذاب اور زندگی رو بهشون گفتم واینکه دوباره قصد درس خواندن دارم و ایشان قرارشد از لحاظ درسی به من کمک کنن تقریبا ۸ ماه هست این رفاقت مجازی با همون سبک رفتار قبل ،، اما انگار برای من اون حس تغییر کرده،، انگار شده اون نیمه ی گمشده ی ایده آل درصورتیکه که میدونم اصلا هیچ حسی نسبت به من ندارن و البته من هم به عنوان یک همدم خیالی به ایشون نگاه میکردم اما الان اگر صحبتی راجع به خصوصیات دختری به عنوان همسر اگه ازجانب ایشون بشه ناخودآگاه دلم می‌شکنه میدونم که ایشون هیچ حسی ندارن و اینکه انگار یک وابستگی کاذب دارم تمام اون احساس و عاطفه ای که دنبالش بودم رو الان پیدا کردم نمی‌دونم چطور با خودم کنار بیام که این رابطه رو قطع کنم هرچند روحشونم خبر نداره وازطرفی به راهنماییهاشون برای درس هم نیاز دارم چکار میشه کرد

  22. سلام خسته نباشید .ببخشید من دختری هستم چند ساله که حس میکنم یه نفر رو دوست دارم که از دوستان خانوادگیمون هستن .چند ماهه پیش که شمارشو رو پیدا کردم بهشون گفتم که ایشون رو دوست دارم ولی اون گفت که خیلی برام احترام قائله ولی فعلا به ازدواج فکر نمی کنه. بعد از اون هم چند بار پیام هایی دادم ولی خیلی محترمانه و کوتاه جواب دادن .من چطور میتونم دوباره سر صحبت رو باز کنم و توجه ایشون رو به خودم جلب کنم

  23. سلام
    مشکل من یکم عجیب غریب هست
    من ۲۸ سال دارم قبلا از ۱۸ تا ۲۴ سالگی دوست پسر داشتم و روابط خوبی داشتم
    ولی الان نمیدونم چرا هیچ موردی برام پیش نمیاد تا سه سال ب خاطر درس خودم از خ هن بیرون نرفتم و نمیخواستم با کسی در ارتباط باشم ولی الان ک رشته مورد نظرمو قبول شدم و برگشتم دانشگاه انگار هیچکی (جدا هیچکی )سمتم نمیاد…از نظر همه دختر زیبایی هستم،اینکه زیبا هستم رو تقریبا هر روز میشنوم(منظورم این هست ک توهم ندارم) چ صورت و چ اندام،تیپ معمولی نسبتا خوب میزنم …نه خیلی خیلی فشن….قیافه ام با اینکه ۲۸ سال هست ولی ۲۱،۲۲ نشون میده …اصلا یادم رفته چطور باید دوست پسر پیدا کنم…البته الان با پنج سال پیش فرق داره…هم جامعه عوض شده هم اکثر پسرای سینگل از من خیلی کوچیکترن…جدا نمیدونم چطور باید با کسی ک سن و سال مناسب من رو داشته باشه آشنا بشم
    انگار طلسم شدم
    لطف میکنید راهنمایی کنید

    1. سلام
      شرایط اقتصادی کشور به قدری به هم ریخته که کمتر کسی انگیزه برقراری رابطه داره و متاسفانه رابزه ها دهه هشتادی شده و دختر ها و پسر های دهه 60 و 70 به قدری درگیر مشکلات مالی و اجتماعی هستن که مساله ازدواج و تشکیل خانواده از ذهن همه خارج شده.
      البته نمیشه همه رو اینجور دید و گفت کلا جامعه اینجور شده اما به هر حال اگر در خوشبینانه ترین حالت 30 درصد جوان هارو شامل این مشکلات بدونیم میشه فهمید که تعداد بسیار زیادی رو در بر میگیره و دختر پسر ها هیچ انگیزه ای برای آینده ندارن

    2. شما هم میتونید در صورت حفظ احترام و شان، به پسر هایی که مورد اعتمادند، نزدیک بشید، منظورم لزوما مستقیم نیست، میتونید با برخورد مستمر و خوب و ایجاد بحث و چالش پرسیدن سوال هایی در مورد علایق و تحسین کردن ایشون راه رو برای پا پیش گذاشتن طرف مقابل باز کنید نکته ی مهم اینه که بدونید و بفهمونید که چه خواسته ای در زندگی دارید ، در صورتی که فکر زود گذر دارید اصلا توصیه نمیکنم.

  24. سلام یه پسره یه سال پیش به من پیشنهاد دوستی داد ولی من قبول نکردم ولی الان میخوام باهاش دوست شم ولی نمیدونم چجوری اخه قبلا میدیدمش ولی الان فقط از اینستا هست
    میشه کمکم کنید

  25. سلام مشکل من درارتباط با ادماس مخصوصا مردا بخاطر مشکلاتی که در گذشته داشتم حس بی اعتمادی نسبت ب ادما امده سراغم خیلی طرفشون نرفتم ولی الان بعد چن سال تصمیم گرفتم خودمو عوض کنم ب ادما دوباره اعتماد کنم روابطمو باهاشون خوب کنم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم ینی وقتی چندتا از همکلاسیامو میبینم چجوری باهاشون گرم بگیرم یا با پسرا چجوری حرف بزنم لال مونی نگیرم جلوشون ممنون میشم راهنماییم کنین

  26. سلام خسته نباشید
    دختری هستم۲۳ساله با اقاپسری هم سن خودم اشنا شدم من زیاد دوس دارم باهم صحبت کنیم تا بیشتر اشنا بشیم امت ایشون زیاد تمیال ندارن من میخوام بدونم که ایا قصد ایشون برا ازدواجه یا نه هروقت اسم ازدواج میاد میگن که من نمیتون فعلا در مورد اینده تصمیم بگیرم نمیدونم چی خواهد شد نمیدونم اخلاقم چطوری باشه باهاش و برای اشنایی بیشتر باهم صحبت کنیم لطفا کمکم کنید ممنون میشم.

  27. سلام خسته نباشید
    من 19 سالنه و ترم 2 دانشگاه هستم
    قبلا کسی من رو دوست داشت اما من دوسش نداشتم، بعد از اینکه محل زندگیمون از هم جدا شد عذاب وجدان اینکه اون غرورش به خاطر علاقه به من شکسته شد دیوونم کرد و منم به همین خاطر ازش خوشم اومد!! میدونم رفتارم بچگانه بود اما من تعریف از خود نباشه آدم مهربونیم واحساس میکنم این دوست داشتن رو ضمیر ناخودآگاهم انجام داد تا از عذاب وجدانم کم شه. بعد از 3 سال داره این حس کور از بین میره و شک کردم که کلا منو دوست نداشته که هیچ سراغی ازم نگرفته حالا هرچقدرم من غرورشو شکسته باشم.
    الان تو دانشگاه یه پسره بهم نشونه میده جوری که دوستامم میگن البته تنها کارش اینه که همش نگاه میکنه بهم وقت و بی وقت، سر کلاس تو راه همه جا…
    به نظرم اون پسر خوبی نیست و همه دخترا رو تجربه کرده و میدونه راه جذب کردن دختری مثل من اینه و با پی ام دادن نمیشه منو جذب کرد که تا حالا این کارو نکرده.
    من وااااقعا نمیخوام باهاش هیچ ترتباطی داشته باشم اما میترسم وسوسه شم تو رو خدا بگین چطور جلوی خودمو بگیرم که وسوسه نشم ببخشید طولانی شد اما خواهش میکنم جواب بدید.
    از سایت خوبتونم خیلی خیلی ممنونم

  28. با سلام.
    دختر 24ساله ای هستم ک تابحال عاشق نشدم… حسی نسبت به پسرای اطرافم ندارم.. یه جورایی به زندگی آینده و پسرها بد بینم… احساس میکنم بخاطر اختلافات همیشگی مادر و پدرمه… میشه راهنماییم کنید تا با این بدبینی کنار بیام؟؟

    1. سلام
      من در این زمینه قادر به پاسخگویی نیستم و توصیه می کنم به مشاور خانواده مراجعه کنید و یا از کتب و مقالات معتبر مطالعه کنید.

  29. سلام آقا اشکان می خواستم یه سوالی ازتون بپرسم و سوالم اینه که شما پسرها از چه دخترهایی خوشتون میاد یعنی چقدر به اخلاق و ظاهر و خانواده دختره توجه می کنید و کدوم در اولویت قرار داره البته واسه ازدواج (البته نظر شخیصی شما رو نمی خوام یه نظر کلی بعنوان یه پسر ایرانی)
    پیشاپیش از پاسخ گویتون متشکرم.

    1. سلام اقا اشکان من عاشق برادر شوهر خواهرم شد ام و واقعا حاضرم هر کاری براش بکنم ولی اگه به اون چیزی بگم به خواهرم میگه میخواستم بدونم باید چیکار کنم تا اون وابسته ام بشه و به طرفتم بیاد

  30. من پيامم تو ارسال با مشكل مواجه شد مجبور شدم دوباره تايپ كنم و ارسال كنم اما وقتي ارسال كردم ديدم قبليم اومده .لطفا پيام قبليمو كه با اسمه بردارين آقاي اشكان و اصلا نخونيدش چون وقتتون هدر ميشه دوميه همون جريانه ولي خلاصه تره ،ممنون

  31. سلام .من ١٨سالمه.من توسط يكي از اقوام مادرم كه استاد دانشگاه هستن با يه آقايي آشنا شدم،اين آقا از لحاظ اخلاقي و شرايطي كه داشت خيلي شبيه ايده آلِ من بودن ،ما دوبار همو ديديم اما نه تنها ،چون من تا به حال با كسي بيرون نرفته بودم به اين عنوان،خواستم تنها نباشم و خالم از طرف من و اون خانمي كه مارو به هم معرفي كردن از طرف اون آقا باهامون ميومدن ،يكم صحبت ميكردن و ميگفتن و مي خنديدن مخصوصا جلسه اول كه ما يخمون باز شه و احساس راحتي كنيم و اينا ولي ما كه مي خواستيم صحبت كنيم رو يه ميز ديگه ميشستن .از لحاظ ويژگياش سنش از من دو سال بزرگتر بود ولي خيلي دلش مي خواس بزرگ به نظر بياد مدل لباس پوشيدنش و قيافه شم جوري بود كه٢٦-٧ سال مي خورد بهش،تو فاميلشونم ازينا بود كه همه روش حساب ميكردن با اين كه سنش كم بود.مادر پدرش جداشده بودن و مادرش بعد يه سال ازدواج كرده بودن اما مي گفت خيلي راحت تر از بقيه كسايي كه تو اين شرايط قرار ميگيرن با اين موضوعات كنار اومده ،مي گفت چون ديدم مادرم كنار اون آقا آرامش داره و منم با آروم بودن اون آرومم با ازدواج مجددش موافقت كردم،با مادرش زندگي ميكرد و رابطه ش در كل با مادرش بهتر بود تا با پدرش اما با اين وجود شبا همش دير ميرفت خونه كه كمتر با مادرش و اون آقا مواجه شه ،درس ميخوند كارم ميكرد،شرايط مالي شونم عالي بود.مادر پدرش نه خودش البته چون خودش كلا ٢٠سال بيشتر نداشت و تومدتي كه شروع كرده بود به كار كردن خب پس انداز آنچناني اي نداش اما مي خواس با سرمايه اي كه از خونواده ش ميگيره يه شركت معتبر و خوب بزنه .تك فرزند بود .خيلي هم بچه مثبت بود ،حتي سركار مي گفت وقتي ميبينم بعضيا مي خوان از يه در ديگه وارد شن زود يه حلقه دارم ميندازم دستم كه فك كنن متاهلم ،اصلا اهل دوستي نبود ، ميگفت من چون دوست زياد دارم هر هفته چندتا مهموني دعوت ميشم ولي اگه خوشي به پارتي و دوس دختره من اهلش نيستم .دنبال يه دختر خوب بود واسه ازدواج ، خيلي ازم خوشش اومده بود ،خب منم خدايي دختر پاكي هستم .چهره و مدل لباس پوشيدنمم خوبه ،تو همون جلسه اول وقتي يه مقدار همو شناختيم خيلي اشتياق نشون ميداد و مدام نظر منو درمورد ادامه رابطه مون مي پرسيد منم خب تو جلسه اول چي بگم ،گفتم بايد فكر كنم،به اون خانم هم گفته بود خيلي ازم خوشش اومده و حس ميكنه خيلي تفاهم داريم ،جلسه دومم همو ديديم ،تو همون جلسه گفت دوست داره ديگه اين جوري نباشه و بيان خواستگاري قرارشد جلسه سوم با مامانامون بريم كه مامانامونم ببينن مارو بعد بريم مشاوره اگه اونجام اوكي شد بيان خواستگاري. اما جلسه سوم هي عقب افتاد هي ميگفت كاري پيش اومده مامانم سرما خورده و ازين حرفا و من ميدونستم مادرش دارن مخالفت ميكنن ،اين قد پسر خوبي بود و ميگفت قصدم ازدواجه كه حتي براي اينكه شبيه دوستي نباشه رابطه مون و فقط يه آشنايي قبل ازدواج باشه شماره مم نگرفته بود و از طريق اون خانم در ارتباط بوديم و يا بيرون همو ميديدم كه درباره معيارامون صحبت كنيم .اولش گفت مادرم راضين حتي من گفتم اگه خونواده تون راضي نباشن چي؟گفت خونواده م واسه ارزشام ارزش قائلن ولي بعد كه مامانش اين جوري كردن خيلي آبروش رفت بيچاره ،چون قبلش خيلي از راضي بودن خونواده ش گفته بود دروغم نگفته بود مامانش اول گفته بودن من خودم پشتت ام برين همو ببينين ولي وقتي ديدن قضيه داره جدي ميشه زدن زيرش چون سنش كم بود و از طرفي وضعيت مالي ما متوسط بود مث اونا عالي نبود مادرش مخالفت كردن ،خلاصه مجبور شد بگه به اون خانم مادرش ناراضين ،با كلي خجالت و شرمندگي گفت كه اين جوري شده،من حدس زدم به خاطر وابستگي مالي كه به مادرش داشت نتونست با مادرش مخالفت كنه،خودش كار ميكرد ولي براي درست كردن يه زندگي درست حسابي به پشتوانه مالي مادرش نياز داشت و در كل نمي خواس از پدرش پول بگيره چون با مادرش رابطه ش بهتر بود ولي وقتي اين جوري شد از مادرش جدا شد و رفت با پدرش زندگي كرد.يعني سر اين جريان با مادرش بحثش شد و رفته با پدرش زندگي ميكنه ، پدرش گفتن بايد خودتو بهم ثابت كني تا برات قدمي بردارم،خلاصه مطمئنم دوسم داشت و نه كم ،حتي زياد ولي به خاطر اينكه آبروش خيلي رفت روش نميشه حتي اگه پدرش بگن حاضرم بيام خواستگاري ديگه برگرده البته خودش چيزي نگفت ولي من حدس ميزنم همين طور باشه ،من عاشقش نيستم ولي واقعا از پاكيش خوشم اومده ،همش ميگم اي كاش يه پسر هرزه بود تا مي تونستم راحت بيخيال شم ،ولي مدام تو فكرشم ،دنبال راهيم تا بدون اينكه غرور خودم بشكنه يا شأنم زير سوال بره كاري كنم برگرده و خجالت نكشه ،با اينكه مادرش با نيومدنشون واقعا به من بي احترامي كردن ولي خب من حاضرم اينو نديده بگيرم اما مي ترسم اگه بهش چيزي بگم يه موقع فك كنه من ازين دختراي سبكم كه افتادم دنبالش ،البته فك نكنم اين جوري فك كنه چون بالاخره ازم شناخت داره ولي بالاخره هزار جور فكر و خيال سراغ آدم مياد ، همش مي گم بهتره هيچ كار نكنم ولي بعد گذشت تقريبا هشت ماه هنوز مدام به يادشم ،خيلي شبيه هم بوديم خيلي ،حس ميكردم واقعا براي هم ساخته شديم ،همش مي ترسم اگه كاري نكنم كه بفهمه دوسش دارم در حق دوتامون ظلم كرده باشم،ميدونين من تو همون مدتم در برابر اون همه اشتياق اون رفتار خاصي كه بگم منم خيلي مشتاق اين رابطه م نشون ندادم چون خب دخترا يه غرور خاصي دارن كه ترجيح ميدن اين جوري رفتار كنن مگر كه كنه باشن و بخوان خودشونو به كسي بچسبونن ،بعد يه مدت سر يه جرياني به احتمال ٩٩٪‏ به اين نتيجه رسيدم كه فك ميكنه آنچنان براي من مهم نيس ، براي همين بيشتر حس كردم بايد بدونه منم بهش بي احساس نيستم اما خب بازم نتونستم خودمو قانع كنم كه يه جوري بهش بفهمونم تازه اصلا قانع هم شدم اما نمي دونستم چيكار كنم ،لطفا راهنماييم كنين درضمن تمام چيزاييكه ازش گفتم با شناخت بود يعني مطمئنم چيزيو در مورد خودش و خونواده ش دروغ نگفته چون كسي كه بهم معرفيمون كرد كاملا مي شناختش

    1. سلام
      چون این موضوع با خانواده ها در میان گذاشته شده باید بزرگ تر های شما تصمیم گیری و مشاوره های لازم رو به شما بدن .
      نکته ای که جا داره من یاداوری کنم سن ایشون خیلی کمه و اگر فرضو بر این بگیریم بخاطر طلاق معاف از خدمت شده و کارت پایان خدمت داره باید بزرگ تر بشه و شما هم باید بیشتر صبوری کنید چون من این رو ایده آل ارزیابی نمی کنم برای شما.

  32. سلام من دختری 17 ساله هستم و توی کلاس زبان المانیم ب شدت از یک نفر خوشم میاد و دائما میبینم ک داره منو نگاه میکنه. یعنی یهو نگاهشو میگیرمو روشو اونور میکنه.به هر حال من حس میکنم اونم بی میل نیست ولی کاملا مشخصه ک ادم خجالتیه و هیچوقت پیش نیومده باهم صحبت کنیم.من خیلی صبر کردم اما اون کاری نکرده .الان مشکلم اینه ک چجوری سر بحثو باهاش باز کنم یا باهاش حرف بزنم و اینکه کلاس 3 ساعته و بین کلاس ی ربع انتراک داریم.لطفا کمک کنید من واقعا ازش خوشم میاد

    1. توی سن شما کسب تجربه مهمه و صرفا نباید فکر ازدواج باشید. با این دید که برخورد کنید روی شما برای همصحبتی باز تر هست اما اگر با هدف ازدواج نگاه کنید ممکنه تا 30 سالگی هم این روند ادامه دار باشه

  33. سلام،آقای فلاح شما گفتيد يه دختر برای ابراز علاقه به پسر مورد نظرش به جمله ی(میشه با شما بیشتر آشنا بشم)بسنده کنه،خواستم بدونم يه پسر چجوری ابراز علاقه کنه؟ منتظر جواب شما هستم.

  34. سلام ایشالا ک هرچه زودتر جواب بدید ب جواب سریعتون نیاز دارم من حدود یکساله که با پسری 22 ساله وارد رابطه شدم که از اولش گفته قصدش خیره ولی خب واقعا شرایط ازدواج نداره چون شغل نداره و منم اصراری ندارم فعلا چون تا وقتی شغل نداشته باشه خانواده منم قبولش ندارن الان یه مشکل که دارم اینه حس میکنم خیلی دلش میخواد بقلم کنه و… ولی من هیچوقت دوست نداشتم تا قبل محرمیت این اتفاق بیوفته ولی الان باید حداقل 4 سال باهم ارتباط داشته باشیم تا شرایطش درست بشه الانم از هم دوریم و دو 3 ماهی یبار همو میبینیم چون شهر دیگ تحصیل میکنه حالا میخواستم بدونم باید بهش اجازه بدم چون میترسم اگ اجازه ندمو حسشو سرکوب کنم بدتر بشه از طرفیم میترسم اگ بهش اجازه بدم ارزشم پیشش کم بشه و دیگه مثل قبل اشتیاق و شور نداشته باشه ک تو زندگیم باشه نمیدونم چیکار کنم کاش زود جواب بدین

    1. این مساله شخصی و اعتقادی هست و ما نمیتونیم دخالتی در این مساله داشته باشیم.
      بستگی به اعتقادات شخصی خودتون داره. باید به این فکر کنید که اگر روزی از هم جدا شدید مشکل ساز خواهد شد یا خیر ، که اگر جواب بله هست بهتره این کارو نکنید

  35. سلام من یه دختر ۲۰ ساله م و حدود یک ماهه با یه پسر ترم آخر که ۲۷ سالشه آشنا شدم که تمامممممم معیارهای من رو داره از نظر من کامله و همون چیزیه که واقعا میخام و وقتی دیدمش حس کردم نیمه گمشدم رو پیدا کردم . ایشون تو برخوردش کاملا ادب رو رعایت میکنه و همیشه از ضمیر جمع استفاده میکنه و یکم خجالتی هم هست گاهی اوقات باهم تو تلگرام حرف میزنیم و یک بار به من گفت که اصلا احساس تنهایی نکنید و رو من حساب کنید هرکاری داشتید درخدمتم و باهام تعارف نکنید (چون من دانشجوم و ااز خانواده دورم و همشهری هم هستیم) . من وقتی میبینمش بیشتر ساکتم و تو فکرم .من چون بار اولمه عاشق میشم و از ته دل کسیو دوس دوس دارن واقعا نمیدونم چیکار باید بکنم و خبلی برام سخته که ابراز علاقه کنم . من واقعا شیفته ش شدم و ازش خوشم اومده .اینم بگم خودم از نظر ظاهری خوبم . به نظرتون چیکار کنم ؟ممنون میشم راهنماییم کنید؟

  36. سلام اواخر پارسال اتفاقی منو ی آقایی سر راه هم قرار گرفتیم بعد ایشون از اخلاق من خوشش اومد خواست ک همو ملاقات کنیم منم چون تا الان ک26سالمه با هیچ پسری رابطه نداشتم و دوست نبودم رفتن سر این قرار و این ملاقات برام قابل هضم نبود و بنظر بی معنی میومد یعنی دوست بودن با پسر بنظرم کار بیخودی بود شایدم زیادی پاستوریزه بودم.برا همین ب قضیه‌جدی نگاه نمیکردم.اولش بهش حسی نداشتم و قاطعانه دعوتش رو رد میکردم و از طرفی از داداشم و خانواده می ترسیدم..چهار ماه تو تلگرام شب و روز در جریان زندگی هم بودیم چهار پنج بار هم تو محل کارش همو دیدیم از هم خوشمون اومده بود،اون تو این مدت خیلی تلاش کرد ک من ملاقات قبول کنم و میخواست رابطمون صمیمی تر بشه
    منم چون اولین بارم بود با ی پسر ارتباط داشتم یکم سختم بود ابراز احساس کردن و خودمونی شدن با اینکه دلم باهاش بود،خلاصه تو اون چهار ماه با اینکه دیگه بهش علاقمند شدم هنوز رسمی بودم باهاش،خودم خیلی اذیت میشدم ک نمیتونم راحت باشم باش
    با اینکه آدم خجالتی نیستم یعنی کلا آدم راحت و لارجیم ولی در مقابل اون نمیدونستم چطوری رفتار کنم
    خودم از رسمی بودن خسته شدم اونم تمام تلاششو کرد..تا ی روز زد ب سرم گفتم من ک نمیتونم ب اون بگم خوشم میاد ازت ب اونم ک اجازه ندادم باهام راحت باشه و هر روز داره سردتر میشه
    پس این رابطه فقط داره خودمو از بین میبره و وابسته میشم بهتره تمومش کنم
    یبار بهش گفته بودم تمومش کنیم گفت نه خواهش میکنم،ولی ایندفعه خیلی یهویی بدون اطلاع و بدون هیچ اتفاق خاصی ی پیام خداحافظی دادم و قانع کردم ک باید تموم شه.بنده خدا خیلی محترمانه پذیرفت و گفت شاید من لیاقت شمارو نداشتم،حالا پنج ماه میگذره من دیگه هیچوقت اون دختر سابق نشدم همش تو گذشته گیر کردم و حسرتش رو میخورم
    ک چرا پسری ب اون خوبی سر راهم قرار گرفت این همه تلاش کرد همش با بچه بازی و فقط بخاطر خجالت از ابراز کردن احساسم،ترس از خانواده م از خودم دورش کردم.چرا هیچوقت نذاشتم بفهمه دوسش دارم،هیچوقت حسمو بهش نگفتم و نفهمید،یعنی یجوری رفتار کردم انقد رسمی ک حس کردم دلزده و سرد شد
    و الان هیچ راه ارتباطی با هم نداریم حتی محل کارش هم عوض شده و اون از تنهایی خسته شده بود بعضی وقتا میگم نکنه رفته با یکی دیگه
    خیلی دوسش داشتم و دارم نمیدونم باید چکار کنم چون من ی دخترم نمیتونم بر م جلو از طرفی خودم ردش کردم بخاطر اینکه نمی تونستم حسمو بگم حالا برگردم بگم چی، هزار تا حرف از توش در میاد تورو خدا کمک کنید بعد از رفتن اون از دنیا متنفرم هیچی خوشحالم نمی کنه دوس دارم خودمو بکشم آخه سنمم بد سنیه وقت ازدواج و تشکیل خانواده
    خوشم نمیاد ب هیشکی جز اون فکر کنم آخه این چ دین و مذهبیه ک پسر عاشق یکی شه راحت میتونه مستقیم یا غیر مستقیم بگه بهش
    ولی دختر بیچاره باید بریزه تو دلش و اشکش بشه مرحم دلش و فقط منتظر معجزه و گذر زمان بشه شاید برگرده

    چکار کنم از همه چی بریدم
    دوس دارم حس اونو نسبت ب خودم بدونم بعد از اون ررفتارها!!!!!!
    دوس دارم زمان ب عقب برگرده و باهاش راحت باشم و حرف دلمو بزنم بدون هیچ ترس و شرمی

    پسرایی ک میخونن بنظرتون اگه شما بودین هنوز ب همچین دختری فکر میکردین؟؟؟؟
    رسمی بودم،ملاقاتشو رد کردم،خداحافظی دادم،بعدشم تو اینستا بلاکش کردم،هیچ خواسته ایشو برآورده نکردم و هیچ خاطره ای بجا نذاشتم

    هر چند ک من تو دلم چیز دیگه ای بود و نتونستم خود واقعیمو نشون بدم و هیچوقت حسمو بوروز ندادم فقط بخاطر ترس و خجالت
    ولی اون بنده خدا از کجا باید حدس میزد تو دل من چی میگذره

    ولی کاش میشدبفهمه بخاطر حیا و موقعیت خانواده م نتونستم علاقم رو نشون بدم و برم ملاقات
    بهرحال هر کاری اولین بارش ترس و دلهره خودشو داره و آدم بی تجربه س
    من واقعا بلد نبودم چجوری با پسر رفتار کنم
    کسی ک برا اولین بار یه کاری رو انجام میده خب خیلی چیزا براش تازگی داره
    نمیدونه چجوری باید برخورد کنه
    درست چیه غلط چیه
    حکایت منه
    بنظر شما من الان تو این وضعیت باید چکار کنم؟؟؟؟

    1. سلام
      شما انقدر ایشونو دور کردید که من دیگه راهی برای برگشت نمیبینم و باید دید که ایشون الان در چه وضعیتی هست .
      اگر شمارو واقعا خواسته باشه شما میتونید مجددا ازشون سوال کنید تا ببینید جواب ایشون چی هست .

    2. واقعا شما دخترا چرا اینجوری هستین…؟یکی هستی شبیه اونی ک من بهش علاقه دارم….الان نزدیک سه ماهه دارم باهاش صحبت میکنم ابراز علاقه میکنمـ…نم پس نمیده…همش میگه نه…خب اگه نمیخوای چرا انقد باهام شوخی میکنی…انقد بهم پیام میدی…لامصب بگو اره خیال منو راحت کن دیگه…

      1. دقیقا منم همینطوری بودم باهاش. فقط مشکلم این بود نمیتونستم توزمینه احساسی باهاش راحت باشم باش و هیچوقت حسمو بهش نگفتم و الان پشیمونم…..احتمال زیاد طرف مقابل شماهم حس متقابل بهتون داره. وگرنه هیچکس حاضر نیست جواب کسی و بده ک ازش خوشش نمیاد

    3. عزيزم دوره اين حرفا گذشته ك دختر حرفشو بريزه تو دلش و اشكش بشه مرهم دردش
      بهش پيام بده و خبري ازش بگير بگو ميخاستم حالتو بپرسم فكرم نكن با اين كار غرورتو شكستي و سبك شدي
      اصلا به اين فك نكن اون در موردت چه فكري ميكنه چون فكر بدي نميكنه اصلا فكر بد كنه تو بخاطر آرامش خودت اينكارو كن،محاله باهات رفتار نامناسبي داشته باشه اما حتي اگه داشته باشه بهتر از اينه ك يه عمر حسرت بخوري ك اي كاش كاري كرده بودم، با يه جا نشستن اتفاقي نميوفته
      بعد پيام تو اگه كسي تو زندگيش نباشه قطعا خودش باز پيام ميده و وقتي پيام داد ديگه يخ نباش
      تفكرات قديميو بريز دور

  37. البته من قبلا ب صورت ناشناس بهش گفتم ک ازش خوشم میاد و اونم اصرار داشت ک بدونه من کیم. ولی بهش گفتم غرورم اجازه نمیده ک بهش بگم

      1. یعنی چی یعنی بعد صبر کردن چه اتفاق خاصی میفته؟!

      2. خیلی ببخشید اینو میگم ولی جوابتون ربطی ب حرفای من نداشت

    1. من چند وقت پیش بر حسب اتفاق با یک پسر اشنا شدم خیلی به هش علاقه مند شدم ولی او هیچی نمیدونست من خواستم با نامه بفهمم که ایا کسی رو در نظر داره و به هش گفتم که به هش علاقه دارم ولی خودم و معرفی نکردم اما حرفامون به درازا کشید تا جای که او خیلی اسرار داشت من رو بشناسه ولی او خیلی مودب هست و همکاره مه من فکر کردم که شگ کرده به من به این خواطر یک روز رفتم و رودر رو به هش گفتم من هستم و او میدونه که من خیلی دوسنش دارم الان یک سال میشه من حساس میکنم نه میگه نه ونه میگه باشه منم نمی دونم اشتباه کردم که مستقیم بهش گفتم ؟ ولی الان میخوام شما راهنمایم کنید چیکار کنم نظرش جلب بشه یک اقدامی بکنه ولی همیشه میگه وضع مادیش خوب نیس

  38. سلام چند وقتیه یکی از پسرای دانشگاه خیلی فکرمو مشغول کرده و نمیدونم حسم بهش چیه فقط میدونم دوس دارم باهاش حرف بزنم .نمیدونم باید چیکار کنم،من خیلی مغرورم و هرکاری میکنم نمیتونم چیزی بهش بگم و احساس میکنم با گفتنش غرورم له میشه و چون چادری هستم این کار رو سخت تر میکنه تا قبل از این دخترایی ک ب ی پسر پیشنهاد میدادن زشت و بد ننگ و عار و سبک بودن دختر میدونستم ولی الان واقعا نمیدونم باید چیکار کنم ،و همش میگم اگر چیزی بگم و اون بگه ن بد جور سبک میشم و غرورم له میشه،
    لطفا راهنمایی کنید

    1. یه مدت بهش نگاه کنید برید ازش جزوه بگیرید باهاش ارتباط برقرار کنید دوروبرش باشید …اگه یه جایی نشست بی علت برید یه جایی ک و دیدش باشید بشینید…خلاصه کلام که یه کاری کنید ک زیاد شمارو ببینه…مطمعا باش اگه کس دیگه ای تو زندگیش نباشه و رفتار شما هم سنگین و با حیا و با کمی لبخند باشه خودش میاد سمتت…من یه پسرم و میدونم ک وضعیت چجوریه…موفق باشی…

  39. باتشکر از نصیحت شما ولی چکارکنم که عشق سابقم ازمن دل بکنه…وفراموشم کنه چون اون تاالان منو دوست داره

  40. س من دختری ۱۹ سالمه با پسر عموم رابطه داشتم عاشق همدیگه بودیم وقصد ازداوج داشتیم ولی خونوادمون اعتراض کردن ومنو به پسر عموی دومیم دادن که من دوستش ندارم اون هم عاشق یکی از دخترای هم فامیلامون بود ازدواج اجباری الان هم تقریبا یک سال عقد کردیم وچند هفته به عروسیمون مونده ولی من هنوز عشق اولیمو فراموش نکردم اخه خیلی دلتنگشم اون هم غریبه نیست که فراموشش کنم پسر عمومه همیشه جلو چشمامه نصیحتم کنین چکار کنم اصلا هم باورم نمیشه که نامزدم منو دوست داره چون اون هم مثل منه عاشق یکی دیگه بود ولی اون میگه من تورو دوست دارم وگذشته ام رافراموش کردم وتو همه چی من شدی من نمیتونم دلمو بااین حرفا قانع کنم چون عشقمو خیلی دوست دارم خواهشا نصیحتم کنین چکار کنم

    1. گاهی برای پیشرفت باید گذشته رو فراموش کرد – چند عامل باعث این اتفاق شده و ممکنه مهم ترین اون عدم اقدام کسی هست که شما دوستش دارید و خودتون باید قبل از این اتفاق پافشاری می کردید .
      با توجه به شرایط به وجود اومده بهتره با مساله کنار بیاید و به زندگی جور دیگه ای نگاه کنید تا بهتون سخت نگذره و موجب تزلزل در رابطه زناشوییتون نشه .

  41. سلام و عرض ادب
    من ۲۴سالمه چندروزی هست باپسری ۲۶ساله آشنا شدم ایشون از نظر مالی چیزی کم نداره مدیر شرکت هست منم در سطح متوسطم دیشب اولین دیدار رو باهاش داشتم پسر آروم و بااحساسیه توی حرفاش گفته بود که ازرابطه های زودگذر خسته شده و میخواد ی نفرباشه ک همیشه و همه جا کنار هم باشن وگفت توفکر ازدواج و میخواد دوست دخترش همسر آینده اش باشه و درکل رابطه ی صمیمی میخواد داشته باشه واینکه زود وابسته میشه، بادیدار اول مسلما حسی ب وجود نمیاد اما جفتمون ازهم خوشمون اومده و اصلا ابرازش نکردیم
    نکته ی دیگ بااینک دیدار اول بود اما منو تو آغوشش گرفت بوسید و پرسیدآیا جز اون کسی تو زندگیم هست یانه الان نگرانی که من دارم اینک چطوری بفهمم فرد مناسبی برای من هست ؟ میترسم رابطه رو پیش ببرم اون جوری ک میخوام نباشه یا این حرفاشو براجلب نظرمن زده باشه لطفا راهنمایی کنید باید چیکار کنم چجوری رفتار کنم که خدایی نکرده منو برا هوا وهوسش نخواد

    1. سلام
      گذشت زمان بهترین گزینه هست و نباید توی دیدار اول همه چیزو رو کرد و هر رفتاری داشت . حد و حریما باید به عنوان دو تا دوست رعایت بشه همونجور که خیلی از همکلاسی ها و همکار ها باهم رابطه دارن .
      این کار شمارو وارد احساسات میکنه و نمیتونید واقعیت هارو ببینید و احساسی تصمیم میگیرید .

  42. سلام. من ۳۲ سالمه و تا حالا با هیچ پسری وارد رابطه نشدم و از این نظر آدم انرمالیم. تقریبا یک ماه قبل با کسی آشنا شدم و چهار بار باهاش بیرون رفتم . دو جلسه اول عادی بود اما جلسه چهارمی که دیدمش حس کردم واقعا نسبت به لمس یا حتی بوسه ولع داره .حس میکنم باید تا یه جایی بهش اجازه بدم لذت ببره از طرفیم اونطوری خودم حس وحشتناکی دارم. ظاهرش اصلا زیبا نیست اما خیلی کلمات رو به خوبی استفاده میکنه و میتونه هوش از سر آدم ببره. دائما هم در مورد بچه و عروسی! خیال پردازی میکنه گیر کردم واقعا نمیدونم باید چیکار کنم؟ دوست ندارم این طوری رابطه داشته باشم از اون طرف هم واقعا به رابطه احتیاج دارم کی بهتر از این آقا که حداقل تلاش میکنه همون لذت لمس و تماس هم دو طرفه باشه؟ حسم میگه یا این آدم خیلی هفت خطه و مریض یا خیلی تنها و جدیه! خواهش میکنم راهنماییم کنین واقعا درمونده شدم.

    1. سلام
      توصیه نمی کنیم که در ابتدای رابطه برخی حریم ها از بین بره ، برای ورود به این مرحله از رابطه باید شناخت به حد کافی برسه ، سعی کنید اجازه ندید ازتون استفاده ابزاری بشه و خیلی هم سخت گیرانه برخورد نکنید که طرف مقابل دلزده بشه باید در حد متوسط رفتار کنید تا اگر هدف ایشون خیره برای ازدواج اقدام کنن .

  43. سلام من ۱۹ سالمه و ترم ۳ دانشگاه.خیلی احساس تنهایی میکنم و حس میکنم به کسی نیاز دارم که همدیگرو دوس داشته باشیم..پسرای زیادی رو امتحان کردم ولی هیچ کدوم ویژگی های مورد علاقمو به دلایلی نداشتن.و چند نفری هم که من ازشون خوشم میاد اونا هم بی محلی میکنند یا هدفشون تنها خوش گذرونی و گردشه نمیدونم چیکار کنم کسی که در حد خودم باشه پیدا نمیشه لطفا راهنماییم کنید

  44. سلام .پس خدارو شکر که پنهانه چون من زنی هستم آبرو دار یعنی اگر شخصی هم پیدامیشد یا پیدا بشه من به راحتی باهاش دوست نمیشم من یه زنی هستم رنج کشیده نمیام دوباره تو دام یه آدم مدل دیگه بیفتم اینقدر راه ها رو میرم تا راه درست و پیدا کنم ولی واقعأ بخدا دیگه خسته شدم آخه سی سال کم سالی نیست که یه آدم یکیو که دوستش نداره باهاش زندگی کنه و حالا که همه جور مریضی میاد سراغ آدم میبینه هیشکی نیست دلسوزش باشه حتی پسراش وقتی میبینم تنهام پشتم خالیه و هیشکی دلسو زم نیست مجبورم پیام بزارم از مردن بهتره که چرا آدم سالم سالم بخاطر یه مرد ه مریض الکی مریض بشه ممگه.من انسان نیستم دوست دارم مثله آدم زندگی کنم به دور از غصه ها .وقتی شوهرم اینجور پسرم بی غیرت تر بخاطر زنش دورمو خط قرمز کشیده پس چه بهتر که مادر نداشته باشه .خلاصه آقا اشکان ببخشید که ناراحتتون کردم حلا ل کنید .

  45. سلام .آقا اشکان خیلی ار جوابنون ناراحت شدم اصلا پیامو پاک میکردن من گدایی محبتم من کم مونده تز دست این مرد سکته کنم به رختخوابم انداخته اشتباه کردم بخاطره این که آواره ی خیابونها نشم درخواست گزاشتم هر انسانی حق زندگی آروم داره من که دارم عذاب میکشم چرا تنها بمونم اینهمه سال دریغ از محبت و درست حرف زدن همش دعوا همش فوحش دیگه دارم دق میکنم منی که چشم و دلم پاکه چرا آلوده به گناه بشم ..

    1. اینجا مشخصات و اطلاعات شما مخفی هست و کسی نمیدونه شما کی هستید پس کسی به داد شما نمیرسه .
      اگر مشخصات شما منتشر بشه قطعا افراد بد تری با شما تماس میگیرند ، پس اگر پاسخی جز این میتونم بدم بگید .
      فرضو بر این میگیرم که ادعای شما درست هست ، این قانون توی همه کشور های دنیا هست که با مطرح کردن این ادعا در دادگاه حق رو به شما میدن و شما میتونید هر نوع مطالبه ای رو طبق قانون انجام بدید. اگر مانعی وجود داره میتونید بجای درخواست کمک از مردم از پلیس درخواست کمک کنید .

  46. سلام .من شوهرم علاقه بهم نداره میخوام با مرد مهربون پنجاه سال آشنا بشم و از شوهرم جدا بشم اگه شخصی مهربون هست باهام تماس بگیره .زنی هنرمند هستم ولی شوهرم هیچوقت از من خوشش نیومده با روانم بازی میکنه منم یهوخانمی با شخصیت آروم هستم ولی شوهرم بد اخلاق بد دهن فحاش ووووهست اگه آقای مهربونی هست منو از چنگ این آدم نجات بده

    1. این کامنتو به یک دلیل تایید کردم که بگم اولا این پیام جعلی هست ( با توجه به آی پی کاربر )
      دو اینکه اگر چنین موردی رو دیدید بدونید که با چنین زنی نمیشه حتی هم کلام شد ، چرا که کاملا مخالف ایده های فمینیستی هست و در اصل زن داره محبت رو از بقیه گدایی میکنه

  47. البته فراموش کردم که بگم این آقا ناراحتی من خیلی براش مهمه، همش میخواد مطمین باشه من توی این جدایی خودمو ناراحت نکنم، کلا مسیولیت پذیره، اینم اضافه کنم که موضوع من رو به خانوادش گفته ولی خب اونا جواب منفی دادن و‌گفتن یا قید اون دختر رو‌بزن یا مارو ، همشم میگه من فقط آرامش میخوام ازم دور باش تا نفس بکشم ، یا اینکه شماها ( من و خانوادش) خیلی بهم فشار میارین ، حتی مشاوره و‌ هم رفته ولی من دقیق نمیدونم مشکلش چیه چون نمیگه بهم
    ازم خواسته دوست معمولی باشم براش، یعنی کلا نمیتونه رابطش رو باهام قطع کنه
    میخوام حضوری باهاش صحبت کنم ولی ازم فرار میکنه
    نمیدونم باید چه تصمیمی بگیرم
    واقعا نیاز به راهنمایی دارم

    1. سلام

      رابطه خانم های متارکه کرده کمی با دختر های دیگه متفاوت هست و باید بیشتر به بهداشت روانی توجه داشت .
      معمولا اینگونه روابط آزادانه تر هست و مرد ها تمایل بیشتری به دوستی با خانم های متارکه کرده دارند ، باید دید انگیزه ایشون از ارتباط چی بوده ، از طرفی شما هم بخاطر ترس از آینده و امکان تنها موندن و قدرت انتخاب کمتر در تصمیم گیری دستو پا بسته تر هستید . باید ببینید رابطه شما از روی نیاز عمیق تر شده و یا از روی دوست داشتن ، اگر صرفا از روی نیاز بوده حاشیه امنیتی برای مستدام بودن این رابطه وجود نداره و ممکنه در آینده منجر به جدایی مجدد بشه .

      روان شناس ها پس از طلاق حد اقل دو سال تنهایی رو توصیه میکنند ، شما نفرمودید چه مدته که متارکه کردید ، هر چقدر بیشتر زمان بگذره برای هر دوتون بهتر خواهد بود و لازمه که شما هم صبوری نید و بذارید مدتی سپری بشه .

      1. سلام ممنوناز پاسخگويي
        من تقريبا ٥ سال ميشد كه جدا شدم ، از نظر دوس داشتن هم علاقه دارم بهشون خودمم خيلي محتاط رفتار كردم، رابطه ما هم در حد بقيه دوستي ها بوده نه بيشتر
        خودم به اين نتيجه رسيدم كه ايشون وابستگي شديد به خانوادشون دارن و اينم ميشه مشكل در آيندشون حالا با هر خانمي كه زندگي كنن
        از يه طرف دوسش دارم و از طرفي اصلا دلم نميخواد بازم اون بلاتكليفي رو تجربه كنم

  48. سلام
    من سی سالمه قبلا ازدواج کردم و جدا شدم ، دوسال پیش با یه آقا آشنا شدم که دو سال از خودم بزرگتره
    ماه اول رابطمون من به مادرم اطلاع دادم و از اونجایی که نمیخواست یه شکست دیگه رو تجربه کنم دور از من به محل کار ایشون رفته بود تهدید کرده بود که رابطشو بامن قطع کنه، ایشون هم منو بلاک کردن و بدون هیچ توضیحی از من جدا شد ، یک ماه بعدش دوباره اقدام به برقراری رابطه کرد و از اون جهت که بنظرم ایده آل بودن برام بازم رابطه رو شروع کردم و ادامه داشت تا حدود شیش ماه پیش که گفتن قصد ازدواج‌دارن و ما بدرد هم نمیخوریم چون خانواده ایشون منو قبول نمیکنن چون قبلا ازدواج ناموفق داشتم و از طرفی هم از مادر من متنفره، بهرحال من درک کردم با اینکه مقصر این دیدگاه نبودم و نباید تاوان رفتار و اعتقاد کسی رو میدادم، توی این شیش ماه بهرحال با من رفتار سرد داشتن بعد چند روز دوباره خوب میشد
    چند باری باهاش صحبت کردم که تکلیف این رابطه رو مشخص کنیم ، میگفت من مشکلی ندارم
    الان تقریبا یه هفتس جدا شدیم با اینکه بهرحال یه حسی بینمون هست ، نمیدونم امیدی داشته باشم به برگشتش هرچند که دارم ، بلاتکلیفم
    نظر شما چیه؟؟
    ممنونم

  49. سلام
    اولین جایی بود که خیلی دوستان و در عین حال منطقی به احساسات عاطفی پاسخ داده شده بود بدون اینکه همون اول امر و نهی بشه .
    ممنونم از وقتی که برای دختران این مملکت گذاشتین .
    و اما موضوع خودم . پسردایی دارم که از بچگی با هم بزرگ شدیم و از راهنمایی تا دبیرستان کلا همو ندیدم و صحبت نکردیم و فقط تو مهمونیا و این طور مجالس همو دیدیم از من یکسال کوچیکتره. حول و حوش 5 ماه پیش اومد تلگرام من و بهد از سال ها با همدیگه صحبت کردیم و مکالمه بیشتر از سلام خوبی داشتیم . بهم ابراز علاقه کرد . من دوستش دارم و براش دلسوزی میکنم اما عین برادرم حتی چند درجه پایین تر . نمیخوام عغرورشو بشکنم به خاطر اعترافش و نمیخوام بیشتر از این با هاش صمیمی باشم چون فهمیدم چیزی به نام جاست فرند توی مغزش نمیگنجه . من ترم سه ام و اون امسال تازه وارد دانشگاه میشه.میدونم خیلی بچکانست ولی نمیدونم چه رفتاری داشته باشم که خودش به این درک برسه ما با هم متفاوتیم.

    1. سلام / ممنون از حسن توجه شما
      کاری جز اینکه دوستانه واقعیت رو براش بگید نمیشه انجام داد و منطقی ترین راه حل همینه ، چون اگر سکوت کنید این سکوت رو نشانه رضایت میدونه .

  50. سلام
    من ۲۰ سالمه دانشجوی ترم۳ هستم
    توی ترم تابستون اتفاقی با مادر یکی از هم کلاسی هام که برای کارای پسرش به دانشگاه اومده بود هم صحبت شدم.
    گفت که اومده با استاد راجب شرایط پسرش صحبت کنه (پسرش سرطان داره نمیتونست بیاد سر کلاس).راجب پسرش خیلی حرف زد کلا معلوم بود نیاز به یه هم صحبت داره تا قدری از درداش کم شه
    گفت پسرش تک بچه اس و متولد۷۷ (یه سال از من کوچیک تر اما هر دو ورودیه ۹۵ ایم)
    گفت راضی به پیوند مغز استخوان نمیشه
    گفت راجب بیماری اش با کسی حرف نمیزنه
    گفت برا هر کاری نیاز داره یکی هولش بده
    ازم شماره گرفت، شماره پسرش رو هم داد تا کمکش کنم
    منم برا پسرش تو تلگرام جزوه فرستادم
    کم کم آخرای ترم باهم بیشتر صحبت کردیم راجب کلاس و نمره .اصلا به رو خودم نیاورده بودم که راجب بیماری اش میدونم تا این که خودش گفت
    راجبش و گفت که نمی خواد پیوند بزنه
    خواستم قانع اش کنم که پیوند بزنه اما گفت نمی خواد راجب بیماری اش فکر کنه منم بهش حق دادم و چند تا لطیفه براش فرستادم تا حالش عوض شه
    (حرفامونو توی تلگرام، به دوستم نشون دادم گفت که علی از تو خوشش میاد)
    بعد چن روز که پیامی توی تلگرام بهم نداده بودیم(البته در هفته حدود یه بار باهم حرف میزدیم اونم برا جزوه) توی عکس پروفایلش نوشته بود که( زار ها تو به کسی نگو این جا زمین سنگی ست و هوای رابطه ها زیر صفر)
    خیلی بهم برخورد احساس کردم از این که راجب بیماریش فهمیدم و دیگه پیام ندادم ناراحت شده
    البته شاید این توهمات من بوده
    منم بهش پیام دادم و راجب نمره پرسیدم
    بعد حرف به جایی کشید که از مشکلات خودم گفتم که دانشجوی شهرستانی ام و…
    دوستم همش بهم میگفت که علی دوستت داره
    منم نمیدونستم باید چیکار کنم من فقط میخواستم کمکش کنم
    زمان انتخاب واحد هم باهم حرف زدیم البته ۹۹%من همیشه اولین پیام رو میدادم مثل زمانی که براش جزوه می فرستادم
    تویpm دادن بهش از همون دوستم کمک گرفتم (چون من زیاد اهل تلگرام وحرف زدن با پسرا نیستم) ، که این کارم باعث شد خودمو اون طور که هستم به علی نشون ندم که خودمم از خودم بدم بیاد
    کلا الان طوری شده که نمیخوام دیگه خودمو خورد کنم و به یه بهانه دیگه بهشpm بدم
    دوس ندارم فک کنه آویزانم
    راجب احساس اون نسبت به خودم هم مطمئنم الان نظرش عوض شده
    (همش همو شما خطاب میکردیم تا این اخرا یه کم مفرد خطاب کرد منو منم باز شما خطابش کردم ،دفعه‌ی آخر دیگه به اصرار همون دوستم همش مفرد خطابش کردم اما اون منو شما خطاب میکرد)
    جدا از این
    من گفتم که تاریخ حذف و اضافه رو بهش اطلاع میدم و این که اگه دوس داره باهم بریم پیش یکی از مسئولان دانشگاه که کار انتخاب واحدمونو درست کنه اونم گفت باید بره پیش مسئوله
    حالا نمیدونم بازم بهش pmبدم؟برا تاریخ انتخاب واحد
    یا تلاش کنم نظرش راجب من عوض شه؟
    من ازش خوشم میاد چون خیلی با اخلاقه اما عاشقش نیستم
    دوست ندارم هم فکر کنه دختر اویزونی هستم

    ببخشید که اینقدر پر حرفی کردم
    من شناخت زیادی راجب پسرا ندارم
    اگه میشه راهنماییم کنین
    ممنون

    1. سلام
      تجربه به ما نشون داده که این جور مواقع افراد در باره بیماری هاشون دروغ میگن و حتی ممکنه اون خانم که با شما صحبت کرده طعمه ای پهن کرده باشه .
      باید اول مطمئن بشید که راست گفته باشن و مدارک پزشکی این فردو ببینید . چون همیشه گفتن اینکه من سرطان دارم باعث ایجاد حس ترحم در فرد مقابل میشه و شما بخاطر حس انسان دوستی دچار مشکل میشید .
      اول در باره سلامت عقلی اونها مطمئن بشید و بعد هم به فکر ازدواج و رابطه بیشتر نباشید ، شما از شهرستان اومدید درس بخونید نه اینکه درگیر احساسات بشید و وظیفه ای برای خوب کردن حال بقیه ندارید .

  51. من این همه حرف زدم شما فقط ی جمله جواب دادین .پرسیدم من نباید هیچ کاری بکنم؟

  52. سلام من 19 سالمه تو فامیل ی پسری هست که 26 سالشه و موقعیتش از همه نظر عالیه . تا حالا دو دفه تنهایی باهاش برخورد داشتم .ی روز منو تو خیابون دید من بهش سلام کردم خیلی گرم باهام احوال پرسی کرد جوری که خیلی تعجب کردم چون ی دفه تقریبا یک سال پیش دیدمش بهش سلام کردم به زور جوابمو داد حتی نگامم نکرد از ی جام فردا عروسی داییمه ومیدونم چون دوست هستن میاد حالا چیکار کنم ی حرکتی بزنه لازم هست من کاری کنم

  53. سلام آقا اشکان من تازه تو ی مجازی با یه پسری دوست شدم که بعد از کمی صحبت کردن میگه خیلی از من خوشش اومده و قصدش ازدواجه راستش دربارش یکم تحقیق کردم حرفاش تا حدودی درسته و مهربونه اما طوری رفتار میکنه انگار چندین سال عاشق من بوده و همین یه ذره متعجبم میکنه منم تا حالا با کسی دوست نبودم و حالام یه جوری دو دلم ازش خوشم اومده اما نمیدونم رابطمون درسته یا غلط ….دچار یه سردرگمی عجیبی شدم من چیکار کنم؟

    1. سلام
      اگر توی یک شهر زندگی نمی کنید بنا به تجربه توصیه می کنیم که این رابطه رو ادامه ندید .
      اگر نزدیک هستید ، میشه گفت تفاوتی بین مجازی و حقیقی بودن نیست اما نباید خیلی زود بحث ازدواج مطرح بشه ، حد اقل 1 سال زمان نیازه تا رابطه بطور جدی به ازدواج ختم بشه .
      پس بذارید زمان بگذره تا شناخت بیشتری حاصل شود

  54. سلام من نفس هستم ۱۴ سالمه من عاشق ❤پسرداییم شدم که ۱۷ سالشه عشق من از موقعی شروع شد که رفتار عجیب اون منو داشت دیوونه خودش میکرد و حرف های داییم که شاید تو رو واسه پسر داییت خواستگاری کنیم و جمله عروس گلم زنداییم و دختر داییم که وقتی کارم داره منو به اسم زنداداش جون صدا میکنه خیلی دوسش دارم نمیدونم چطور ابراز علاقه بکنم میترسم دوستم نداشته باشه و بعد سرکوفت بزنه خواهش میکنم که کمک کنید چطور بهش ابراز علاقه بکنم
    همش خوابشو میبینم همش رویا پردازی همش خیال♨ بافی…
    دیگه خسته شدم
    نیاز ب مشاوره دارم دوسش دارم
    عشق ی طرفهمن✋

    1. شما باید بیشتر صبوری کنی
      این اشتباه اونها هست که احساساتت رو تحریک می کنن و خانواده شما باید با این مساله برخورد کنن .
      اگر بحث ازدواج مطرح باشه باید کمی زمان بگذره که هم شما به سنو سال مناسب رسیده باشی هم پسردایی شما . این رویا پردازی ها اگر کنترل بشه آسیب نمیروسنه و شیرین هم هست ، نیازی به این نیست که شما علاقه خودت رو ابراز کنی و باید به دست زمان بسپاری تا خودشون اقدام کنن .

  55. سلام
    من ٢٠ سالمه پسرخالم رو دوست دارم ولي ن برا ازدواج…فقط دوست دارم دوست صميميم شه..اونم منو دوست. داره مث خودم…هر دو مغروريم ولي من خيلي از رازهامو براش گفتم..عين برادر گوش داده و كمكم كرده..ولي اون هيچي از خودش برام نميگه،چيكار كنم

    1. رابطه ای که شما خواستار اون هستید یه رابطه زرد هست که منطقی به نظر نمیرسه ؛ اگر با هم دوستید باید همون دوستی رو حفظ کنید ، اگر بیشتر ازین میخواهید و بدون هدف ازدواج کمکی از جانب ما ساخته نیست .

  56. سلام خسته نباشید من از پسری در آزمایشگاه دانشگاهمون خوشم اومده ولی نمیدونم چجوری رابطه باهاش درست کنم حتی اسم و رشتشم نمیدونم درس آزمایشگاهمون هم یکی نیس که سوالی ازش بپرسم فقط میبینمش نمیخوامم مستقیم شماره بدم یا بگم میخوام آشنا شم که بعدا سرکوفت بزنه چیکار کنم؟

  57. سلام خسته نباشید من از یه پسری که در آزمایشگاه دانشگاهی که درس میخونیم خیلی خوشم اومده اما آزمایشگاه مشترکی نداریم که بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم حتی اسم و رشتشم نمیدونم فقط تو راهرو که هستن میبینمش از طرفی اصلا دختری نیستم که بهش برم بگم میخوام باهاتون آشنا شم چون ممکنه اون بره به دوستاش و بچه های آزمایشگاه بگه و من آبروم بره ولی خیلی ازش خوشم اومده نمیدونم واقعا چیکار کنم؟

  58. اخه چی بگم تا اونجایی که من می دونم بازاریاب هست واحد بقلیمونم چشم پزشکی هستش و این اقا فک کنم براش عینک میاره- اخه چی بگم چی بپرسم شما یه راهنمایی کن.الان باز دیدمش.

  59. سلام.اخه چه طوری بشناسمش من هیچ دوست و اشنایی ندارم و هیچ دوست مشترکی هم با این اقا ندارم که بشناسدش و ازش بدونه چی کار کنم خودمم دختری نیستم که بخواهم برم امار در بیارم ببینم کیه چون تا حالا نه از این کارا کردم نه می تونم بکنم این اقا واحد بقل شرکتمون کار می کنه من حتی با واحد بقلی هم هیچ رابطه ای ندارم که بخوام ازشون بپرسم بگم که این اقا کیه و چی کاره هست نمیدونم چی کار کنم.

    1. میتونید یک نکته در باره شرکت مقابل پیدا کنید یا یه سوال در بارش ایجاد کنید و بطور اتفاقی به این آقا مطرح کنید ، سوالتون طوری باشه که دفعه بعد هم ازین آقا انتظار پاسخ داشته باشید ، و توی رفتارتون گرم و صمیمی برخورد کنید و استرس و ترس نداشته باشید تا بتونید بیشتر به خودتون جذب کنید

  60. سلام آقا اشكان
    ممنونم كه جوابمو دادين
    فقط ميخواستم بدونم كه ديگه نگاهش نكنم
    يا خودمو براش بگيرم ؟

    1. سلام
      نیازی نیست خودتونو بگیرید خانم انا ، فقط نسبت به این که نگاهشون کنید بیتفاوت باشید

  61. سلام. من سمیرا هستم چند ماه پیش به سایتتون اومده بودم و گفته بودم که مشکلم چیه و از یکی خوشم اومده تو محل کارم اگه یادتون باشه خواستم بگم هنوز هم هیچی نشد و اون اقا هیچ ابراز عشق نکرد ولی نگاه های معنی دار و گاه و بی گاهش داره دیونم می کنه یه بار خوبه یه بار بده نمی دونم چی کار کنم.

    1. سلام سمیرا خانم
      ساده ترین راهی که شما دارید شناخت ازیشون هست و باید به هر حال یک شناختی ازشون حاصل کنید تا ببینید اصلا مناسب شما هست یا خیر ، با نگاه هیچ برداشتی نمیشه کرد در رابططه با عشق

  62. سلام آقااشكان
    من حدود4ماه پيش از يه پسري توي دانشگاه خوشم اومد اوايل فقط با دوستام درموردش صحبت ميكرديم ولي كم كم عاشقش شدم به دوستام هم گفتم ولي پشيمون شدم چون دوستاي من آدمهاي جلفي هستن شك ندارم كه اون هم احساس منوفهميده چون احساس ميكنم خيلي خودشوميگيره دوستام هم به صرافت افتادن كه من وبااون آشنا كنن چند وقت پيش با دوستام موقع برگشت تومترو ديدمش اون هم ما رو ديو ازقصد سواره يه واگنه ديگه شدوموقع سوارشدن بهم نگاه كرد دوستام مجبورم كردن كه سواره همون واگن بشم چون فكر ميكردن يه جورايي بهم علامت داده وقتي سوارشدم خيلي پشيمون شدم از خجالت داشتم آب ميشدم بعدازچنددقيقه رفت خيلي دور تراز ما وايساد وقتي نگاش كردم بي تفاوت بود ولي وقتي كه فكرميكرد حواسم نيست با معني نگاه ميكرد حتي وقتي پياده شدم نگاهشو احساس ميكردم.
    نميدونم اونم منو دوست داره يا نه ؟فكر ميكنيد لازمه خودمو براش بگيرم يابادوستام قطع رابطه كنم
    من واقعا دوسش دارم تورو خدا راهنماييم كنيد
    ازتون ممنونم

    1. سلام
      در پاسخ آنا:
      ازین رفتاری که شما تعریف کردید نمیشه انتظار داشت که اون اقا بهتون ابراز علاقه مندی کنن ، با دوستاتون قطع رابطه نکنید ولی در این باره باهاشون صحبت نکنید و یک مقدار موضوع رو به زمان بسپارید تا کم کم این اقا واقعیت قلب خودش رو نمایان کنه

  63. salam agha ashkan ,ddam hame nazare shoma ro posidan goftam manma sohbataton estefade konam .man ye modate az ham kelasim khosham omade va dosesh daram .5mah penhoon kardam ama nashod va belakhare az tarigh chat nashenas behesh fahmondam va onam midone,vali on gf dare va man vaghean shoke shodam, albate yejorae khodesh goft k behem alaghe dare va dashte ama chon dos dokhtar dashte chizi nagofte,rabetash ba gfesh zaheran ziad amigh nis ,chon ehsas mikonam donbal ye rozanas k biad tarafe man,vali mige dos nadaram k dar haghe on namardi konam va hamichenin u behem vabaste shi,nemidonam chikar konam hamaro rahnamee mikonam ama too kare khodam mondam.

    1. سلام
      در پاسخ سحر :
      بهتره که شما رابطه ساده رو با این اقا حفظ کنید تا خودشون تصمیم بگیرن ، اگر از دوستشون جدا شدن و سمت شما اومدن اونوقت باید به فکر رابطه عمیق باشید

  64. مرسی .با توجه به سنتون خیلی تجربه دارینا .امیدوارم موفق باشین
    من ظاهر پسر تا حدودی برام اهمیت داره ولی چیزی که باعث میشه به طرف فرد مقابلم جذب بشم شخصیتو رفتارشه .خیلی از دخترا قیافه حرف اولو واسشون میزنه ولی من اینجوری نیستم .واسه همین اصلا به عشق در نگاه اولو این حرفا اعتقاد ندارم.راستی من 19 سالمه.بازم به وبت میام.

  65. سلام اقا اشکان گل ایشالا که حالت خوش باشه و خوشحال و خوش بخت باشی اصلا هرچی خوش ماله شما

    من یه مشکلی دارم اونم اینه که اصلا نمیتونم با پسرا رابطه (حتی در حد یه حرف ساده)بر قرار کنم یعنی خیلی مورد دوستی برام پیش اومده ولی غرور و حیای دخترونم اصلا بهم اجازه نمیده .از اینکه بعضی پسرا بهم خیره میشن یا بهم لبخند میزننو اقدامی انجام نمیدن بدم میاد .خوب یا نگاه نکننو دل ادمو بلرزونن یا یه اقدامی صورت بدن. خیلی تنهام به خاطر غرورم کیسای خوبی رو از دست دادم اینم بگم که چادریم ولی تیپم خیلی امروزیه.حالا سوال من اینه ایا چادر باعث میشه پسرا نیان طرف ادم یا در واقع از چادر دختر شرم کنن؟تو خودت به عنوان یه پسر نسبت به دخترای چادری چه احساسی داری؟ممنون از مهربونیت .راستی وقتی یه پسر به ادم لبخند میزنه یعنی چی ؟متوجه نمیشم که چرا اینکارو میکنن

    1. سلام هستی خانم ممنون از لطفتون

      خوب این مساله بستگی به اون پسر داره ، که چقدر دختر شناس باشه ، بعضی پسرا همه نوع دخترو امتحان کردن و روحیاتشونو میدونن بعضی ها هم پاستوریزه هستن و دستپاچه میشن ، چادر هم بستگی به دید پسر ها داره ، اکثر ادما وقتی یکی دو نمونه از یک جامعه آماری رو رویت میکنن ، تمام نمونه هارو مشابه همون یکی دو نمونه در نظر میگیرن ، یعنی اگر دو تا دختر چادری حیا کنن فکر میکنن همه اینجوری ان و اگه دو تا شیطون ببینن میگن همشون همینن ، اگه دو تا مانتویی شیطون ببینن میگن همشون اینن و …. اما در صورتی که آدم در هر شرایطی باید نسبت به فرد مقابل شناخت پیدا کنه …
      پس ظاهر زیاد اهمیتی نداره برای شما ، از نوشته هاتون اینجور برداشت میکنم که شما یک دختر 20-21 ساله باشید که سه چهار ترم وارد دانشگاه شدید ، اگر اینجور هست که شناختتون نسبت به محیط خوبه و کم کم اگر غرورتنو کنار بذارید و راحت تر برخورد کنید میتونید مورد مناسبتون رو حفظ کنید اما اگر سنتون کمتر هست باید یکم صبر کنید تا حد اقل 4 ترم درس بخونید و یه سری چیزارو خودتون به چشم ببینید

  66. سوالم اينه چرا قبل از خواستگاري رفتن ايشون ميخواد اكي بگيره بعدا بياد خواستگاري…اصلا شايد يه دختر نتونه به دلايل حيا و..علاقشو اون جور كه بايد نشون بده—

    1. یا شما درست توضیح ندادید یا من درست متوجه نشدم
      ایشون به شما چیزی در باره خواستنو دوست داشتن گفتن ؟
      از حرفاتون اینطور فهمیدم که این اقا به شما فقط نگاه کرده و حرفی ردو بدل نشده ، قضیه خواستگاری چی هست ؟ قضیه با خانواده مطرح کردن چی هست ؟

      شما این هارو حدث میزنید یا همچین اتفاقاتی رخ داده ؟
      حد المقدور در نظرات همین پست سوالاتتون رو مطرح کنید
      http://www.myawards.ir/how-to-start-relationship-with-a-boy

  67. مرسي از پاسختون–اخه من نميخوام كه برم جلو هيچ جوري هم باهم حرف نميزنيم من منتظرم اون شروع كنه؟ چجوري بايد بهش نشون بدم اون كه بعد چهار سال هنوز بي خيال نشده؟؟ به نظر شما كلاس نيومدن و افت درسيش چي ميتونه باشه؟؟ من فكر كردم شايد با خونوادش مطرح كرده اونا مخالفت كردن حالا كمتر مياد دانشگاه تا شايد فكرش از سر من بپره!!

  68. نميخوام اون به راحتي بدستم بياره…درواقع اينده هم واسم مهمه به روزي فكر ميكنم كه اگه روزي مال هم شديم اون وقت مطمئنم به اينكه سرمو پايين مينداختم و نگاش نميكردم افتخار ميكنه مهم نيست كه الان چقدر اذيت ميشه اما علاقمو به طور غير مستقيم و خوب و سنگين بهش فهموندم البته به قسمت و تقدير هم معتقدم و به نظرم هر چي كه خدا بخواد پيش مياد ولي از اينكه خودم چه اقدامات ديگه اي بايد انجام بدم نميدونم………………………………حالا ته تهش كه درسمون تموم شد و نيومد جلو ايراد داره غير مستقيم پيشنهاد ازدواج بهش بدم نميدونم از طريق يكي از اساتيد يا ادم با تجربه؟؟ ولي با غرور دخترونه اي كه در خودم سراغ دارم بعيد ميدونم اين كار و بكنم…..تازه اگه يه ادمي بود كه من خودم ازش خوشم ميومد شايد اين كارو ميكردم نه كسي كه خودش باعث شد به طرفش جذب بشم…و اينكه دو تاييمون اعتقادات مذهبي بالايي داريم شايد اين كارو كمي سخت تر كرده….خيليا بهم ميگن رفتارم با پسرا خيلي سرده ولي واقعا تا جايي كه تونستم رابطم با اين ادم جدا از عصباني شدنم اونجوري بوده كه بفهمه دوسش دارم….تازه در مورد اون وقتي عصباني ميشدم كه اونم مثلا باهام قهر كرده بود يا عصباني شده بوده از دستم و كلا اينكه تموم قهر و اشتيامون بدون يك كلمه حرف زدن بوده…!!!مامانم ميگه خوب تو اگه الان سرد نشون بدي خودتو فكر ميكنه ديگه نميخواي ادامه بدي و حالا كه ميخواد بياد جلو نمياد.ببخشيد زياد حرف زدم منتظر نظرتون هستم –مرسي

    1. سلام ، ممنون از لطف شما
      مشکل شما اینجاس که فکر میکنید اون اقا از رفتار شما میفهمه دوستش دارید یا نه … ولی اصلا اینجور نیست ، آدم وقتی کسی رو دوست داره اصلا نمیتونه با دیدن رفتار هاش به دوست داشتن یا افکارش پی ببره ، شما میتونید به این آقا بگید که نظرش در باره زندگی چی هست ، با عشق و همسر و این برنامه ها چه واکنشی نشون میدن و نظرشون در باره این مسائل چی هست ، با گفتن چنین حرف هایی خودتون میتونید پی ببرید که چه احساسی به شما دارن

  69. كلي اعصابم بهم ميريخت كه چرا نگاش نكردم ولي ترجيح ميدادم اول پيشنهادي حرفي از طرف اون باشه —راستش اگه نگاش ميكردم خيلي بهم ميريختم تازه جرئت اين كار رو هم نداشتم…حالا كه ترم اخرمنميخواد جوري وانمود كنم كه مثلا سال اخره پاشو بيا خواستگاري ميخوام خودش ازادانه انتخاب كنه-چند وقتم هست كه خيلي بهم ديخته سر كلاساش نمياد – ميان ترم نميده-نميدونم به من ربط داره اين قضيه يا نه؟اين وقتي ميديدمش اضطرابم خيلي زياد ميشد قلبم تند ميزد اون قدر كه عصبي ميشدم واز كلاس ميزدم بيرون-بعضي وقتا فكر ميكنم نكنه اينا رو فهميده و ديگه كلاس نمياد تا من راحت تر درس بخونم–با اين كه مطمئنم خيلي دوسم داره هيچ وقت نميفهمم چرا كاراش هميشه به اينجا ختم ميشد كه مثلا من هستم واسه زندگي كردن با تو..هيچ وقت به حرف زدن و گفتن علاقش نميرسه؟من بايد كار خاصي بكنم؟حاضر نيستم از دستش بدم…خونوادم ميگن شايد فكر ميكنه موقعيت ازدواج رو نداره يا ميترسه پيشنهادش رو بگه؟ از نظر ايمان و اعتقادات و علاقه اش به خودم شك ندارم و اون قدر با بقيه دخترا سرد برخورد ميكنه كه گاها باورم نميشه اين ادم اين قدر توجه و نگاههاش رو ميتونه به يه دختر (من)معطوف كنه

  70. سلام اقا اشكان-وبلاگ خوبي دارين و جوابهاي منطقي ميديد …ادمي نيستم كه حرفام رو به كسي بگم ولي حس كردم ميتونم اينجا بگم شايد بقيه دوستان هم از تجربه من استفاده كنن!
    ترم اول دانشگاه نگاه سنگين يكي از هم كلاسيام رو احساس ميكردم ولي چون خيلي مغرور و خشك هستم ترجيح دادم به روي خودم نيارم…اين نگاهها ادامه داشت تا ترم 4-كه كم كم كه شناختمش و حس كردم خيلي هم بهش بي تفاوت نيستم..منم يه جورايي بهش نشون دادمعلاقم رو فقط يه بار با هم حرف زديم كه من ازش جزوه خواستم اونم نامردي نكرد جزوه ي يه درس ديگرو بهم داده بود عمدا…منم نرفتم بهش بگم چرا اين كارو كرده چون حس ميكردم خودمو خورد ميكنم ولي مطمئنم اشتباهي اين كارو نكرده بوده يه جورايي مطمئن شده بوديم به هم علاقه داريم و يه كم سعي در ضايع كردن هم داشتيم كه بيشتر از طرف من بوده-هر وقت جلوم وايميستاد عمدا تا نگاش كنم عكس العمل من فقط چند ثانيه زل زدن به كفشاش بود و بعدم ميرفتم ا

  71. سلام
    من مریم هستم.خوبید آقا اشکان؟
    من یه 15 روزی می شد که دیگه برای اون آقا دیگه نه میلی زدم و نه محلش دادم.اما الان بعد چند وقت دوباره برام ایمیل می فرسته؟چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    1. سلام خیلی ممنون

      شاید این آقا برای شما ناز میکرده و وقتی دیده شما چیزی نگفتید یکم به خودش اومده ، شما کمی فاصلتونو نسبت بهشون حفظ کنید اینجوری قطعا بیشتر جذب شما خواهد شد

  72. ااااااااااا راست میگیدا.چه ضایع شدم!!!!ببخشیدا …خیلی خیلی خیلی مرسی.

  73. سلام
    من مریم هستم،همونی که دفعه قبل گفتم با اون آقا تو کاراموزیم ارتباط دارم،من دیگه به اون آقا هیچ ایمیلی نزدم، ایشون هم به من دیگه ایمیل نزده به نظر شما من دیگه بزارم همین طوری ارتباطمون قطع بشه،اگه میشه بازم مثل همیشه کمکم کنید.
    ممنون

    1. مریم خانم اگر میبینید کسی تمایلی بهتون نشون نمیده ، طرفش نرید خصوصا توی این سنی که اون آقا داره

  74. سلام اقا اشکان ممنون از جوابتون ولی میدونید چیه اینکه ما شک داریم دوستش به خود محمد گفته باشه چون دوست محمد میخواست با دوست من دوست شه فکر کنم میخواد مارو دنبال خودشون بکشه حالا ما هی بهش میگیم میخوایم محمدو ببینیم این هی میپیچونه حالا نظر شما چیه ؟

    1. پرسیا خانم ، تا وقتی با خودش صحبت نکردید به کسی دیگه اعتمادی نکنید ، ممکنه براتون گرون تموم بشه دیگه هم نیازی نیست به کسی دیگه بگید اگر قرار باشه بگه میگه وگرنه شمارو اذیت میکنه

  75. سلام.مگه من مطلب راه جذب پسران رو ننوشته بودم.چرا حذف شده؟ این قسمت من به اسم زانیار شده!!!خودتون حذف کردید؟

  76. سلام اقا اشکان خوب هستید ممنون که جوابمو دادید حالا بزار بهتون بگم چی شده دیروز از جلوی مغازش رد شدم بعد از 2 هفته دوستش به اون یکی زد گفت اومد من با دوستم خیلی سرسنگین از اونجا رد شدیم بعد اومدیم خونه 10 دقیقه بعد داشتیم از کوچه روبروییمون میرفتیم که دوست محمد داشت از روبرومون میومد به دوستم گفتم بریم بهش بگیم گفت بزار من برم بگم گفتم برو دوید رفت دنبال دوست محمد دوستم بهش گفت اقا پسر میتونم چند لحظه وقتتونو بگیرم حالت تعجب گفت بفرمایید دوستم گفت محمدو میشناسی گفت فامیلیش چیه گفت عباسی گفت یکی از دوستای صمیمیمه دوستم گفت دوستم خیلی دوستش داره عاشقشه گفت چرا نمیرید به خودش بگید گفت نمیبینیمش گفت الان خونه من زندگی میکنه یه مشکلی داره حالا شما شمارتونو بدید من بدم بهش دوستم گفت شما بدید دادو گفت شب زنگ بزن با خودش بحرف منم اس ام اس دادم گفت ببخشیدا من یه خواسته هایی دارم که شما نمیتونید انجام بدید منم گفتم انجام میدم شما بگو گفت بیخیال شو گفتم از من بدت میاد گفت نه ولی من موقعیت این کارارو ندارم تو یه شرایطیم که خیلی سخته حالا من چیکار کنم به نظرتون؟ تو رو خدا راهنماییم کنید ممنون

    1. سلام
      خیلی شانس آوردید که این آقایون مثل بعضی آقایون نبودن که بخوان باعث مشکل بشن ، اما با این حال بنا به بعضی شرایط خانم ها باید خیلی محطاط باشن مخصوصا در سنو سال شما …
      اینکه اون آقا گفتن شما نمیتونید نیازشون رو برطرف کنید صورت های مختلفی داره و من ترجیح میدم در بارشون حرفی نزنم و از بعد مثبت بهش نگاه کنم ، شما که کار خودتونو کردید و جلو رفتید ، بذارید کمی بگذره تا متوجه بشید خواسته ی ایشون چی هست ، بعد مطرح کنید تا در بارش بحث کنیم ، منم دعا میکنم که همه چیز بخوبی پیش بره

  77. ای بابا اصلا همش ماله بفیه من هیچ کدومو نمی خوام.تو تالارم مطلبی نوشتم ایشالا بقیه بخونن
    ممنون

  78. راستی اشکان نمیدونی چقد تو این 3 ماه اخیر سرنوشته من تغییر کرد خیلی چیزا رو فهمیدم .اشکان توی شهریور بود که من همینطوری تو روم بودم اصلا چت نمیکردما فقط تو روم بحث میکردم که همونجا با یکی اشنا شدم بعد چندین هفته منی که اصلا این اشناییا رو قبول نداشتم بهش شماره دادم تا امروز که ……..اشکان خیلی منو اون احساساتمون شبیه همه اون خیلی الان دوسم داره وقتی باهاش دعوا میکنم انقدر که دوسم داره از درون داغون میشه اینم بگم که خیلی پسره فهمیده و باشعوریه البته ما فقط رابطمون در حد 2 تا دوسته اما به شدت به هم وابسته شدیم چیزی که خیلی منو جذبش کرد شخصیته خیلی مردانه و با ارادش بود و چیزی که اون دوست داره شخصیت بچگانه ی منه.و اشکان میلاد(همون که 5 سال با همیم)هم دیگه نگو و نپرس نمیدونی چه قدر واسم کار میکنه و جالب اینکه تو دانشگاهم 2 نفر به شدت منو میخوان یکیشون همونیه ی که گفتم و یکیه دیگه هم تازه فهمیدم از همون ترمه 1 منو میخواسته…………اره دیگه اشکان جان اینطوریه وضعیت من و البته اینو 100% میدونم که فقط میلاد که منو واقعا میخواد

    خوب دیگه اشکان جان رمز دومو بفرستیا .

    1. الناز خانوم چند تا ازین خاطر خواهااتو بده بقیه بچه ها
      تک خوری بسته
      شوخی ! چشمک

      رمز شما هم عوض شد و به ایمیلتون ارسال شد

  79. ااااااااااا…خوب اشکان جان واسه منه طفلکی رمز دوممو میل کن دیگه.اخه یادم نیست و میخوام تو تالار چیز بنویسم اما نمیشه.2 بارم درخواست کردم اما نیومد

  80. سلام
    خوبیدآقا اشکان؟
    از راهنماییهاتون ممنون.
    من قبلا با شما راجب ارتباطم با اون آقایی که تو محیط کاراموزیم آشنا شدم گفتم، ما هرز گاهی برای هم ایمیل می زنیم و کمی با هم صحبت می کنیم البته الان در محیط مسنجر، اما چون ایشون سنشون بالاست و شخصیتشون شکل گرفته،شما به من گفتید که اگر طرف جنبه مناسبی داره بهش بگم که تا چه حد می توانیم با هم در ارتباط باشیم.اما من نتونستم که همچین چیزی رو بگم و نمی توانم ؟ چون یه جورایی حدس می زنم ایشون یه کم مغروره! بعد هم من براشون مرتب ایمیل می زنم اما ایشون به اون صورت دیگه برای من چیزی نمی فرسته و فقط من یک سری کتاب های زیاد و آموزشی براشون فرستادم و خیلی هم زیاد بودن،فقط از من خیلی تشکر کرد همین، من هم دیگه خسته شدم از اون روز تا حالا دیگه هیچی براش نفرستادم، خسته شدم میگید چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همین طوری موندم….

    1. سلام متشکر امیدوارم شما هم خوب باشید
      زیاد هم نباید جلوی این آقا چنین رفتار هایی رو داشته باشید ، چرا که هر چقدر بیشتر نشون بدید جذبش شدید یشون بیشتر ناز میکنن
      مطمئنا با رفتار های شما به اینکه دوستشون دارید پی بردن و حالا به عناوین مختلف بهتون بیمحلی میکنن

  81. salam .are manam khubam.vay nemidunid che zoghi mikonam alan daram vasatun chizi minvisam engar 100 sale shomaro mishnasam va nadidametun.hame chi khube manam ke eyne hamishe dar hale khandidanam .emtehanamam ke dare shuru mishe yekam asabi shodam
    alanam ke adsl darim khunamun kheili rahat ba net kar mikonam harruz dg mikham tu weblogetun biam
    mikham age nazariam dashtam be baghie begam ke komakeshun konam

  82. سلام میگم واقعا حجاب برای پسرا مهمه اگه بخوایم یه پسر ازمون خوشش بیاد چکار کنیم

    1. سلام

      اینکه حجاب برای پسر مهمه یا نه که بستکی به اون آقا داره …

      ولی از نظر من ، اگر یک خانم صداقت و پاکی خالصانه داشته باشه بی حجاب هم با ارزشه و چیزی از خوبی هاش کم نمیشه ، عفت در قلب انسان با ارزشه و منتهی به حجاب ظاهری نیست

  83. eeeeeeeeeeeeee salam agha ashkan khubid? yedafe tu weblogetun umadam fahmidam kolli delam baratun tang shode .manam ke mashghulam dg.fadatun sham. ishala har ruz bishtar movafagh shiddddddddddddddddddddddddddddd.

    1. سلام خیلی ممنون شما خوبید ؟
      ممنون از لطفتون منم براتون آرزوی موفقیت میکنم بازم به سایت سر بزنید

  84. سلام.من دختری هستم 23 ساله.با هیچ پسری تا حالا دوست نبودم ولی الان یه چند وقتیه عاشق یکی از پسرای دانشگاهمون شدم که متاسفانه فقط توی یک درس با هم همکلاسی هستیم ولی روزای دیگه هم بعضی مواقع می بینمش.هر موقع می خوام فراموشش کنم انگاری یه جوری جلوی روم سبز میشه.متاسفانه این اقا پسر فکر می کنم یه کمی مغروره چون سر کلاس خودمون هم با هیچ کسی حرف نمی زنه و اصلا توجهش هم به دخترا جلب نمیشه نمی دونم چرا؟حالا شما می گید چطوری می تونم توجهش رو جلب کنم؟متاسفانه یه دختر وقتی عاشق یه پسر میشه نمی تونه مستقیم بره بهش بگه البته تو جامعه ی ما این طوریه ولی برای پسرا این موضوع اشکالی نداره این میشه که وقتی دختر دچار عشق یه طرفه میشه داغون میشه واقعا.من خیلی بهش فکر می کنم ولی فکر نمی کنم اون دوستم داشته باشه.به نظر شما باید چی کار کنم؟باید فراموشش کنم؟من خیلی سر راهش قرار گرفتم اون هم من رو دیده و فکر کنم می دونه همکلاسیم حتی امروز هم یهو اومد تو کلاسمون و ازم یه سوالی درباره این که این جا کلاس فلان درس بوده و استاد کی تعطیل کرد پرسید ولی بعدش بدون تشکر رفت. به نظر شما باید چی کار کنم؟

    1. سلام

      عشق هایی که با یک نگاه شکل میگیره منطقی نیست و وقتی هیچ شناختی از فرد مقابل ندارید نمیتونید اعتمادی بهش داشت هباشید .
      قبل از هر چیز طرف مقابلتون رو بشناسید و بعد در باره عشق تصمیم بگیرید

  85. سلام داداش اشکان حالا فهمیدم چی شده! یه جواب واسم نوشتی اون بالا برو نگاه کن! که نوشتی: چه روحیه ای داری ویانا خانوم و خیلی ازم تعریف کردی و گفتی که یه نمونه ی خاصم تو وبلاگت! من منظورم از جمله ی 🙁 مرسی از این همه تعریف.) تشکر از نظر خوبی بود که نسبت به من داشتی! من هیچوقت از دست کسی جز خودم ناراحت نمیشم پس نیاز به عذرخواهی نیست.درضمن کتابایی که معرفی کردی خیلی خوب بودن.تازه اگر بیشتر از دو تا کتاب میگفتی من اسماشون یادم نمیموند! اشکان جون هیچ وقت تا از چیزی مطمئن نشدی قضاوت نکن تا لااقل خودت ناراحت نشی . خدا رو شکر که جز یه سوئ تفاهم کوچیک چیز دیگه ای نبود.ممنون به خاطر بودنت .

    1. حالا هر چی بوده گزشته ولی شما جواب چند تا پست قبلیمو دادید ، من فکر میکزدم جواب همون هست …
      به قول معروف بی خیال
      این یکی دو روز هم سیستم سایت انقدر بهم ریخت و ه مشکل رو مشکل ، من یکم رشته ی کار از دستم خارج بود و تمرکز نداشتم

  86. داداش اشکانم نمیدونم تو کدوم حرفام نشونی از تمسخر وجود داشته که دل نازکتو رنجونده ولی خدا شاهده که من همیشه با تمام وجود واسه عقاید و حرفای صادقانه ات احترام قائل بودم و الان واقعا نمیدونم منظورت از مسخره کردن و ضایع کردنت چی بوده؟ دلم نمیخواد هیچ کسی تو دنیا ازم ناراحت باشه پس بهم بگو کدوم حرفام ناراحتت کرده عزیزم!شاید رفتارم از نظرت مغرورانه باشه ولی من همیشه آدم وسواسی و حساسی بودم حالام شاید رو بهتر شدن عشقم وسواس داشته باشم اونم به خاطر اینکه دلم نمیخواد بعد از ورودش به خونوادم رفتار بدی باهاش بشه ولی ازت خواهش میکنم اسمشو غرور نذار! حرفات ذهنمو درگیر کرد مخصوصا دلخوریت. تا فردا که جوابمو بدی به این فکر میکنم که خیلی بیشتر از اینا باید مراقب حرف زدنم باشم مخصوصا با کسایی که خوب نمیشناسمشون و با افکار واحساستشون آشنا نیستم. با کلی ذوق و شوق اومدم به وبلاگت سر بزنم ولی الان با یه ذهن درگیر میرم بیرون.به هر حال اگه حرفی زدم یا همفکری ای بهت ارائه دادم فقط واسه این بوده که یه کم آرومترت کنم.آخه آدم همیشه باید یه درصدیو واسه نرسیدن به هدفش قرار بده تا اگر اتفاقی علی رغم میلش افتاد شوکه نشه! مثل من نشه که دیگه دلی واسه عاشق شدن نداشته باشه که دیگه نتونه آدمیو که با تمام وجود دوستش داره رو دوست داشته باشه! نمیخوام مثل من بشی! افسرده و بی احساس! چیزی که که شکست عشقی از یه آدم پر شور و نشاط و احساساتی میسازه…

    1. سلام ویانا خانم

      ببخشید بابت تاخیر پاسخ گویی ، یه مشکلاتی برای سیستم ایجاد شد و دو روز هک شده بودیم و من دسترسی به بخش مدیریت وبلاگ نداشتم و تا سرور رو منتقل کنم کمی طول کشید …
      شما گفتی این همه تعریف من تو دلم گفتم چون اسم دو تا کتاب بردم شما میگی داره از خودش خودش تعریف میکنه در صورتی که من هرگز چنین کاری نکردمو چیزی نگفتم که نشونی از تعریف توش باشه …
      شاید دچار سوی تفاهم شده باشیم و میخوام که ببخشید ازین که شما هم ناراحت شدید معذرت خواهی میکنم ازتون

  87. نسیم خانوم ، نباید منتظر معجزه باشید ، همیشه باید خودتون پیشگام باشید

  88. سلام خوبيد؟ لطفا بهم بگيد چطوري ميشه با يه اقاي خوب و مودب آشنا شد. من 25 سالمه و هنوز نتونستم با كسي كه دوست دارم آشناشم. منتظر پاسختون هستم مرسي.

    1. سلام سارا خانم

      در حال حاضر ما فقط همفکری و همدردی میکنیم و نمیتونیم مشاوره تخصصی در این باره بدیم که شما چجور بایه آقا رابطه برقرار کنید ، مگر اینکه سوالتون رو به شیوه ی صحیح تری عنوان کنید

  89. سلام آقا اشکان من از خدامه که باهاش حرف بزنم ولی آخه هیچ موقعیتی پیش نمیاد که من برم جلو و حرف بزنم نمیدونم شایدم بخاطر اینکه من سرد بودم اونم سرد شد من تنها کاریکه ازم برمیاد اینه که نگاهش کنم آخه یه دفعه بهش سلام کنمم فک کنم دو ساعت واسم بخنده آخه موقعیتم طوریه که هیچ ارتباطی نداریم اون بار که بطور ناشناس زنگ زدیم بهش گفته بو که یکی رو دوست داره که حتی نشده خوب نگاهش کنه و اینجور که معلوم بود احساس میکرد شخص مقابلشم دوسش داره البته شک داشت آخه قبلا منم بعضی اوقات کارایی میکردم که احتمالا متوجه میشد که بهش توجه میکنم
    آخه مگه واس یه پسر پیشنهاد دادن انقدر سخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آاخه من سر چی یه دفعه برم جلو باهاش حرف بزنم دوستام که فقط میگن فراموش کن ولی هییییییییییییچکس درک نمیکنه وقتی میبینمش داغون میشم
    ممنون که به درددلام گوش میکنید

    1. سلام نسیم خانم

      شما چرا به یه بهانه ای سر صحبت رو با ایشون باز نمیکنید ؟ هیچ وقت نمیشه مستقیم به کسی ابراز عشق کرد ، بلاخره هر کاری مقدماتی داره ، شما ببینید این آقا باهاتون رابطه ی کلامی برقرار میکنه یا خیر ، یه پسر ممکنه یکی رو دوست داشته باشه ولی از بی توجهی اون خانم سرد بشه ، شما وقتی هیچ اقدامی نکنید اگر هم بخواد شمارو سرد میشه و فکر میکنه دوستش ندارید پس یه کمی هم ریسک کنید در کارتون شاید به نتیجه رسید

  90. سلام آقا اشکان خوبید؟منو یادتون میاد؟
    من همچنان دارم عذاب میکشم میتونم فراموشش کنم بعد آخرین بار که بهتون گفتم میخوام فراموشش کنم انقد دیدمسش که اراده م از بین رفت یعنی همیشه اینجوریه هر وقت تصمیم میگیرم انقد میبینمش که نمیتونم مقاومت کنم یه روزم که باهم تو یه تاکسی نشستیم من دیگه مردم تا برسم اون با دوستاش بودو من تنها انقد تو راه حرفای خنده دار زد من نمیدونستم از حرفاش بخندم یا بخاطر نداشتنش گریه کنم دیگه چیزی تا محرم نمونده و تازه اول بدبختی منه من تو محرم خیییییییییییلی میبینمش باور کنید دیگه نمیتونم تحمل کنم
    ولی چیزی که واسم جالبه اینه که اخلاقه اون یه دفعه تغییر کرد فک کنید آخرین باری که از ته دل خوشحال شده بودم دوم محرم پارسال بود اون با دوستاش بود تا منو دید ازونا جدا شد من وانمود کردم که ندیدمش اون انقد دوروبرم راه رفت از جلوم رد شد کنارم واستاد من نشون دادم که ندیدمش تا یه لحظه چشم تو چشم شدیم فهمید دیدمش رفت
    بعد 4 روز که ندیدمش وقتی دیدمش دیگه محلم نمیکرد تا اینکه محرم تموم شدو اون وقتی منو میبینه یه کوچولو نگام میکنه فقط آخه چرا تو 4 روز انقد تغییر کرد
    منه بدبخت تو محرم چجوری تحمل کنم؟
    ببخشید انقد طولانی شد

  91. سلام.
    همه همینو بهم می گن ولی من 5 سال پیش همش 17 سالم بود و دلبسته شدم یعنی اون منو عاشق خودش کرد میشه گفت اولین عشقم بود و از روزی که خودمو شناختم و به قول خودم بزرگ شده بودم اونو در کنار خودم دیدم تو همه مسایل درس مدرسه رشته کنکور دانشگاه همه چی رو اون برام انتخاب می کرد همه مسایل زندگیم حتی لباس پوشیدنم ارایش کردنم حرف زدنم طرز برخوردم همه چی حالا چطور چطور میگید می تونم عاشق یکی دیگه بشم همه که مثل هم نیستن من تو این 5 سال باهش زندگی کردم وقتی حتی لباس عروس و حلقه ازدواجمونو هم انتخاب کرده بودیم حالا چطوری تو این شهر زندگی کنم بدون اون و خاطراتش هر جا هر مسیری که می رم هر غذایی که می خورم هر حرفی که می زنم همش پر خاطره و یاد و حرفای اونه حتی محل کارم جای جای محل کارم هم خاطره اون هست ولی حالا اون رفته و من تنها شدم با خاطراتش میگید دلبسته یکی دیگه می شم؟ می دونید چند نفر بهم پیشنهاد دادن تو دانشگاه محل کار ولی وقتی فکر می کنم می بینم نمی تونم کسی رو جای اون بیارم هیچ کس ناخوداگاه هر کی که میاد اونو باهاش مقایسه می کنم تو ذهنم نمی دونم هنوزم شاید امیدوارم که برگرده نمی دونم اگه ازدواج کرد تکلیفم چی میشه دیگه از همه پسرا و عشق و دوست داشتن بدم اومده وقتی اون اینقدر باهام بود و این همه سال اینطوری فراموشم کرد بعد یکی دیگه تازه از راه برسه فکر می کنید خوب باشه؟ نه نیست .دگه عاشق نمی شم دیگه کسی رو دوست ندارم زندگی برام معمولی معمولی شده بدون عشق بدون دوست داشتن تنهای تنهام تو محل کارم یه پسری هست که مدتیه می فههمم از نگاهش که دلش می خواد رابطه ای با هم داشته باشیم ولی من اونقدر سرد و سرسخت هستم که کسی جرئت نمی کنه طرفم بیاد دست خودم نیست دیگه برام معمولی شده این نگاه ها و این ابراز عشق و دوست داشتن همشون دروغن و تظاهر .نمی دونم شما که می گید اون خانم فراموش کرده و عاشق شما شده شاید به ظاهر اینطور باشه اون هنوز تو دل خودش هر چقدر اون طرف قبلیش بهش بدی کرده باشه دوسش داره و دلش پیشه اونه اگه عشق واقعی داشتن . می دونید وقتی فکر می کنم که به یکی دیگه دل ببندم و شاید تونستم فراموشش کنم می بینم نمی تونم تمام فکر و ذکرم پیش اونه شاید به ظاهر با یکی گرم بگیرم و حرف بزنم ولی توی اون دنبال عشق اول خودم می گردم و دلم پیشه اونه .هیچ وقت نمیشه عشق اولو فراموش کرد هر چقدر هم بد باشه.و بدی کرده باشه.

    1. خوب میدونم که نمیشه عشقو فراموش کرد ، به شما هم نگفتم که فراموش میکنید
      ولی گاهی وقتا ادم مجبوره که دل بکنه ، جای دیگه به یکی از دوستان گفتم که تا وقتی ادم عشقش رو کامل از دست نداده ، نمیتونه قیدش رو بزنه و کاملا شما رو دک میکنم ، شما که 5 سال رابطه داشتید الان هم میتونید باهاش صحبت کنید و این حقو دارید که ازش دلیل بخواهید و ایشون هم باید منطقی جواب بدن
      ولی اگر واقعا ایشون رفته باشه کاری از دستتون بر نمیاد ، میدونم نمیشه فراموش کرد و انتظار ندارم شما درجا بگید من فراموشش میکنم ، حد اقل دو سال زمان لازم هست تا بخواهید به فکر فراموش کردن بیفتید

  92. مرسی داداشی فکر با حالیه ولی نمیخوام به این راحتیا به دستم بیاره!خیلیا به خاطرم خیلی تلاشا کردن. آدم قدر چیزی رو که سخت تر بدست بیاره بیشتر میدونه!در ضمن عشق من رقیبای پر و پا قرصی داره که هر جوری شده میخوان برتری شونو نشون بدن. نمیخوام از نظر معلومات چیزی از اونا کم داشته باشه نمیخوام کسی بش بگه بالا چشش ابرو! دارم رو اختلافای فرهنگیمون کار میکنم.هر بار که میبینمش یه کتاب بهش میدم.رو آداب معاشرتش کار میکنم و سعی میکنم یه جورایی به خودم نزدیکترش کنم.همه اینا به نفعشه.تازه من عجله ای واسه ازدواج ندارم فعلا کارای مهم تری دارم مثل درس خوندن!چند تا کتاب بهم معرفی کن که خیلی روت تاثیر خوب گذاشته تو هر مبحثی که باشه.داستان یا روانشناسی یا علمی هر چیزی که تو پیشرفتت تاثیر داشته. دادشی خیلی دلم میخواد ببینمت اگه اصفهان اومدی خوشحال میشم لیدر و میزبانت باشم!

  93. سلام آقا اشكان
    دلم خيلي گرفته چندروزه پسرخاله ام نامزد كرده خيلي نامرده كه به چشمش نيومدم اون بهم خيانت كرد هيچوقت نميتونم ببخشمش چند روزه كارم شده گريه نميدونم چكار كنم

    1. سلام مارال خانم

      اگر دقت کنید اکثر دوستان ، عشق هاشون یا ازدواج کرده یا نامزد ، نمیدونم چه سیستمی شده که هیچ کدوم از دوستایی که به سایت سر میزنن به عشقشون نمیرسن
      نکنه مشکل از جانب ما باشه ؟ ولی خوب من فقط همفکری میکنم و کاری نمیکنم که باعث بروز مشکلی بشه
      میتونید با سایر دوستاتون که همینجا نظر میدن درد دل کنید
      یا بیایید در نظرات همین پست
      http://www.myawards.ir/how-to-start-relationship-with-a-boy
      با بچه ها صحبت کنید تا آرومتر بشید ، میدونم که روحیتون با گریه سازگاری داره ولی اگر بقیه همنوعان خودتونو ببینید که شاید شرایطشون از شما بد تر باشه آروم میشید و به عشق های تازه و زیباتر فکر میکنید

  94. سلام
    من دختری هستم 22 ساله با پسری حدود 5 سال دوست بودم البته دوستی معمولی نبود ما به هم قول ازدواج داده بودیم و همه برنامه هامون برای اینده تنظیم کرده بودیم و هیچ مشکلی از لحاظ اخلاقی و رفتاری با هم نداشتم تو بیشتر مسایل با هم تفاهم داشتم اگر هم چیزی بود حلش می کردیم هر دو هم سر کار می ریم و مشکلی از این لحاظ نداریم تا اینکه دو ماه پیش این اقا اومد و گفت که مامانش گفته که خودم باید برات زن انتخاب کنم و یه دختری از فامیلشونو که هم دانشگاهی این اقا هم بود و دوسال هم ازش بزرگتر هست و بهش معرفی کرده و گفته حتما باید با این خانم ازدواج کنی این اقا هم می گه کاری از دستم بر نمی یاد و نمی تونم رو حرف مادرم حرف بزنم میگه قیمت عشق ما گرون تموم میشه و نمی خوام خونوادمو از دست بدم می گه هر چی خونوادم گفتن قبول می کنم الان دو ماه که هیچ خبری ازم نمی گیره زنگ که می زنم جواب سر بالا می ده اصلا دلش نمی خواد منو بینه وقتی می رم پیشش خیلی سرد باهام رفتار می کنه و مثل غریبه شدم براش هر چقدر باهاش حرف زدم و گریه کردم و گفتم پس قولمون این همه دوستیم و عشقمون چی میشه می گه که باید عشق و دوست داشتنمون و تو دلمون سرکوب کنیم نباید ابراز کنیم می گه اگه بگم مامانم منو از همه چی تحریم می کنه میگه نمی خوام خونوادمو از دست بدم منم اینو نمی خواستم گفتم خیلی عاقلانه با مامانت حرف بزن بگو بهش می گه نه اگه بگم بدتر می شه دیگه دارم دیوونه می شم شما که پسری شما که اخلاقای پسرا رو خوب می دونی فکر می کنی به همین راحتی فراموشم کرد و به حرف و انتخاب مادرش تن داد من چی کار کنم پس پس تکلیف من این وسط چیه که این همه مدت بهش دلبستمو عاشقانه دوسش داشتم می دونم اون فراموشم نکرده از نگاهش می فههم که اونم من و می خواد ولی به خاطر مادرش نمی تونه کاری کنه به هر دری زدم ولی درست نشد که نشد به خدا دیگه دارم دیوونه می شم از همه چی عقب افتادم از زندگی کار درس دیگه حوصله ندارم تو عرض این دو ماه به اندازه چند سال شکسته شدم و خورد شدم داغون شدم اونم همینوطور اخه گناه ما چیه اخه چی کار کنیم ؟؟؟ می دونم شما هم هیچ راه حل و هیچ کاری نمی تونید بکنید فقط خدا- نمی دونم چرا اینجا برای شما نوشتم دلم گرفته داغونم دلم می خواد با یکی حرف بزنم ولی نمی تونم این بغض لعنتی نمی زاره .چه کنم چه کنم……………

    1. سلام خانم ….

      دقیقا مشابه موضوع شما پیش اومد که مادر یه آقایی دختر خالشو معرفی کرد ، و این اقا هم از عشقش دل کند ، اون خانم هم خیلی ناراحت بود و بعد از چند وقت عاشق خود من شد و دقیقا همسن خود شما هست و پسری هم که میخواست 25 ساله بود
      خوب نمیخوام به اون مساله بپردازم که این اقا چرا رفت و کجا رفت ، ولی طبق تجربه ای که خود من کسب کردم ، خانم ها خیلی راحت عاشق کسی دیگه میشن ، میدونم که میگید من 5 سال با خاطر اون زندگی کردم و دوستش داشتم ، ولی احساسات دخترونه طوریه که اگر مردی بهشون بی توجهی کنه راحت فراموشش میکنن، اولش ممکنه سخت باشه اما مطمئنا کم کم فراموشش میکنید با تجربه ی بالا میتونید عشق بهتری رو پیدا کنید و چون سنتون هم بالا نرفته انتخاب هاتون خیلی خیلی میتونه در موفقیت هاتون تاثیر گذار باشه . نگید که نمیتونم فراموشش کنم ، ولی من اگر باشم با یه پسر مامانی اصلا رابطه برقرار نمیکنم چون در آینده هم مشکل ساز میشه

  95. خواهش میکنم ، اگر ایشون با اینترنت و شبکه کار میکنن خیلی راحت میتونن این مدارک رو کسب کنن ، فقط یک سری منابع هست که باید مطالعه بشه یا یک سری کلاس ها ، دقیقا مثل آزمون تافل هست ، یه تقلب هم میتونید بکنید که زود خانوادتون راضی بشه !
    چون این ازمون ها اینترنتی برگذار میشه بعضیا یوزر و پسورد میگیرن و بجای شما امتحان میدن ، میدونم که این کار از هر نظر صحیح نیست ، ولی گاهی وقتا برای رسیدن به عشق تقلب شیرینه و بعدا میشه بهش خندید !

  96. سلام داداش اشکان. ممنون از سایتی که معرفی کردی. یه سری آموزشگاه معتبر معرفی کرده بود که یکیشونو میشناسم.مجتمع فنی تهران. تعریفشو از استادم شنیده بودم. کاش بشه یه مدرک معتبر واسه عشقم دست و پا کنم تا واسه دوباره خواستگاری اومدنش مشکلی نداشته باشیم. در ضمن من مطمئنم تو هم اندازه ی عشق من پاک و مهربونی پس نگران نباش خدا کسی رو تو زندگیت میاره که لیاقتتو داشته باشه. واست از صمیم قلب آرزوی خوشبختی و عاقبت به خیری میکنم.زیر سایه آقا صاحب الزمان بهار دلت خزون نبینه. ممنون به خاطر بودنت.

  97. سلام آقااشکان،من یه چیزیازپسرخالم دیدم که دیگه مطمئن شدم اون به من علاقه ای نداره.اون بایه دختری رابطه…داره ومیگه که حتی به خودشم گفته که اونوواسه ازدواج نمیخواد وفقط هدفش دوستیه امابه هرحال اگه اون منودوست داشت این چیزاروبه من نمیفهموند.من فقط یه خواهشی ازشمادارم بگیدچجوری فراموشش کنم؟؟من خیلی وقته که دوسش دارم وحتی یه دفترداشتم که تواون فقط فقط از عشق و علاقم به اون نوشته بودم اما هیچ وقت فکرنمی کردم که همچین آدمی باشه هنوز تو شکم.بااینکه الان خونمونه ومن بایدخوشحال باشم امادارم با این کاراش آتیش می گیرم.توروخدابگیدچطورفراموشش کنم ازبس گریه کردم دیگه چشمام دردگرفتن.آخه چطورکسیوفراموش کنم که هرشب بایادش می خوابیدم..

    1. نگین خانم
      خوشحال باشید که اون انقدر خاطر شمارو میخواد که اینارو بهتون گفته ، اگر دوستتون نداشت هیچ وقت اینارو نمیگفت و باعث وابستگی بیشتر شما میشد ، شاید برای ازدواج نخوادتون اما به عنوان دختر خاله دوستتون داره
      راستش فراموش کردن عشق زمانی میسر میشه که آدم صد در صد مطمئن باشه عشقش رو از دست داده وگرنه با هیچ معیاری نمیشه عشق رو فراموش کرد و عشق یک خاصیت ابدی هست که همیشه در وجود ادم میمونه
      عشق نه گریه داره نه غم ، اگر واقعا دوستش دارید باید خوشحال باشید که پسر خالتونه و همیشه میبیندش ، بدونید که عاشقایی هم هستن که تا آخر عمر حتی یک بار هم نمیتونن عشقشون رو ببینن ، با این حس زندگی کنید و خوشبرخورد باشید باهاش و هیچ وقت نخواهید که عشقتونو تساحب کنید ، همین که الان خونه ی شما هست یه دنیا شور رو باید در دلتون زنده کنه ، میتونید ازین به بعد هم با عشقش بخوابید ، همیشه بدونید اگر با عشقتون به خدا نزدیک بشید ، خود خدا شمارو به عشقتون میرسونه

  98. سلام اشکان جان امیدوارم اسمم و وضعیتی که برات گفتم فراموش نکرده باشی. ببخش که یه مدت به خاطر مشغله زیاد نتونستم به وبلاگ خوبت سر بزنم. اشکان جان کسی که دوسش داشتم داره به خاطرم پیشرفتهای خوبی داشته و حالام حاضر شده به تحصیلاتش ادامه بده. کاش میدونستی که چه قدر خوشحالم!یه چیزی ازش فهمیدم و اون اینه که کاملا مطمئن شدم عشقش نسبت به من کاملا عاری از هوسه پاک پاک! نمیدونی چه حس خوبیه وقتی یه مرد با تمام عشق و بدون هیچ هوسی بهت نگاه کنه!شاید باورت نشه که اون غیر از صورتم به هیچ جای دیگه از بدنم نگاه نمیکنه.یه بار بهش گفتم دوست داری چه اندامی داشته باشم و اون گفت من تو رو دوست دارم با هر شکلی که باشی حتی اگه دست یا پا نداشتی یا زشت ترین دختر دنیا بودی! من از نظر همه ی اطرافیانم دختر زیبا و خوش اندامی هستم اما حرفی که اون به من زد و نظری که اون داره واسم خیلی با ارزشه. داداش گلم یادمه یه بار گفتی لیسانس بین المللی سرور و شبکه رو تو دو سال گرفتی. می خواستم بهم اطلاعات دقیق تری بدی مثل اسم سازمانت و اینکه مدرکش تا چه حد تو ایران معتبره؟( از نظر بازار کار) و این که سازمانی که رفتی تو اصفهانم شعبه داره یا نه؟ اگه نداره یه سازمان معتبر که اینجام شعبه داره بهم معرفی کن. اشکان جان لطف کن پیاممو دقیق بخون و کامل جواب بده. من رو کمکت خیلی حساب کردم.ممنون به خاطر بودنت.

    1. سلام ویانای گرامی

      خوشحالم ازینکه زندگی عشقولانه ی شما داره به ثمر میشینه ؛ و امیدوارم که در کنار معشوقتون لحظه های شیرینی رو سپری کنید ، من واقعا لذت میبرم وقتی عاشقایی مثل شمارو میبینم که همدیگرو انقدر قشنگ دوست دارن واقعا عشقای اینجوری کمه و ای کاش که من فقط یه ذره همچین عشقی رو داشتم و به محدثم میدادم تا ازم دوری نکنه و ترکم نکنه ایشالا که خدا حفظتون کنه ، والا من یادم نمیاد گفته باید که لیسانس بین المللی دارم ، اما اگر گفته باشم در باره لیسانس تخصصی شبکه ی ماکروسافت ( ام سی آی تی پی ) هست که مراکز آموزشی در بعضی مناطق ایران ثبت نام میکنن ولی من هنوز آزمون ندادم که قبول بشم ، قبلا این ازمون ها در ایران نبوده ( بخاطر جمهوری اسلامی که همه دنیا باهاش مشکل دارن ) اما به لطف اینترنت ایرانی هم شده ، بستگی داره که دنبال چه مدرکی باشید …
      من اطلاع ندارم که در اصفهان چطور هست اما برای اطلاعات بیشتر سایت زیر فکر میکنم مناسب باشه
      http://www.goexam.net/index-c.htm
      بحثای عاشقانه رسید به مدارک بین المللی شبکه :))

  99. سلام ببخشید میخاستم بدونم پسرا چه چیز دختر براشون مهمه و خوشگلی براشون مهمه در چهره دختر کدام جزئ صورت برایشان اهمیت دارد(چشم لب بینی ابرو)؟

    1. آقا رامین ایشالا از تنهایی در بیای
      _________________________
      مرجانی ، چشم و بینی اولویت داره

    1. خانم مریم
      اگر احساس میکنید طرف مقابلتون جنبه ی مناسبی داره میتونید در رابطه با اینکه با هم باشید سر صحبتو باز کنید تا نظر ایشونو بیشتر بدونید ، لازم نیست بگید عاشقتم ، میتونید بگید ما چقدر میتونیم با هم در ارتباط باشیم ؟ و ازین مسائل تا بیشتر مشخص و روشن بشه براتون که حس ایشون چی هست
      اگر دوستتون داشته باشه کاری نمیکنه شما منصرف بشید

  100. سلام
    من سمیرام.اخه چی کار کنم که بشناسمش من که بهتون گفتم هیچ دوست و اشنای مشترکی ندارم و اخلاقمم طوری نیست که بخوام خودم برم از این و اون بپرسم نمی دونم دیگه اصلا حوصله نگاهای بی معنی و طولانی شو ندارم خسته شدم دیگه از دستش دلم می خواد اگه چیزی هست بگه چون واقعا با نگاه کردناش داره اعصابمو خورد می کنه خوب من باید چه رفتاری بکنم که این اقا به قول خودش بتونه بیاد جلو و حرفشو بزنه مگه من مسخرشم که هر دفعه یه طور نگام می کنه یه بار از نگاهش می شه فهمید که خیلی خوبه یه بار اونقدر تند و بد نگاه می کنه که انگار من کار بدی کردم اخه من کاری به کارش ندارم الان چند وقته که دیگه اون ساعت رفت و امدمم تغییر دادم و نمی خوام دیگه ببینمش ولی باز یه جوری می شه که سر رام قرار می گیره دیگه نمی دونم چی بگم و چی کار کنم.

    1. سلام سمیرا خانم
      بلاخره برای هر هدفی باید یه اقدامی کرد ، اگر شما نمیخوایید کاری کنید باید فراموش کنید و اصلا سر راهش قرار نگیرید
      اگر خودش دوست داشته باشه پا پیش میذاره
      اما اگر قصد دارید یه حرکتی انجام بدید باید دورادور سر از کارش در بیارید که حد اقل کارشون چی هست و در چه سطحی زندگی میکنن ، هستن کسایی ک هبرای شناختن عشقشون کیلومتر ها مسیرو طی میکنن و گاها مخفیانه شبانه روز برای شناختن عشقشو نتلاش میکنن پس به این آسونی ها هم که فکر میکنید نمیشه عشق رو تصاحب کرد

  101. یه چیزی روتازه فهمیدم اونم اینکه پسرخالم با کمال پررویی به مامانم گفته که به خاطرقراری که با دوست دخترش داره میادبه شهرماالبته اون با مامانم خیلی صمیمی و راحته.باورتون نمیشه الان به خاطراحساسی که بهش دارم دلم میخوادگریه کنم.بااین کاراش باعث میشه که فکرکنم که هیچ حس خاصی به من نداره حتی اگه دوسم داشته باشه من فکرنمی کنم که اون ازاین کاراش به خاطر من دست برداره.من خیلی دوسش دارم ونمیتونم بهش فکرنکنم وازروی شناختی که نسبت به اون دارم به نظرم که درست نیست بهش بفهمونم که دوسش دارم ولی اونم درحال حاضربرای به دست آوردن من کاری نمیکنه.تو روخدابگیدمن چیکارکنم.به نظرشماجنگیدن واسه همچین پسری کاردرستیه؟؟؟؟

    1. خواهش میکنم نگین خانم

      ببینید شما خودتون جواب حرف منو گرفتید
      اینکه توی خانواده دوست دختر داشتن عادیه موضوع مهمی نیست ، مهم فهموندن نوع دوست دختر داشتنه ، که اونو چقدر بخواد ، ممکنه یه نفر صد تا دوست دختر داشت هباشه اما فقط به عنوان دوست ولی یکی یدونه داشت هباشه و اونو خیلی بخواد ، پسر خاله شما هم کاری رو کرد که من قبلا بهتون گفته بودم
      یه جوری به شما فهموند که هدف اصلیش یه دختر دیگه هست تا شما بهش امیدوار نشید ، از نظر من که کار خوبی رو کرد ، و اگر نمیگفت باعث آزار شما میشد ، اما باز هم نمیشه صد در صد نا امید شد چون در نا امیدی هم امید وجود داره ، ولی بهترین رفتار از جانب شما اینه که دور و ورش نباشید و زیاد تهویلش نگیرید تا فکر کنه شما دوستش ندارید ، زمانی ابراز علاقه کنید که مطمئن باشید عاشق دختر دیگه نیست

  102. سلام آقااشکان ،ممنون که جوابمودادین،لازمه بگم که توفامیل ماواسه پسرادوست دخترداشتن یه چیزعادیه وپسرخاله ی من جلوی همه ی دخترای فامیل وبقیه خیلی راحت میگه که دوست دخترداره.اون برای چندروزداره میادخونمون واگه به من گفتش که دوسم داره به نظرشمامن چه برخوردی باهاش داشته باشم وچی بگم؟
    خیلی ممنون که منوراهنمایی می کنید…

  103. سلام اقا اشکان ممنون که جواب دادید تو رو خدا کمک کنید خوب میگید من چیکار کنم تا بهش برسم اون خیلی به من نگاه میکنه
    ولی جلو نمیاد خوب چراااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    1. ببین پریسا خانم ، خواهر گلم
      شما اول باید مثل یه خانوم رفتار کنی ، وقتی کسی رو برای ازدواج و عشق در نظر میگیری بید به فکر اونم باشی که چه نیاز هایی داره ، وقتی شما توی کوچه خیابون و کل محله انگشت نما میشی ، همه میدونن که عاشق این آقا شدیو خودش هم میدونه این موضو
      نباید انتظار داشته باشی که این آقا به عنوان عشق به شما نگاه کنه ، یه مرد دوست داره یه خانم داشته باشه ، خانمی که قابل اعتماد باشه سنگین باشه و بتونه بهش تکیه کنه ، فقط خانم ها نیستن که به آقایون تکیه میکنن ، مرد ها هم به محبت و درد دل و همدردی با خانمشون نیاز مندن ، این آقا نمیتونه به شما تکیه کنه چرا ؟ بخاطر رفتار هایی که داری ، مگه خودت نمیگی وقتی از جلوی مغازش رد میشی همه بهت اشاره میکنن که نیستش یا هستش … ؟ تو نباید اجازه بدی که کسی بفهمه دوستش داری چه برسه به اینکه اینجور رفتار کنن ، مطمئن باش اینجوری اصلا پیش عشقت مورد اعتماد نیستی ، و اولین چیزی که باید یاد بگیری اینه که سنگین و با شخصیت رفتار کنی ، میدونم با شخصیتو خانم هستی اما اینکه بخوای با ذوق و عطش کاذب رفتار کنی فقط مانع رسیدن به عشقت میشه ، توجه کن که این وسط خدا هم نقش مهمی داره و خیلی وقتا بجای مردم باید عشقتو از خدا بخوای تا بهت انرژی و قدرت لازمو بده تا برای داشتن عشقت بجنگی و تلاش کنی

  104. سلام دوباره
    یادم رفت بگم.اون سرش خیلی شلوغه ، درگیر کا پایان نامه هست مثل خودم اما اون کارشناسی ارشد من کارشناسی.وقتی هم جواب میلم رو میده کلی عذرخواهی میکنه و میگه شرمنده ام….
    من زیاد دلگیر نمی شم اما بعضی اوقتات….
    بعد هم ایمیل های جالب راجب انواع دوستی ها می فرسته مثل دوستی نوح و عیسی و موسی و ابراهیم و… جالبا در کل .من بعضی وقت ها فکر می کنم که بیشتر درد دل می کنه. اما واقعا نمی دونم که دیگه چی کار کنم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

  105. سلام
    من مریم هستم.قبلا گفتم که در محیط کاراموزیم با یه آقایی آشنایی پیدا کردم و دیگه نمی بینمش اما تا الان ارتباط ایمیلی داشتیم ولی من بیشتر از اون ایمیل می فرستم البته ایمیل های مفید و جالب اما اونخیلی کمتر طوری که من فکر می کنم اصلا براش اهمیت ندارم و بعضی اوقات دلم می گیره،اون 30 سالشه منم 24 سالمه.آقا اشکان شما به من گفتید من ارتباطمو ادامه دادم اما حالا نمی دونم چی کار کنم!!؟؟؟ بی خیال شم؟؟؟

  106. سلاااااااام اقا اشکان من رفتارم بچگونه نیست چیکار کنم خوب عاشقم شما برید به وبلاگ من سر بزنید ببینید چی شده من ازتون میخوام که منو راهنمایی کنید تو رو خدا

    1. پریسا خانم
      من خارج از وبلاگ هم با خانم های مثل شما آشنایی دارم ، و این نوع رفتار هارو زیاد میبینم ، شما نباید انقدر دوست پسر های قبلیتونو اعلام کنید و نباید هیچ اسمی از پسر ها ببرید ، طوری وانمود کنید که اولین عشقتون هست ، من بخاطر این رفتار شما میگم بچگانه رفتار میکنید .

      ای کاش فقط این بود ، شما انقدر رکو راست همه جا اعلام کردید که دوستش دارید ، عشقتون مثل سوژه شده برای هم محلیهاتون و اصلا مثل یه عاشق به شما نگاه نمیکنن ، ، نمیدونید چه اشتباهی دارید میکنید ، اصلا تو دار و فروتن رفتار نمیکنید و با این رفتار های سبک یا بهتر بگم کودکانه باعث میشید اگر هم اون آقا باهاتون باشه فقط ازتون سو استفاده کنه و هیچ اعتمادی به عشق شما نداشته باشه .

  107. سلام،من دختری 17ساله هستم وواقعاباتمام وجودم پسرخالمودوست دارم.نمیدونم که اونم منودوست داره یا نه ولی حدس میزنم که دوسم داره.ما تو یک شهرنیستیم وزیادهمدیگرو نمیبینیم اما من حتی یک روزم نشده که بهش فکرنکنم.احتمال اینکه اون منودوست داشته باشه و ازم خواستگاری کنه خیلی زیاده امانگرانی من از اینه که اون خیلی دوست دخترداشته و داره وفکرکنم بابعضیاشون خیلی صمیمی ونزدیک بوده(راستی اون 21 سالشه).لطفامنوراهنمایی کنید به نظرشمادرسته که دختری مثل من که اصلادوست پسرنداشته باهمچین پسری رابطه برقرارکنه؟؟

    1. سلام
      خانم نگین ، اگر پسر خاله شما علنا جلو شما یا به نوعی ، طوری که به گوشتون برسه اعلام میکنن که دوست دختر زیاد دارن ، ممکنه به این دلیل باشه شما امیدوار نباشید بهش
      مهمه که چطور با شما رفتار میکنه و چقدر باهم راحت هستید ، اگر صمیم و گرم هستید میتونید به تدریج و خیلی منطقی نظرشونو بخواهید ، توجه کنید که سه چهار سال فرصت دارید برای اعلام این علاقه …

  108. سلام من دنبال عشق میگردم به کسی علاقه ندارم اما دلم میخواد یه عشق واقعی داشته باشم یکی که منو واسه خودم بخواد خیلی تنهام به نظر شما من باید چه کار کنم

    1. سلام
      خانم نگار ، اگر متولد 69 هستید فرصت براتون زیاده و میتونید با داشتن اعتماد به نفس مجذوب باشید

  109. سلام من سمیرام. اگه یادتون نرفته چند وقت پیش گفتم که تو محیط کارم از یک اقایی خوشم اومده که ارتباط چشمی با هم داریم.
    می خواستم بگم که هیچ تغییری در رفتارامون نکرده فقط نگاه که بعضی اوقات این نگاه طولانی تر میشه به نظر شما من یه بار اگه رو پله ها دیدمش بهش سلام کنم بد میشه؟یعنی پیش خودش در مورد من بد فکر می کنه؟ اخه خسته شدم دلم می خواد زودتر بفهمم چه احساسی نسبت بهم داره چرا فقط نگاه می کنه حتی چند بار هم موقع خونه رفتن توی مسیر پشت سر هم راه می رفتیم ولی اصلا هیچی نگفت فکر می کردم که صدام می کنه و حرفشو می زنه ولی اصلا کاری نکرد نمی دونم چی کار کنم به نظر شما.

    1. سلام سمیرا خانم

      بله خاطرم هست ، بهتون گفتم که اگر خیلی دوستش دارید باید بیشتر تلاش کنید تا بشناسیدش نه اینکه دنبال سلام کردن باشید

  110. Slm.19salame,too daneshgah asheghe ye pesariam ke zahere mardonei dare ama aslan be ka30 tavajoh nadare hata pesara.kheili gooshe giro sakete,sare kelas hamash too fekre.be hich 2khtari tavajoh nemikone faghat gozari negah mikone.raftaresham kheili sangino aghelanas.
    Nemidonam chetori bahash rabete bargharar konam.roomam nemishe azash jozve begiram.be nazare shoma chikar bayad bokonam?

    1. یکی در میون نیست ، پیام های بی مورد و بی محتوا حذف میشه
      شما هم اگر بی احترامی کنید پیام هاتون مثل قبلی حذف خواهد شد

  111. مرسی. شرمنده ولی من تو نظرات همین پست چیزی نتونستم پیدا کنم. میشه همینجا صحبت کرد؟
    راستی 2.3 ساعت اول خیلی سخت بود
    نمیدونم از خوش شانسیمه یا از بی احساسیمه!که فکرش خیلی سریع از ذهنم خارج شد. دیگه ارزشش واسم کم شده.

    1. داخل تالار به فرض همون مطلبی که داشتید میدید ، با عنوان میییی ، میشد زیرش مطلب نوشت
      باشه همینجا بگید حالتونو

      ولی به نظر من باید خدارو شکر کنید که نشد و میتونید موقعیت های بیشتری رو تجربه کنید

  112. حالا من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟ تا الان میخواستم دل اونو بدست بیارم. ولی حالا دیگه باید از دلم بیرونش کنم!
    چراااااااااا؟؟؟؟ 🙁

    1. سوده خانوم
      این که ناراحتی نداره ، باید بگید لیاقت منو نداشته
      در ضمن من پاسختونو در نظرات همین پستی سایت دادم ؛ ازین به بعد هم همونجا بجث کنید ، چون نظمش بهتر از اینجا هست

  113. دیگه لازم نیست جوابمو بدین
    دارن میرن خواستگاری یه بچه دبیرستانی.
    دارم دیوونه میشم:(:(:(:(:(:(
    کم……………ک:(:(
    ماماااااااااااااااااااانن

  114. راستی قبلا خودش بهم گفته بود که 24 آبان سربازیش تموم میشه. دلم میخواد smsبدم و بهش تبریک بگم.به نظرشما اگه خودمو نگه دارم بهتره؟یا متوجهش کنم که به فکرشم؟ کمکمکنید لطفا.:(

  115. ازش پرسیدم.میگه نمیدونم میخواد چیکار کنه. در حال حاضر با هیچ دختری هم دوست نیست. میشه دقیقا بگید از دوستم چی باید بپرسم؟ مرسی

    1. سلام ببخشید کوروش هستم 15 سالمه و یه چند ماهی هست که چشم یه دخترو گرفته خیلی دوسش دارم ومیخوام باهاش دوست بشم ولی چطوری لطفا کمکم کنید. ببخشید اما لطفا کسی نگه که سنت کمه و بچه برو دنبال درس و مشقت.

  116. با دوستتون صحبت کنید و جزئیات بیشتر رو از ایشون بپرسید
    تا متوجه بشید هدف این اقا چی هست

  117. ازتون خوشم اومد. 1مشکلی هم هست که مدتیه داره آزارم میده.برادر یکی از دوستام شروع کرد به ارتباط برقرار کردن با من. اول حسی بهش نداشتم. ولی کم کم علاقه مند شدم. ولی کم کم رابطش کم شد. تا اینکه بهم گفت:ما اخلاقمون بهم نمیخوره و… تموم. ولی گهگاه میبینمش. رفتار سردی هم نسبت بهم نداره.چیکار کنم دوباره به سمتم بیاد؟ مادر هامون هم خبر داشتند. من دوسش دااااااااااااااااااااااارم:((

  118. سلام
    من در محیط کاراموزیم عاشق یه پسری شدم، البته به مرور زمان این اتفاق افتاده،و حالا که دیگه کاراموزیم تمام شده هنوز با ایشان ارتباط ایمیلی داریم گاهی هم برام پیام میده و یا با من چت میکنه وقتی میبینه که تو نت هستم. ایمیل های جالب و علمی می فرسته ام بعضی ایمیلاشم یه جورایی همش مربوط به خانم ها میشه که خیلی خنده دار و جالبا.
    ولی من دوست دارم این ارتباط ادامه داشته باشه و این آقا بیشتر تمایل داشته باشه نه اینکه فکر کنه من آویزونشم.
    الان نمی دونم واقعا چی کار کنم؟

    1. سلام

      خانم مریم ، اگر میخوایید رابطه ی شما پایدار بمونه ، همینطور از ایمیل ها و پیام هاش استفاده کنید و باهاش مخالفت نکنید ، طوری که جذبتون بشه اما زیاد نشون ندید که دوستش دارید ، و به مرور زمان رابطه ی خودتون رو بیشتر و عاشقانه تر کنید

  119. سلام راستش خیلی نه خانواده من کاملا با جریان دوست پسر و این حرفا مخالف بودن البته الانو نمی دونم آیا دیدشون فرق کرده یا نه در کل میشه گفت ارتباط چندانی ندارم الان هم که فقط دانشگاه میرم و میام و سر کار هم نمی رم دیدم بچه هایی رو که دانشگاه هستن و راحت یکی ازشون خوششون میاد اما من نه و خودمم هم اینجوری نیستم که به این منظور حتی بخوام سر صحبت رو با کسی باز کنم البته همونطور که گفتم اصلا منزوی نیستم حتی میشه گفت یه مقدار شیطونم البته نه در حد جلف و سبک بودن طبیعی به خاطر همینه که با خودم میگیم مگه من چمه که هیچکی رو ندارم

  120. سلام
    مرسی که جواب می دید و راهنمایی می کنید انشاالله بهم می رسید و مشکلاتتون هم حل میشه.
    اخه می دونید گفتم که من و این اقا فقط تو مسیر سرکار اومدن و همون ساختمان که شرکتمون هست همدیگرو می بینیم جای دیگه نمی بینیم اخه من از صبح تا ساعت 2 بعد بعد ازظهر از 4 تا 8 شب سرکارم جای دیگه نمی رم روز جمعه هم خونه هستم خوب کجا برم که ببینمش این اقا هم فقط تو روزای کاری می بینم یعنی باید منتظر بمونم اگه یه بار دیگه نیاد چی؟
    مثلا دیگه کارش اینجا تموم بشه چی؟ نمی دونم خودمم نمی دونم چه کنم بیخیال شم؟ توکل به خدا هر چی می خواد بشه بشه بخواد بیاد میاد نیاد هم نمی یاد مگه نه؟
    مرسی و بای

    1. سمیرا خانم
      اینجوری فقط به کارتون لطمه وارد میکنید ، یکم تحقیق کنید که این آقا کارشون در اونجا چی هست تا ببینیم چی پیش میاد

  121. سلام اشکان خان..امیدوارم موفق باشی.می خوام به عنوان داداش کوچیکترت بهم کمک کنی..یه سوال داشتم.درواقع یه کمک یه راهنمایی.یا بهتره بگم یه راه کار.من 18سالمه.درس میخونم.اشکان من تا حالا دوس دختر نداشتم.وندارم.می خوام بهم بگی که چه جوری یه دختر را به طرف خودم جذب کنم.که از من خوشش بیاد.چی کار کنم که دختره فکر کنه که دوسش دارم.ازش خوشم میاد.می خوام یه کاری کنم که اون کم کم بهم علاقه مند بشه..میدونم این بلاگ مخصوص دختراست.ولی ازت خواهش میکنم کمکم کنی.ممنون میشم ازت.منتظر جوابت هستم داداشی.در ضمن اشکان.اگه می تونی جواب هاتو میل کن واسم.اگه هم نه همین جا بگو.ممنون.خداحافظ

  122. سلام

    ببخشید می خواستم بگم امروز بازم من و اون اقا همدیگرو دیددیم سر پله های شرکت وای نمی دونید چقدر نگاه کردنمون طولانی شد ولی هیچ کدوم هیچ حرفی نزدیک اخه چی کار کنم با این نگاه امروزش دیگه نمی تونم فراموشش کنم یا از فکرم خارجش کنم اخه ما که بچه نیستیم نه اون نه من ولی فکر می کنم اونم نمی دونه که چه طوری باید ارتباط برقرار کنه و شمارشو بده اگه میشه یه راهنمایی کنید که خوب یه جوری بشه که شماره بده و هر دو از این بلاتکلیفی راحت بشیم البته من اصلا دختری نیستم که بخوام خودم پا پیش بزارم ولی خوب فکرم و به خودش مشغول کرده الان هم دوباره دیدمش وای نمی دونم چی کار کنم یه کاری کنید چه طوری بهش نزدیک شم چه طوری رابطه برقرار بشه که اون فکر بد نکنه و بزاره بره.
    مرسی

    1. سمیرا خانم
      شماره دادن که مشکلی رو حل نمیکنه ، این کار برای دختر پسرای 15 ساله هست ، توی راه پله هم مکان مناسبی برای برقراری رابطه نیست ، سعی کنید در مکان بهتری باهاشون برخورد کنید تا بتونید به یه بهانه ای سر صحبت رو باز کنید ، مثلا بگید من شمارو جایی ندیدم ؟ بعد بگید اها توی فلان ساختمون دیدمتون ، شما هم همکارم هستید که من زیاد ندیدمتون یا …؟
      با این نوع برخورد میتونید ببینید ایشون چه تمایلی بهتون دارن

      1. سلام روزتون خوش
        مطالبی که گذاشتینو خوندم خیلی خوب و مفید بود
        من پرستارم و حدود۵سال مشغول کارم تقریبا ۳سال پیش به یکی از رزیدنتامون علاقه مند شدم یعنی ازش خوشم میمومد تا اینکه فهمیدم متاهل هستش دیگه بیخیال شدم الان بعد از ۳سال فهمیدم از همسرش جدا شده خیلی باخودم سبک سنگین کردم به تنها تصمیمی که رسیدم این بود یه مدت باهم دوست باشیم تا کامل بشناسمش ولی نمیدونم چجوری شروع کنم میترسم برم بهش پیشنهاد دوستی بدم رد کنه واقعا درمونده شدم حتی نتونستم درمورد این قضیه با هیچکس حرف بزنم کمکم کنید

  123. سلام مليسا جان، مرسي عزيزم.
    شما در چه حالي؟ احساس مي كنم كه شرايط خوبي داري و خوشحال هستي!!! درسته؟
    حقيقت اينكه براش يه مشكل كاري پيش اومده كه فكر و ذكرش رو مشغول كرده، از اون مردايي كه كارش واسش مهمه. منتظرم اون مشكلش حل شه تا بعد وقتي فكرش آزاد شد بهش بگم كه پيشنهادشو قبول مي كنم.
    راستي بازم يه سؤال؟ من واسه حل اين مشكل كاريش، راه حلي دارم كه كلاً مشكلش حل مي شه. به نظرتون بهش كمك كنم (البته بگم ايشون زير منت پدرش هم نمي ره واسه كمك چه برسه به دوست دخترش)!!! با اين شرايط به نظرتون كمكش كنم يا بذارم خودش با مشكلش دست و پنجه نرم كنه؟

  124. سلام اقا اشکان ممنون که جوابمو دادی ولی اگه من میخواستم فراموشش کنم تو این چند ماه فراموشش میکردم ولی من عاشقشم هیچ موقع فراموشش نمیکنم ازتون کمک میخوام تو رو خدا کمکم کنید که پس چرا اینطوری به من نگاه میکنه ولی شماره نمیده کسی که از کسی بدش بیاد انقدر نگاش نمیکنه؟
    راهنماییم کنید که چجوری بهش برسم
    منتظره جوابتونم ممنون

    1. پریسا خانم
      شما خیلی بچه بازی در میارید ، خیلی رک بهتون میگم که اول رفتارتون رو کنترل کنید و مثل یه خانم عاقل رفتار کنید
      اینو میگم چون خیلی راحت در مورد دوست پسر های قبلیتون حرف میزنید ، شاید همه این خانم هایی که اینجا میان دوست پسر داشتن قبلا ولی دلیل نمیشه در مورد این مسائل یاد اوری بشه
      شما هدفتون اینه که اعتماد به نفستون رو نشون بدید ، اما آیا در مقابل کسی که دوستش دارید هم همین اعتماد به نفس رو دارید ؟ قطعا ندارید ، پس یکم رفتارتونو از دختر بودن به سمت خانم بودن تغییر بدید

  125. سلام حرفش که افتاده اما مادرم همیشه میگه هر کسی جفت خودشو داره و به موقعش تو هم با یکی آشنا میشی میدونین شرایط من اینجوریه که خانواده پدری و مادری من در شهرستان هستند و فقط خانواده خودم در تهرانیم البته اصلا من اینجا به دنیا اومدم به هر حال میشه گفت ارتباط آنچنانی نداریم در نظر فامیل هم یه دختر خوب و … شناخته شده ام اما کسی تو فامیل نیست پس نمیشه رو این مساله حساب کرد اما واقعا حس بدی دارم از خودم می پرسم که چرا وقتی من چیزیم نیست چرا تا حالا یه مورد هم پیش نیومده نمی دونم چیکار باید بکنم؟

    1. سحر خانم شرایط و روابط اجتماعی شما چطور هست ؟ چقدر با آقایون در ارتباط هستید ؟

  126. سلام
    اخه الان نزدیک به یک ماه و نیمه که اینطوری هستیم و فقط همدیگرو نگاه می کنیک تا چقدر باید زمان ببره اگه تو این مدت من بهش وابسته بشم چی ولی اون هرگز نیاد چی. اصلا شاید اون نگاه کردنش همین جوری باشه چی؟ اخه چی کار کنم خیلی ازش خوشم اومده ولی هیچ راهی ندارم برای ارتباط برقرار کردن نمی دونم می ترسم یعنی فقط راهش گذر زمان هست؟احساس می کنم خیلی مغروره خیلی همون نگاهش با غروره و با تعجب نمی دونم چه از نگاش بفهمم….

    1. سمیرا خانم
      یک ماهو نیم که خیلی کمه حد اقل یک سال زمان باید بدید و فکرشو هم زیاد نکنید زمان یا شمارو آگاه میکنه یا به اون آقا میرسونه

  127. اگه میشه به وبلاگمم سر بزنید یا اونجا راهنماییم کنید
    چون ادرس ایمیل واسه خودم نیست
    منتظرتونم ممنون

    1. سلام پریسا خانم
      اقتضای سنتون هست ، دختر ها در بیشتر موارد این نوع عشق رو فراموش میکنن ، به وبلاگتون اومدم و از نوشته هاتون قیاسی از سایر موارد مشابه ایجاد کردم که نتیجه ی اون ، چیزی بود که خدمتتون عرض کردم
      در هفته های آتی خواهید دید ، که یک شب از ایشون بدتون میاد و یک شب دوستش دارید ، این فرایند انقدر تکرار میشه تا نسبت به ایشون بی حس باشید

  128. سلام من چند ماهی هست که عاشق یه پسره شدم که طرف بازار محلمون فروشندس من واقعا عاشقشم خیلی نگاه میکنه ولی شماره نمیده امارشم گرفتم اصلا پسره هوس بازی نیست
    رابطه چشم تو چشم داریم اینم بگم که خونشون چند تا کوچه با ما فاصله داره هر روز از تو کوچمون رد میشه تورو خدا کمکم کنید که چیکار کنم عاشقم شه بهم شماره بده

  129. یادم رفت بگم اخه من چه طوری بشناسمش کسی رو ندارم که برام امار بگیره ازش بعد اینکه اصلا نه اسمش و می دونم نه این کار ازم بر می یاد که خودم برم دنبالش و یه کاری کنم شما پیشنهادی ندارید؟

    1. سمیرا خانم ، شما باید زمان بدید ، هیچ چیزی بجز زمان نمیتونه مشکل شما رو حل کنه ، چون در حال هیچ روزنه ای برای رابطه بین شما وجود نداره

  130. سلام و مرسی که جواب دادید.
    ولی می دونید من عاشق ظاهرش نشدم یعنی فکر می کنم که خیلی پسر خوبی باشه چون تو این مدت هیچ رفتار بدی ازش ندیدم و اینطور که معلومه بازاریاب هستش و از صبح تا شب ساعت 8 کار می کنه می دونید یه حسی بهم می گه که پسر خوبیه و اون هم یه جورایی از طرز نگاه کردنش فهمیدم که می خواد رابطه ای داشته باشیم ولی نمی دونم چرا فک می کنم که اینطور فکر می کنه که من به پیشنهادش جواب منفی می دم نمی دونم چی کار کنم من زیاد بهش فکر نمی کنم ولی خوب دلم می خواد که باهاش اشنا بشم. حالا به نظر شما چی کار کنم بهتره؟

  131. سلام دختری 26 ساله هستم و دانشجوی کارشناسی ارشد هستم الان کسی تو زندگیم نیست اما خیالی دلم میخواد با یکی از بچه های دانشگاهمون یا هرکی دیگه آشنا بشم البته نخندید هنوز آدمش معلوم نیست فقط دلم میخواد واقعا با یکی باشم همیشه نگرانم با اینکه دختر زشتی هم نیستم اما تا حالا یک خواستگار هم نداشتم نمیدونم چمه که هیچکی انگار از من خوشش نمیاد منزوی هم نیستم اما نمیدونم چیکار باید بکنم افسرده شدم چکار باید بکنم؟

    1. سلام سحر خانم

      توی شرایط شما بیشتر خانواده ها پا پیش میذارن تا افراد مناسب رو معرفی کنن ، تحصیلاتتون رو هم که به حد کمال رسوندید و مشکلی باقی نیست تا بحال خانواده در این باره تصمیم و قضاوتی انجام ندادن ؟

  132. be mamal hagh midam.khodam dokhtaram ama midunam chi keshide az daste dokhtara.vaghean baziashun bishuran.ama bazi pesara ham bishurtarano ta beheshun begi duset daram jav migiradeshun.be pesar migan begi duset daram sare karet mizaran.in kara yani chi???? dust dashtan faghat haghe pesaras?? ye dokhtar haghe entekhab nadare?? yani dust dashtane dokhtara enghad biarzesh shode??? bazi dokhtara ham az shuro maze dar miaran ye kario.har ruz ba yeki mibinishun.ina masalan madaraye farda an??? vaaay be hale bachehaye in adama.che pesaresh che dokhtaresh.bijanbe ke migan ine.
    mamal jan hagh dari
    nazareto manam ghabul daram. 🙁

    1. توانایی یعنی کارهایی که از پیش مطمئنید که قادر به انجامش هستید
      خواهش میکنم ، داخل نظرات همین پست میتونید بیشتر بحث کنید

  133. سلام اشکان جان وقعا خسته نباشی.بابا تو چی می کشی از دست اینا.من دانشجوی ترم 7ام نرم افزارم.ترمای اول خیلی ذوق داشتم ولی اینقد این دخترا بیشعورا که از همشون توی این این 7ترم زده شد.کلا رفتاراشون مثله گربه تا بهت نیاز دارن میچسبن بهت ولی بعدش مثل سگ گازت میگیرن.یارو خودش میاد اول میفته به دستو پات که من عاشقتمو اینجوریو فلان بعد واست تاقچه بالا میزاره.آخه آدم سالم اینجوری.اینه که میگم بیشعورا.جوابشونو نده اینا خودشون خیلی پدر سوخته تر ازین حرفان.

    1. سلام ممل جان

      به شما حق میدم که در باره خانم ها اینطور قضاوت کنید ، در نگاه اول میگیم همه دختر ها همینطور هستن ، اما در مرحله اول یه دختر فکر میکنه که اون پسری که دوست داره واقعا همونیه که میتونه براش زندگی بسازه ، اما بعد از برقراری رابطه ، وقتی مشکلات اون آقا رو میبینه کم کم سرد میشه ، و دنبال یه آقای بهتر میره ، ولی به نظر من اینکه ادم خودش یه موضوعی رو تجربه کنه به نفعش هست ، چون هر چقدر ما این مساله رو توضیح بدیم هر کسی کار خودش رو میکنه و به حرف دلش توجه میکنه

  134. rasti man aslan ba ishun barkhorde harfi nadashtam.faghat ba negah bahash harf zadam.aslan nashode ke hata salamesham konam.chon hamuntor ke goftam zaheri maghrur dare.maghrur hast ama sar be zir ham hast! yani face tu face be kasi negah nemikone.chand bari ham ke be man negah karde zir cheshmi bude.nemikham az dast bedamesh.hamuntor ke goftam daneshgah nemiad.faghat badazohra miad ketabkhune daneshgah dars mikhune.

    1. خانم آریانا
      بهتره شما یه سری توانایی از خودتون نشون بدید ، و قبلش تحقیق کنید که ایشون در چه مواردی توانایی دارن ، و از طریق این جور مسائل با ایشون رابطه برقرار کنید ، اینکه مستقیما بهش حرفی بزنید ، ممکنه کار ساز نباشه ،شاید ایشون از روی ظاهر کسی تصمیم نگیره ، اما در کل این مساله به خودتون بستگی داره ، اصولا هیچ دختری مستقیم به یه آقا ابراز علاقه نمیکنه

  135. az tarighe dustam jazbesh konam yani chejuri?? chikar konam?? dustam az khodam kam ru taran va hes mikonam tu in rabete (in ke man jedi jedi az ye pesari khosham umade ke pezeshki ham mikhune) hesadat mikonan.chon masalan migam alan tu mohavate daneshgah didamesh migan : ah hala didish ke didish che tohfeie o azin harfa ya inke narahat mishano migan inhame pesare tu daneshgah gir dadi be in chera…hes mikonam narahatan azin mozu va komaki be man nemikonan.faghat in pesari ke goftam behem komak karde.ye duste vagheie.az juno del behem komak kard te kasio ke dust daram ro peyda konam.az tarighe dustam chejuri mitunam jazbesh konam??

  136. yani naram bahash dar morede in khosh umadan sohbat konam??albate inam begam ke ishun mahe pish pedareshuno az dast dadan.hala halaha nemishe nazdik besham behesh.akhe be in adame be zaher maghrur chejuri mishe nazdik shod??inam begam ke tu daneshgah aslan nadidam ba ye dokhtar sohbati kone ya pishe 1dokhtar vaysade bashe be harf zadan ya hata harf nazadan.nemidunam…ya kasi azash khoshesh nemiad ya inke un ziadi maghrure.age bekham beram ba khodesh darmorede inke azash khosham umade harf bezanam chejuri va ba che lahni begam behtar javab mide???

  137. مليسا جان از شما بابت همفكريت خيلي ممنونم.
    منم فكر مي كنم بهترين كار همين باشه. ولي احتياج به مشورت داشتم.
    اميدوارم به شما هم فردا حسابي خوش بگذره!
    ما رو هم بي خبر نذار…

  138. alan rabetamon kheyli khobe omidvaram behtar az inam beshe farda mikhaym hamdigaro bebinim badaz 2 hafte nemidonid ke cheghad khoshhalam

  139. salam shohre joon harfe deleto bezan bego kheyli dosesh dary mano behzad ghablan 1 bar ba ham dost shodim sare 1 mozoiy tamom kardim yani rabetamon kamtar az 1 hafte bishtar tol nakeshid vaghti raft dige daghon shodam taze fahmidam cheghad dosesh daram badaz 8mah z zadam behesh hame chizo behesh goftam alan 6 mahe ke 2bare rabete darim va az in ke kenare kasi ke dosesh darm hastam kheyli khoshhalam to ham zood tar boro behesh bego age dir koni emkan dare be 1ki dige del bebande azizam

    1. سلام مریم تنها

      تمام روانپزشکان و متخصصین و مشاورین خانواده بر این عقیده هستند که فاصله بین طلاق تا ازدواج بعدی باید 2 سال باشه ، من وارد سایر مسائل نمیشم ، ولی پیشنهاد میکنم که صبرکنید 3-4 سال از قضیه طلاقتون بگذره بعد به فکر ازدواج مجدد باشید ، تا احساساتتون یکپارچه سازی شده باشه

  140. سلام اشکان جان!اسم من خدیجه است ولی دوستام مریم صدام میکنن براهمیین مریم تنهام من اهل درد دل نیستم بیشتر شنونده درد دلهام تاگوینده تویه شرکت کارمیکنم از سایتووبلایگ چیزی نمیدونم دیپلم حسابداریم ولی کامپیوتر ندارم با بهترین نمره از دانگاه قبول شدم بافکرای پوچ وقدیمی خانوادم ادامه ندادم الآنم توشرکت منشیم وتایپیست شانسی به وبلایگ شماآمدم.
    من بابام5ساله که سکته کرده وخانه نشینه حدوداً4سال پیش(راستی من21سالمه)پسرخاله زنداداش کوچک ازم خواستگاری کردخواستگارای زیادی داشتمودارم ولی نمیدانم چه شد که شد یک روز که در سر جلسه امتحان بودم که مدیرم مدرسه صدام که خان فلانی به دفتر رفتم دیدم مادرموباپسرخاله زنداداشم که مامانم بااینکه میدانست علاقه ای بهش ندارم گفت برووسایلتوبردار بیابریم آزمایش ترسیدم ترسموخانم دینیمون دیدوگفت آزمایش ازدواج تاخودکلاس گریه کردم وتاخودآزمایشگاه ولی کسی اشکامونمیدیدحتی مادرم خلاصه نامزدشدیم درسم بهانه بود کهکمتر ببینمش ودنبال بهانه برابهم زدن تااینکه بهانه راخودش طراحی کردوبازن بددیدمش پاهاموتویه کفش کردموطلاق 5/1سال طول کشید آخرگرفتم طلاقموبعداون پسراسرکامیذاشتم تاچندوقت پیش بایک پسرآشناشدم شرایطموقبول کردوقبول داره ولی چندتادوستاش میگن ازروزاول که شما2تابدردهم نمیخوریدازسطح خانواده وغیره…ولی خودش نمیدونم وبایک پسرم سرکلکل کردن آشناشدم رفتم پرروروببینم که اون عاشقم شدوبه کل خانوادش گفته میخوام1روفراموش کنم ولی دوسش دارم چه کنم و2منودوس داره.ازچندنفرمشورت غیرمستقیم گرفتم گفتن بااونی باش کهدوستت داره ولی دلموچیکارکنم1بارپارودلم گذاشتم شماکمکم کنید لططططططططططططططططططفاًمنتظرم

  141. با سلام
    من دختری 20ساله هستم که به مدت8 ماه است که با پسری 20ساله دوست شده ام ومن با ایشان همدیگر را به شدت دوست داریم در واقع عاشق هم هستیم ورابطه ای بسیار عمیق داریم هر روز باهم هستیم باهم صحبت میکنیم و رابطه سکس هم داریم وایشان شدیدا نسبت به من تعصب دارد اما ایشان فقط به عنوان دوست مرا میخواهد البته از روز اول قصد ازدواج نداشتیم اما در این مدت عاشق هم شدیم این آقا به شدت از خانواده ترس دارد وبه حرف برادران خود اهمیت زیادی میدهد وضمنا ما با هم همکار هستیم لطفا با این تفاسیر مرا راهنمایی کنیدکه چگونه نظرش را به ازدواج جلب کنم.

  142. سلام.من سمیرا22 سالمه وتوی محل کارم از پسری خوشم اومده که تقریبا فک می کنم همس یا شادی 1 سال بزرگتر از من باشه البته اون اقا تو محل کار من نیست بلکه بقل شرکت ما یه چشم پزشکی هست که این اقا اونجا کار می کنه و ما همیشه ساعت های رفت و آمدمون یکی هست و گاهی اوقات توی مسیر راه و گاهی اوقات روی پله ها همدیگرو می بینیم اولا بهش توجه ای نداشتم ولی چند وقته که هم اون هم من با هم تماس چشمی داریم و حتی چند بار هم این نگاه کردن خیلی طولانی شد که من یه حسی نسبت بهش پیدا کردم جوری که هر روز توی ساعت رفت امدو جوری تنظیم می کنم که ببینمش الان حدود 1 ماه هست که اینطوری ولی هیچ حرفی به میون نیومده اصلا نمی دونم چی کار کنم و معنی نگاه کردنش چیه ولی خودم احساس می کنم بهش وابسته شدم و یه جورایی هر روز منتظرشم لطفا راهنمایی کنید چطوری بهش نزدیک بشم و اینکه بفهمه من اون می خوام.
    مرسی

    1. سلام سمیرا خانم

      اگر سعی کنید بهشون فکر نکنید خیلی خوبتره تا به دنبال برقراری رابطه باشید چون سن شما اقتضا میکنه این جور عاشق بشید و نباید به این نوع عشق پایبند باشید مگر اینکه اون آقا رو بهتر بشناسید و عاشق ظاهرش نباشید

  143. salam.khubin.dafe avalame umadam inja.ama komak mikham azatun.
    1sale ke daneshju shodam o alanam 20 salame.az terme aval az ye pesari khosham umad ke badan fahmidam pezeshki mikhune o senesham az man balatare.man alan terme 3 hastamo ishun terme 8.kheyli maghrur neshun mide tu zaher.ama batenesho nemidunam.alan 3 terme ke faghat negahesh kardam.gahi ba mexe 3-4 saniyei negaham karde ama manie negahesho nafahmidam.in term fahmidam ke dige kam kam karesh az daneshgah tamum shode o faghat bimarestan mire baraye kelasash.daram az dast midamesh.ba komake ye pesare dige ke bahash adi va mese dustaye dokhtaram dustam tunestam taghriban peydash konam.ama nemiduna beram mostaghim bahash sohbat konam ya na.nemidunam karam be nazaresh zeshte ya dark mikone mano.yebar umad komakam kone ke koli howl shod o dast pache.nemidunam in howl shodano dast pachegi che ma’ni e midad.nemidunam az negaham tu in 3 term fahmide ya na.ye tore khasi negaham mikone.nemigam ashegham shode ama hes mikonam ke shak dare ke manam ke dusesh daram ya na.in dusti ke goftam pesar hast mige beram bahash sohbat konam ru dar ru.shoma migi man che konam??? mishe javabamo be E_Mailam bedin???????

    1. سلام آریانا

      برای برقراری رابطه باید بیشتر در تلاش باشید و سعی کنید کم کم بهشون نزدیک بشید ، با گفتنتون ممکنه ایشون جواب منفیبه شما بده حتی علارقم میل باطنی ، پس توسط سایر دوستاتون جذبش کنید و باهاش خوش برخورد باشیدتا از شما خوششون بیاد

  144. من يكي رو ميخواستم اونم منودر واقع دوست داشتنمون2طرفه بود حتي قراربود باهم ازدواج كنيم حتي اين برام ثابت شده بود ولي آقا الان ميگه نميخوامت وازيه دختر شادوشداب يه افسرده رواني ساخته آخه ميدونين حرف زدن مشكلي نداره اون دست دادنم ولب به لبم بيشتر آزارم ميده.
    به من گفته بود كه به كسي نگم دوسم داره ولي من گفتم فكر كنم ميخواد ديگه من به كسي چيزي نگم نظر شما چيه؟

  145. فكر مي كردم اين وبلاگ، يه وبلاگ دوجانبه است.
    فكر مي كردم اينجا همه با هم همفكري مي كنن براي حل مشكلاشون
    ولي دريغ كه اشتباه كردم…!!!

  146. سلام. من به مدت 2 سالهبا یه پسر در ارتباط هستم نمیدونم میشه اسمشو گذاشت ارتباط یا نه . من 3 ماه ازش خبر دارم 3 ماه ندارم . احساس میکنم که هر وقت تنها می شه بر می گرده . همش فکر می کنم در مدتی که ازش خبر ندارم با یه نفر دیگه در تماسه . چند وقت جوابه زنگاشو نمی دادم ولی انقدر اس یا زنگ میزد و اصرار میکرد میدادم جوابشو . هر وقتم که زنگ میزنه قربون صدقه میره و میگه دلم برات تنگ شده بود . ولی من نمیتونم باور کنم. وقتی این حرفو میزنه احساس میکنم که الان فقط به وجود یه دختر نیاز داره که نیازشو براورده کنه. چند بار بهم گفت که من دوس دارم با کسی که در ارتباط هستم از همه لحاظ با هم در ارتباط باشیم . ولی من نمیتونم تا قبل از ازدواج جسممو تقدیم کسی بکنم که نمدونم فردا شریک زندگیم می شه یا نه. جالب تر از این که وقتی اوایل ازش خبری نداشتم بهش زنگ می زدم جوابه منو نمی داد . واقعا نمیدنم باهاش چی کار کنم. بد بختی خیلی دوسشم دارم .

    1. سلام آیلار عزیز

      دقیقا ایشون هر وقت به شسما نیاز جسمی داره لش هوای شمارو میکنه ، اگر عشق یه نیاز باشه ، نیاز معنوی هست نه یک نیاز جسمی ، ایشون هیچ جور نباید توجیه کنن که دوست دارن با عشقشون رابطه جسمی داشته باشن و شما هم هرگز برای عشق رابطه ی جسمی برقرار نکنید و بگید اگر دوستم داری به حرفم گوش کن
      دل بستن به پسری که شمارو برای نیاز جسمی بخواد کار نادرستی هست

    1. ملیسا خانم عجول نباشید و فرصت بدید تا زمان شما دوتارو دیفراگمنت کنه

  147. سلام آقا اشكان
    يك هفته با پسر خاله ام قطع رابطه كردم اما اون بعضي شبا اس ام اس ميداد ولي من تحويلش نميگرفتم اس احوالپرسي و اينكه دلم تنگ شده ما5شنبه ها مي رفتيم براي درس خوندن بيرون اين هفته ام ازم خواست برم منم رفتم اما حرف خاصي نزد به نظر خودم اگه از من بدش ميومد يا اصلا براش مهم نبودم براي هميشه قيدمو ميزد شما مي گيد قصدش چيه و اينكه چطوري نظرشو در مورد ازدواج تغيير بدم؟ ممنون

    1. مارال خانم
      ممکنه ایشون یه مقدار طبعیاتشون بهم ریخته باشه ، کمی فرصت بدید ، بی محلی نکنید و خونگرم برخورد کنید اما بهش فرصت بدید تا کمی فکر کنه

  148. سلام… انقدر ريز نوشتي که نه من و نه هيچ کدوم از دوستام حوصله نکرديم بخونيمش.. خوش باشي

  149. سلام مليسا جان. بابت همفكريت ممنونم. چرا منم دوستش دارم. يعني تازه فهميدم اوايل رابطه زياد جدي بهش نگاه نمي كردم واسه همين پيشنهادشو رد كردم. ولي الان كه بيشتر شناختمش مي بينم دوستش دارم و مي خوامش واسه زندگيم. به نظرتون همينو بهش بگم خوبه؟ بگم كه اوايل معمولي بودي ولي الان دوستت دارم؟ يا حرفاي بهتري مي شه گفت؟ اگه حرفاي بهتري هست راهنماييم كنيد. مرسي

  150. salam shohre khanom hame arezoshone be eshgheshon beresan to mage dostesh nadari?in dafe khodet pa jolo bezar behesh bego ke dost dary marde zendegit bashe age doset nadash pishnahad nemidad

  151. man mikham ashgham bashe hamon jor ke man hastam on har kar ke gofte man kardam vali tavagho ziad dare masalan mige ta man ejaze nadadam to nabaiad bery biron hamisham sare in mozo dava darim akhe har chi on goft ke man nabaid begam chashm hamishe ke nabaiad harf harf on bashe

    1. ملیسا خانم ، چند وقت تحولیش نگیر تا به خودش بیاد ، پسرا تا ضد حال اساسی نخورن دست ازین کارا ور نمیدارن که بدون اجازه من بیرون نرو و فلان …

    1. شما میتونید بگید برای گفتن جواب چنین موضوع مهمی نیاز به زمان بیشتری دارید تا فکر نکنن دوستش ندارید ، اگر این فکرو کردن زیاد لوسش نکنید تا به خودش بیاد

  152. به نظرت كه پسر هستي، من تو اين برهه زماني مي تونم كمكي بهش بكنم؟ اگه مي تونم كمكش كنم بايد چي كار كنم؟

  153. مرسي اشكان خان. ولي موضوع اينه كه اون از دستم به شدت ناراحته! چون ازم توقع نداشته كه جواب منفي بدم… يه جورايي كلاً بي خيال آينده شده و همش حرفاي مأيوس كننده مي زنه!
    بچه ها خواهش مي كنم هر كدومتون مي تونيد كمكم كنيد. بهم بگيد به اين قضيه احساس مثبت داريد يا منفي! به نظر من حس هاي مثبت و منفي خيلي مؤثرند و لطفاً هر كدومتون هر جور كه مي تونيد باهام همفكري كنيد كه چجوري به آينده اميدوارش كنم كه دوباره حرف ازدواج رو بزنه!
    راستي اسمش رضاست فردا هم تولد امامشه (امام رضا) واسه جفتمون دعا كنيد بيشتر واسه اون تا با هم دوباره به آرامش برسيم

    1. شهره خانم
      هیچ پسر عاشقی با شنیدن یک جواب منفی عشقش رو رها نمیکنه
      اگر عاشقتون باشه بر میگرده صد در صد

  154. سلام من يه دختر خانم 25 ساله هستم. بابام يكي از دو تا مغازه اش رو به من سپرده كه اداره كنم (كه البته كار خيلي سخته)!!! 1 سال پيش با كسي دوست شدم. 5-4 ماه بعدش پيشنهاد ازدواج داد. من قبول نكردم. الآن پشيمون شدم. به نظر شما بهترين تصميم چيه؟ (ايشون مي گه دوستي اي كه آخرش ازدواج نباشه رو نمي خواد). اينم بگم كه ما همه جوره همسطح هستيم.

    1. سلام / شهره خانم
      شما میتونید وارد نظرات همین پستی سایت بشید در لینک زیر
      http://www.myawards.ir/how-to-start-relationship-with-a-boy
      و با عضویت در تالار سوالات خودتون رو مطرح کنید
      و یا همینجا سوال بپرسید

      در رابطه با سوالتون هم
      میتونید با یکی از بزرگتراتون یا دوستان متاهلتون مشورت کنید در باره ایشون و اگر صلاح میدونن که رابطه داشته باشید بهشون جواب خنثی بدید یعنی بگید که باید فرام رو بکنم و اگر واقعا میتونی ازدواج کنی با بزرگتر ها صحبت کنی تا برنامه های لازم رو ترتیب بدن

  155. salam agha ashkan mikham dar morede in harfaiy ke mizanam komakam konin mano behzad 5 mahe ke ba ham rabete darim az in ke on dostam dare kamelan motmaenam vali on nemikhad ashegh beshe chon nemikhad zarbe bokhore man mikham ta abad kenaram bashe chon asheghesham on mige mano to hamdigaro dost darim khoda khodesh age bekhad maro be ham miresone vali man mikham behem pishnahad bede chikar konam

    1. سلام / ملیسا خانم

      شما باید با مهربونی برخورد کنید و انتظاری ازشون نداشته باشید با کمی و ها کاستی هاشون بسازید و اگر کژتابی ای ازشون میبینید تحمل کنید و به فال نیک بگیرید و بهش ابراز علاقه کنید تا خود به خود جذب شما بشه ، هیچ وقت چیزی رو اصرار نکنید و وا به میلش رفتار کنید تا کلافه نشه ازتون مطمئنا با این اوصاف خبر خوشی بهتون میرسه

  156. salam man 7 mahe ba yeki dost shodam .behem sabet karde ke dostam dare ama hanozmotmaen nistam. chon khianat ziad didm plz rahnamaeeim kon.

    1. سلام / ملیکا
      اصولا وقتی پسری عاشق یک دختر میشه بهش خیانت نمیکنه
      شما بگید که چطور در عرض 7 ماه بهتون ثابت شده ایشون عاشقتون هست

  157. سلام آقا اشكان ديشب بهم اس ام اس احوالپرسي داد وگفت ميخواستم حاله دوستمو بپرسم من زياد محل نذاشتم اونم ديگه نداد ميتونم به برگشتش اميدوار باشم؟

    1. سلام مارال جان
      زیاد روش حساب نکنید ممکنه این اس ام اس فقط حالت دوستانه داشته باشه

  158. با سلام…درسته میگن رابطه ی جنسی با دوست پسرمون باعث میشه که خیلی زود از هم خسته بشن و باعث جداییشون بشه؟؟؟؟؟؟ اصلا سکس با دوست پسر درسته یا نه؟؟؟ممنون

    1. سلام ، اگر با کسی که دوستش دارید و دوستتون داره رابطه جنسی داشته باشید بله ، این رابطه باعث از بین رفتن عشق میشه
      شاید یه وقت دو نفر از رو نیاز رابطه جنسی داشته باشن ؛ اگر یک بار باشه مشکلی پیش نمیاد ولی اگر از دو بار بیشتر بشه ، اون رابطه تمومه …

  159. سلام آقا اشكان خيلي دلم گرفته نميدونم اونم به فكرمن هست يا نه نميدونم چكار كنم ولي احساس ميكنم كارم درست بوده كه ازش جداشدم اگرچه اون مخالف بود ولي من معتقدم اگه بخواد بر ميگرده آيا درست فكر ميكنم؟آقا اشكان توروخدا به همه بگيد دعا كنند كه برگرده چون من عاشقه شم تو رو خدا دعا كنيد

    1. مارال خانم
      نباید بهش بی احترامی کنید ، اما بی توجهی کنید از نوعی که به خودش بیاد اگر به خودش نیومد بذارید سرش به سنگ بخوره

  160. سلام.خوبید؟من توی یه ماه پیش ازتون کمک خواستم و خیلی ممنون که کمکم کردید.راستش خواستم شمارو هم تو شادیم شریک کنم.باامیر حسین(همون دوست پسرم)قراره نامزد کنیم و من خیلی خوشحالم.امیدوارم شمام مثل من به عشقتون برسید.بازم ممنون!

    1. به به به ؛ به سلامتی مریم خانم
      خوشحالم که نازد شدنتون رو میبینم ایشالا سال های سال با خوشحالی کنار هم زندگی کنید
      بازم به ما سر بزنید خوشحال میشیم

  161. من یه سوال داشتم از کسی خوشم اومده بعد طرف مقابلمم از دوستم خوشش اومده باید چیکار کنیم که اون طرف به سمت خودم بکشونم.لطفا جواب منو به ایمیلم بفرستید متشکرم

  162. سلام دو روز بهش نه اس ام اس دادم ونه تماس گرفتم بعد از دو روز كه تماس گرفتم ازش پرسيدم چرا ازم خبري نگرفتي گفت باشي هستم نباشي نيستم من منت كسيو نميكشم آقا اشكان اگه منو دوست داشت اين حرفو نميزد ديگه نميدونم چكار كنم ميخوام بزارمش كنار ميگن اگه ازش دور باشم بهتره اينجوري فرصت انتخاب داره نميخوام وسيله سرگرميش باشم

  163. سلام امروزفهميدم هيج علاقه اي بهم نداره برام دعا كنيد فراموشش كنم

  164. ممنون باید خیلی فکر کنیم چون جدایی برامون غیره ممکن شده.بای

  165. ممنون كه بهم كمك كرديد بازم باهاتون مشورت خواهم كرددرضمن مارابطه ي سكسم داشتيم البته به اصرار اون ولي بعد از رابطه خواستگاري كرد والانم حاضرنيست از هم جدا بشيم وهيچوقت حرف جدايي نميزنه ووقتي منم حرف جدايي رو ميزنم ناراحت ميشه الان گفتم چند روز از هم بيخبر باشيم تا ببينم اون عكس العملي نشون ميده يا نه بنظرتون به خاطر سكسه؟البته خودش ميگه تو دخترخاله من هستي و من تو رو ميشناسم اين كاره نيستي

    1. ببنید ، ایدئولوژی من اینه که رابطه جنسی قبل از ازدواج عشقو از بین میبره
      البته اکثر عاشقا میگن که خوبه و اشکالی نداره و اگر با هم نباشیم با کی باشیم ، اینو خوب درک میکنم ولی وقتی از هم جدا مشن میفهمن که حرف من یعنی چی …
      البته به این معنی نیست که همیشه با این کار عشق کور میشه اما حد المقدور خودتونو کنترل کنید خیلی بهتره ، بذارید همیشه اگر میخواهید شکست بخورید یه شکست عشقی نه یه شکست جسمیو عاطفی
      شما خیلی بیقراری میکنید ، اگر بیشتر حساسیت نشون بدید بر ضررتون هست ، باید نرمال باشید تا طرفتون رو تحث تسلط بگیرید با این اوصاف اون شمارو تحت تسلط میگیره و شما هیچ اختیاری ندارید

  166. سلام اشکان جان ممنون از دلگرمی خوبی که بهم دادی.من همیشه کاملا فرد مقابلم رو از همه لحاظ میسنجم و در موردش شناخت پیدا میکنم بعد تصمیم میگیرم که باش رابطه برقرار کنم یا نه. که این کار به خاطر هوش بالایی که خدای مهربونم در مورد شناخت افراد بهم داده واسم کار ساده ایه مخصوصا در مورد آقایون توی هر سنی که باشن ولی تا قبل از این مورد هیچ مردی این احساسو در من ایجادنکرده بود که میتونم با خیال راحت بهش تکیه کنم چون ایمان واقعی چیزیه که افرادو قوی میکنه و به اطرافیانشون این حسو القا میکنه که میتونن بهش اعتماد کنن و این چیزیه که هر آدمی نمیتونه بش دست پیدا کنه.حالا که من چنین آدمی رو تو زندگیم دارم نمیخوام از دستش بدم و تمام تلاشمو واسه پیشرفتش میکنم.
    دوست عزیزم شما خیلی از هم سن و سالای خودت پخته تر و آگاه تری قدر روح مهربون و پاکتو بدون. خیلی اصیل و باغیرتی اونقدر که داری به همه دخترای خوب کشورمون بزرگوارانه کمک میکنی تا اشتباه نکنن و انتخاب خوبی داشته باشن. مطمئن باش خدا دوستت داره وبه خاطر کمکی که به بنده هاش میکنی روز به روز موفق ترت میکنه.با ایمان به کارت ادامه بده!
    همیشه شاداب و موفق باشی.
    راستی کسی که باهاش رابطه دارم استعداد و علاقه زیادی به زبان انگلیسی داره راهنماییم کن چه طور تو مسیر درست قرارش بدم.
    بازم ممنون!

    1. سلام ویانای عزیز
      از لطف شما تشکر میکنم
      همیشه اینو بدونید که با قدرت عشق میشه به هر چیزی رسید ، فقط اگر دیدی کمی سست شده بیخیالش نشید ، از همین ابتدا راهتونو پیدا کنید .

  167. بازم سلام شما خيلي مهربونيد كه با دقت جواب سوالمو ميديد من هربار كه خواستم ازش جداشم يه جوري نذاشت و سعي ميكنه خودشو اونجوري كنه كه من ميخوام به نظر شما اگه من كلا رابطه مو قطع كنم بهتره يا اينكه بهش ادامه بدم تا وابسته بشه؟ميشه بگيد چطوري ميشه يه پسرو وابسته كرد ممنون از لطف شما

    1. در جواب مارال
      باید بگم که به احتمال خیلی قوی ایشون یه دختری رو بیشتر از شما دوست داره و اگر ازون دختر نا امید بشه شما میتونید با کمی درک و مهربونی دلش رو بدست بیارید

  168. سلام
    ببخشید مدرک شما چیه وچند سالتون که میتونین به راحتی در باره عشق وعاشقی مطلب بنویسین لطفا فکر کنین در مورد این کارتون
    مرسی

    1. در پاسخ به پری
      مدرک من پیشدانشگاهی ریاضی هست و متولد 1370 هستم ، اگر نارحت هستید لطفا سوال نپرسید
      همواره موفق باشید

  169. چرا وقتی رابطه برقرار میکنم انواع فکرهای منفی بسراغم میاد اولنش آیا با واقعا منو دوست داره ؟ و اگه دیر زنگ بزنه فورا به این نتیجه میرسم که حتما با کس دیگه ای آشنا شده و واقعا عذاب میکشم و بعد هم رابطه را بهم می زنم یا اون خسته میشه و بهم می زنه

  170. slm. vaghtetun bekheir. mdunam ke az ruye mailam mano mishnacn.
    ye soale takhasosie takhasosi azatoon daram,k motmaenam javabetoon b darde kheilia khahd khord…
    chetor bayad pesara ro be tarafe khodemoon jazb konim???manzooram ine k chetor unaro asheghe khodmoon konim va ye kari konim k teshneye ijade ertebat ba ma bashan?age zaheremun khub bashe va vase slm kardan ham ziad tahvileshun nagerefte bashim chetor?shoma age jaye man budin,chear mkardin k be estelah pesar kosh beshin dar halike zahere khubi ham dashte bashin???????? bayad chekar konim k una ro hatman ashegh konim va ye kari konim k tu khateratesh bedune ma natoone zendegi kone,ba in hal khodemun asheghesh nashim??

    az tarafi chetor mitoonim hole unio begirim ke be eshghet va be dustie 1 maho 10 ruzetun be bahaneye maskhare(tafavote farhange 2 khanevade!!!!!!!)posht karde,va bad befahmi dus dokhtare jadid ekhtiar karde faghat be in dalil k hata nazashti behet dast bezane(hata vase dast dadan),?????????? ? ? .. . .

    chera marda inghadr namardan va zud be hme chi poshte pa mizanan????????akhe kheili sakhte ke tu ovje deltangit vase tamum shodane rabete ,befahmi tarafet ba yeki dg tarhe dusti rikhte va bahanehaye alaki vase tamum kardane rabetash ba to avorde?????? ;,( chetori hale in adame namardo ro be badtarin shekl bayad begirim?tu barkhorde bahash bayad chekar konam az unja ke hamkelasime???
    kolan chetor mitunim pesara ro be samte khodemun bekeshim??
    age mishe j tak take soalamo mofasal behem bedin.vaghean mamnoonam. shabetun be kheir

    1. در جواب ساناز
      برای بدست آوردن دل یک پسر راه های زیادی هست
      اولین مساله اینه که اون آقا از قیافه و ظاهر شما خوشش بیاد ، هیچ وقت تینت و سیرت و درستکاری پیشتر از ظاهر نیست ، پس اول باید به دل یه نفر از نظر ظاهری بشینید ، دومین موضوع اینه که مغرور و سربه هوا نباشید ، مردها از خانم های خاکی خوششون میاد ، خانم هایی که با همه خوشبرخورد و سنگین هستن و عفت خودشون رو حفظ میکن ، همیشه جدی هستن و از شوخی و صحبت کردن بیمی ندارن ، مهربون هستن و سر قولشون هستن بجز اون آقا به کس دیگه نگاه نمیکنن ، جویای دانش و تجربه هستن ، برای اون آقا هر کاری که از دستشون بر بیاد بکنن بدون منت
      یه مرد صد در صد عاشق چنین خانمی خواهد شد ، در صورتی که ابتدا ظاهرش به دل بشینه و اگر میخواهید بدونید ظاهرتون به دل یه آقا نشسته میتونید از تمایل اون به ابراز علاقه و رابطه این موضوع رو درک کنید ، اگر یه اقا به زور جوابتون رو میده یا بد خلقی میکنه و این احساس به شما دست میده که فقط شما دنبالش هستید سعی کنید وابسته نشید و بهش فکر نکنید .

      در مورد سوال دوم شما ، اگر یه آقا این رفتارو با شما داره ، بهترین و مخرب ترین ضربه بهش این هست که اصلا تحویلش نگیرید ، اکثر خانم ها در این مواقع با اس ام اس های مکرر تلفن و غیره سعی میکنن بزور آقا رو جذب یا بلعکس بطور مداوم بگن تو بدی خیانت کاری ازت بدم میاد و این صحبت ها … باید بگم که این موضوع بیشتر به اون آقا حال میده و بهترین کار اینه که اصلا جوابش رو ندید ، انتقام گرفتن کاریه که ازتون بر نمیاد پس خودتونو خراب نکنید و همینطور که هست بیخیالش بشید تا فکر کنه اصلا براتون اهمیتی نداشته ، مثل دیگران باهاش برخورد کنید و اعتماد به نفس بالا داشته باشید تا بتونید خودتون رو کنترل کنید

      در مورد سوال سوم شما ، به این دلیل که مکانیزم دفاعی بدن و عقل انسان در مواقع شک و تردید بصورت ناخود آگاه این فرمان هارو به مغز میده تا افکار منفی داشته باشیم

  171. سلام ممنون از فضای دوستانه ای که ایجاد کردین.من 21 سالمه تو چند ماه اخیر خواستگار با موقعیت اجتماعی بالا زیاد داشتم اما نمیدونم چرا بعد از شکست عاطفی ای که تو یه عشق یه طرفه خوردم نمیتونم احساس عاطفی عمیقی به پسری داشته باشم!1)چه طور روحمو به شادابی قبل برگردونم؟ حالا بین همه ی این خواستگارها یه کسی از طبقه ی متوسط جامعه توجهمو جلب کرده و مدتیه با اون رابطه برقرار کردم من و اون قبل از این که همو ببینیم با هم صحبت میکردیم و اون شدیدا عاشق روحیات من شد و منم از تفاوت رفتاری خوبی که اون با پسرای دیگه داشت خوشم اومد و قبل از اینکه اونو ببینم و اصلا تصوری از چهره اش داشته باشم تو خواب دیدمش و کسی که تو خواب دیدم دقیقا خود او بود و این اونو واسم جذابتر کرداون تا حالا به خاطرم پیشرفتهای زیادی کرده ولی حاضر نمیه علیرغم هوش بالایی که داره تحصیلاتشو ادامه بده و تحصیلات بالا واسه من یه معیار مهمه.چه کار کنم که این خواستمو مثل بقیه خواسته هام براورده کنه آخه اگر اون این ملاکو نداشته باشه من و خونوادم نمیتونیم اونو بپذیریم!

    1. در جواب ویانا

      ببینید دوست عزیز هیچ وقت برای شروع پیشرفت دیر نیست و اگر کسی شما رو دوست داره و شما هم دوستش دارید میبایست کمکش کنید
      مطمئن باشید اگر دوستتون داشته باشه دست از تلاش و پیشرفت ور نخواهد داشت ، شما فقط خواسته هاتونو بهش بگید ، میدونم که خواسته هاتون فضایی نیست و در حد یه انسان با تحصیلات خوب قبول دارید پس میتونید ازش بخواهید که کارهایی که میگید رو انجام بده و اگر دیدی داره شروع میکنه به انجام دادنشون دستشو بگیرید شاید یه وقتایی سرد بشه اما فکر نکنید کارو ول کرده با سوال کردن و جویای احوالش بودن میتونید باعث انگیزه بشید براشون و نگران این نباشید که نمیتونه کسی باشه که شما میخواهید ، اول از همه به درستکاری و متانت ایشون پی ببرید و اگر از نظر انسانیت و رفتار مورد تاییدتون بود نگران تحصیلات نباشید چون گرفتن تحصیلات کار دشواری نیست

      در مسائل عاشقانه اگر کسی واقعا دوستتون داره شک نکنید هر کاری که بتونه براتون انجام میده

      همواره موفق باشید

  172. راسته که میگن رابطه جنسی علاقه رو بیشتر میکنه؟البته بین 2 نفر که همدیگرو دوست دارن!!!!!؟؟

    1. در جواب ملیسا

      نخیر رابطه جنسی به هیچ وجه عشق رو زیاد نمیکنه و به صورت عجیب و باور نکردنی عشق رو از بین میبره ، البته بیشتر برای آقایون اگر با مردی رابطه جنسی داشته باشید و بعد از مدتی شمارو ترک کنه یا باهاتون دعوا کنه و عبی باشه دلیلش فقط رابطه جنسی بوده و مقصر خودتون هستید و باید قید اون آدم رو بزنید .

  173. سلام ممنون كه جوابمو داديد ولي من مطمئن نيستم اون واقعا منو دوست داره يا نه چطوري ميتونم اينو بفهمم درضمن اون در مدت دوستي با من چندتا خواستگاري رفت ميشه منو راهنمايي كنيد تا دوست داشتنشو بفهمم كه حقيقي هست يا نه درضمن اون چندبار در ميان حرفاش گفته كه اگه دوست ادم تكراري بشه براي ازدواج مناسب نيست ادامه رابطه من اين امكان داره كه من براش تكراري بشم يا نه؟

    1. جواب مارال

      اگر حس میکنید که تمایلش نسبت به شما کم هست بدونید که قصد ازدواج با شما رو نداره
      شاید دوست داشته باشه باهاتون باشه اما نه برای ازدواج ، اصولا پسر ها تو این سن کمتر حرف از ازدواج میزنن اما اگر بزنن خیلی جدی هست ، اگر بخوان واقعا خودشون بهتون اعلام میکنن وگرنه شما زیاد خودتون رو سبک نکنید جلوش و سنگین برخورد کنید

  174. slm.thx a lot.
    sorry k dobare mozahem misham. ye khahesh daram azatoon. shanidam k hamkelasiam be in veblag sar mizanan. azatoon khahesh mikonam soale man va j pishnahadie khodetoon ro az ruye safheye asli pak konin.azatun khahesh mikonam ta dir nashode in karo bokonin.thx

  175. سلام
    من مارال 21 سالمه سريه شكست عشقي مجبور شدم ازپسرخاله ام خواهش كنم كمكم كنه و او كاملا از جريان باخبربود و قرار شد مدتي را با هم دوست باشيم اين دوستي باعث شد من به او علاقه مند شوم او نيز به من علاقه دارد وقتي درمورد ازدواج صحبت كرديم اوگفت نميخواد از فاميل زن بگيره ولي بخاطر اينكه نشون بده دوستم داره به خانواده اش گفت منو ميخواد ولي اونا بخاطر اينكه دختر خاله ديگم عروسشون بود مخالفت كردند به طوريكه خواهرش با من تماس گرفت واز من خواست ادامه ندم واز اون به بعد گفت از فاميل زن نميخواد قبلا نيز عشقايي تو زندگيش بودند كه شكست خورده سواله من اينه اگه به رابطه ام ادامه بدم امكان داره نظرش تغيير كنه؟بهم ميگه دوستت دارم به عنوان دوست اما من دارم دلبسته اش ميشم چندبارخواستم كنارش بزارم اما نمي تونم به نظر شما چكار كنم نظرش عوض شه؟اصلا ادامه دادن اين رابطه به صلاحه ؟ درضمن اون 25 ساله شه و از تير ماه 89 اين رابطه شروع شدبه نظرشما اون واقعا منو دوست داره؟

    1. در جواب مارال

      شما از قبل فامیل بودید و همدیگرو میشناختید و قاعدتا مشکلات خانوادگی براتون پیش نخواهد اومد و اگر مشکلی باشه در همین ابتدای کار هست ، شما خیلی زود این تصمیم رو گرفتید وباید صبر کنید کمی زمان سپری بشه ، اگر واقعا همدیگرو دوست دارید با هم صحبت کنید و به هم قول بدید که برای همدیگه مقابل خانواده هاتون ایستادگی میکنید ، این حرفای کلیشه ای که به فامیل دختر یا پسر نمیدیم هم بی منطقه و خانواده هاتون عجولانه قضاوت میکنن البته اگر مشکلات غیر قابل حل وجود نداشته باشه
      چون فامیل هستید میتونید خیلی راحت برای هم صبر کنید و همدیگرو هم ببینید ، خیلی رابطه ی خوبیه و سعی کنید که از دستش ندید

  176. سلام من دختری 17 سالم که مدت 5ماه با پسری رابطه دارم
    و واقعا همدیگرو دوست داریم و زیادی به هم وابسته شدیم
    رابطه جنسی هم داشتیم البته کاملا 2 طرفه بوده میخوام بدونم اگه 1 زمان از هم جدا شدیم برامون مشکلی پیش میاد؟؟؟

    1. سلام / ملیسا

      رابطه جنسی هم عوارض جسمی داره هم عوارض روحی ، البته بین زنو شوهر این عوارض وجود نداره ، اگر شما فارغ از عوارض جسمی هستید یعنی به خودتون اسیب نرسونده باشید ، برای مردی که در آینده باهاش رابطه دارید مشکل ساز خواهید شد ، یعنی اون از شما انظاراتی داره که شما به دلیل اینکه قبلا رابطه جنسی داشتید و از نظر روحی عشقتون کمرنگ شده نمیتونید نیاز عاطفی و عشقی اون فرد رو برطرف کنید .
      در واقع رابطه جنسی برای یه خانم عشق و محبت اون رو کم میکنه یا کلا از بین میبره و اثرات مخربی روی خودش و فرد مورد نظرش ایجاد میکنه

  177. tora khoda begin chikar konam?????????man dane6juye sale panje darusaziam. zahere khubi daram.az terme yk hkastegaram ziad budan k aksaran ham az bachehaye daneshkade hastan.vali man b hich kodum tavajoei nadashtam chon vaghean ghasde edame tahcl daram. ta hnke chand vaghte pish az tarafe uni bazdide karkhune dashtim.moghe bargashtan,tuye otobus ba yeki az hamkelasiaye pesaram davam shod.tu in 4 sal faghat ye bar bahash harf zadae budam,uanam sare jozveye kelas,dar hade chand kalame.ruze dava ham ghasdesh zaye kardane man bud.ta hnke chand ruze bad,telamo gir avordo vase ozr khahi behem z zad. bad az un chand vaghti be ham s zadim.ta inke behem pishnahade dusti dad.hodude yek maho nim ba ham dust budim va chand bar birun raftim .avayel ehsasamo makhfi mkardam vali kam kam vaghti did manam ye juraei azash khosham miad va khodesh dare behem vabaste mishe,behem goft k behtare tamumesh konim ta vabastetar nashodim,akhe khodemun ro gul nazanim chon farhangaye 2 khunevade kheili motefavete,ma bayad unaro ham b gheir az khodemun bebinim va ehsasi barkhord nakonim…harfash manteghi bud vali vase man k avalin bari bud k varede ye rabeteye jedi mishodam kheili sakht tamum shod.bad az un jeloye khodamo nemitunestam begiramo gaho biga behesh s mizadam k ya g j nemidad ya zayam mikard.mishnakhtamesh va motmaen budam in karo mikone k azash badam biad ta darke haghighat vasam rahat beshe. hala k chand vaghti az un moghe mgzare,ham dusesh daram va ham mikham k hersesho dar biaram kfekr nakone vasam mohem bude.eibe man ine k nemitunam jeloye khodamo vase sms zadan begira. faght ye khahesh daram azatoon,behem begin chekar konam k b pam biofte?????????????/tora khoda bgin chikar konam??????? rasti zahere hkubi dare.un bacheye sarie va man shiraz.behem komak konin k bargarde.ghol midam inbar k bargarde bi tafavot besham nesbat behesh ta fek nakone dusesh daram.khahesh mikonam pishnahadetoon ro hatman vasam mail konin,akhe faghat vaght mikonam mailamo chek konam. ye donya mamnoon

    1. سلام / ستاره

      باید خدمت شما بگم که بیشتر پسر ها وقتی از دختری دور میشن به انین خاطر هست که علاقه و عشقشون نسبت به اون خانم کم شده ….
      شاید گاها با خانم صحبت کنن اما چیزی که هست اینه که عشقی نسبت بهشون ندارن ، به احتمال خیلی زیاد این آقا علاقه و عشقشون نسبت به شما تموم شده و عمده ترین علت هم میتونه وجود دختر دیگری در زندگیشون باشه …

      همه اینها احتمالاتی هستن که خیلی خیلی نزدیک به واقعیت هستن ، در واقع اگر آقا خانمی رو دوست داشته باشه سعی میکنه در مقابل خانواده ایستادگی کنه و در اصل منطقی ترین تصمیم تصمیم عشق آدم هست ، در صورتی که مطمئن باشن با کنار گذاشتن مشکلات دیگه به مشکلی جدید برخورد نمیکنن
      مناسبترین برخورد از جانب شما این هست که ابتدا چند وقت مثلا دو ماه هیچ تماس و پیامی با ایشون نداشته باشید ، و بعد از اون سعی کنید غیر مستقیم باهاش برخورد یا تماس داشته باشید تا ببینید عکس العمل ایشون چی هست ، اگر کماکان نسبت به شما ابراز وفاداری ( ممکنه ابراز علاقه کنه اما وفاداری نه ) نکنن باید از فکرشون بیرون بیایید در غیر این صورت میتونید امیدوار باشید
      فقط به دنبال این باشید که بفهمید پای دختر دیگری وسط هست یا خیر

  178. سلام
    حدود 2ترم است که در دانشگاه از پسری که 2ترم از خودم بالاتر است خوشم میاد
    تمام طول روز بهش فکر میکنم
    احساس میکنم که اونم از من خوشش میاد
    ولی به نظر شما من باید چی کار کنم که اونم به من پیشنهاد بده؟؟؟؟

    1. سلام
      چرا احساس میکنید از شما خوشش میاد ؟
      رابطه ی شما در چه حدی هست ؟

  179. salam man 2khtari 17 sale hastam va ta hododi maghror man az tarighe 2stanam ba 1 pesare 19 sale ashna shodam hala man nesbat be on pesar ehsasati peida kardam va 2st daram bahesh ertebati dar had yek rabeteye ejtemaei dashte basham be nazare shoma chi kar mitunam konam?

    1. سلام
      روابط اجتماعی بستگی به شرایط و نیاز آدم داره و شما هر وقت که لازم باشه میتونید رابطه اجتماعی با ایشون برقرار کنید
      اما اگر حس میکنید که دارید عاشقشون میشید قبل ازینکه احساستون ریشه پیدا کنه سعی کنید جوانب و مشکلات رو در نظر بگیرید و بعد به فکر گسترش رابطه باشید

  180. salam man hodod 2 sale ke pesari ro dost daramvagti ham ke man sevom ebtedayi bodam ba hashon bazi mikardm chand bar ham rahaye asheg kardano emtehan kardam khodesham jalbesh kardam vali az on moge ke madreseha baz shodan dige kam mibinamesh hata ehsas daram ke dige mesl gabl nist ehsas mikonam dare az man dor mishe chi kar konam ke betonam kari konam ke mano dost dashte bashe

    1. خانم ایکس
      لطفا سن و سال خودتون و اون آقا رو عنوان کنید
      و بگید که چقدر بهم نزدیک هستید ، در حد همسایه و فامیل یا غیره ؟

  181. سلام خسته نباشيدمرسي از مطالب زيباتون . يه سوال داشتم چرا آقايون اولش مهربونن بعد چند وقت كه ميفهمن بهشون علاقمند شديم ناز مي كنند چكار بايد كرد كه يه نفر كه باهاش يك سال و نيم دوستيم نسبت بهمون سرد نشه يا تكراري نشيم ايا بايد بهش بي تفاوتي كرد كمتر تل زد منو اين مشكلو دارم الانم اصلا حال خوبي ندارم لطفا كمكم كنيد ؟؟؟

    1. در پاسخ به نیوشا
      باید بگم ، شما هستید که باید فرد مورد نظرتون رو بشناسید و کنترلش کنید ، وقتی یه مرد نسبت به شما بی تفاوتی نشون میده به این معنا هست که شما نتونستید اون رو راضی کنید و از شما یه سری انتظارات داره که گاها ممکنه این انتظارات غیر منطقی باشه اگر شما احساساتش رو درک کنید و اون طور که اون توقع داره باشید مشکلتون حل خواهد شد

  182. اگر میشه هر چی پرسیدم از میل جواب بدین اگر دوست نداشتین سوالامو جواب بدین یا حوصله مو نداشتین بهم بگین من عادت دارم فقط با میل خودم باشه تو این صفحه دوست ندارم

  183. بهتون چند تا ایمیل دادم منتظر جواب بودم ولی جوابمو ندادین میشه جواب بدین آخه دیگه دارم از تنهای دیوونه میشم

  184. من نمیدونم با فردی که سر راهم قرار میگیره چه رفتاری باید داشته باشم؟! یا چگونه میشود مرد ناجور را با مردی که قصد ازدواج داره رو تشخیص داد؟!
    ضمنا با توجه به اینکه شما میگین تا جایی که میشه به طرفتون نگید”دوستت دارم” چطور باید دل یه پسر را به دست آورد؟!

    1. باید بگم بهتون که
      بدست اوردن دل یا دل دادن ، حساب دو دو تا چهار تا نیست که به این راحتی ها بشه اونو گرفت یا داد ، آدم باید برای رسیدن به عشقش زجر بکشه ، البته بعضی عشقا هم آسون بدست میان ولی در بیشتر موارد برای رسیدن به عشق باید سختی کشید ، خیلی ها هم طاقت سختی کشیدن ندارن و اونو ول میکنن ، دخترا باید فروتن باشن و پسر ها باید برای رسیدن اقدام کنن ، دختر ها هم اگر میخوان کسی رو بدست بیارن باید امیال مرد رو کشف کنن و خودشون رو در دلش جا کنن ، اگر قصد دارید به یه دوستت دارم و چند کلمه حرف دل کسی رو بدست بیارید پیشنهاد میکنم خودتونو کوچیک نکنید
      برای بدست اوردن باید جنگید ، اگر هم کسی شما رو میخواد باهاش بجنگید تا یه نفر شکست بخوره ، اگر شما شکست بخورید توی این جنگ یعنی عاشقش شدید اگر اون شکست بخوره یعنی عاشق شما نبوده ….

  185. ma eshghemuun penhani nabuuud khanevade hamoon dar jaryan hastan o buuudan az avale aval duuustie khanevadedi ama khaharesh …………. delam gerefte http://www.shivaaar.blogfa.com hame chi ro neveshtam aval fekr kardam vaghean tanham gozashte o khiyaaanat ama badessh fahmidam hame chi r khaharesh sakhte o nazashte eshgham ba man dar tamas bashe

  186. با سلام
    من 21 سال دارم و از شخصیت پسری خوشم آمده که اگر با توجه به حرفهای شما دچار اشتباه نشده باشم انسان بسیار افتاده و مودبی است و رابطه ی بسیار سردی با دختر ها دارد. او هم همسن من است و الان 3 سال است که با هم همکلاسی هستیم.
    برای نزدیکتر شدن به او تنها کاری که تواانسته ام انجام دهم این است که گاهی سلامش کنم. خودم فرد بسیار خجالتی ای هستم و از اینکه بخواهم خودم کاری کنم که او به سمتم بیاید احساس عذاب وجدان میکنم.
    میشه لطفا کمکم کنید که چطوری میتونم کاری کنم که خودش به سمتم بیاید و چگونه باید با او برخورد کنم؟

    1. سلام
      در جواب مرجان

      باید بگم که ، اول از هم هباید با خجالتتون کنار بیاید و اگر واقعا ایشون رو دوست دارید کم کم رابطتون رو باهاشو نبیشتر کنید ، حواستون هم باشه که از حد اعتدال خارج نشید اگر ایشون به شما تمایل داشت هباشن خودشون هم رفته رفته با شما گرم و صمیمی خواهند شد

  187. پس منو ببخشین و از راهنمایی هاتون واقععععععععععععععععا ممنونم

  188. من دختره 19 ساله ای هستم.حدود 4ماه هست که عاشق پسر همسایمون شدم که باهاش دوستم.21 سالشه و خیلی مهربونو مغروره.دل کندن ازش واسم محاله.نمیدونم چه قدر دوسم داره.اگه میشه کمکم کنید.

    1. خانم مریم
      چه کمکی از دست ما بر میاد ؟
      اگر باهاشون دوست هستید مشکلتون چی هست ؟
      اگر در ابراز علاقه مشکل دارید ، سعی کنید غیر مستقیم ابراز علاقه کنید ، نه اینکه مستقیم بگید عاشقتم ، با رفتار و کردار طوری وانمود کنید که خیلی دوستش دارید اما هرگز نگید که من عاشقتم

  189. سلام آقا اشکان خوبین؟ نمیدونم چرا اینارو به شما میگم عروسی دیدمش نمیدونید وقتی دیدمش چقد ذوق کرده بودم ولی برعکس اون انگار نه انگار من خیلی نگاش کردم البته نه طوری که متوجه بشه ولی اون فقط دوبار برگشت منو نگاه کرد البته مطمین نیستم که دقیقا منو نگا
    دوروز پیش تو کرد یا کس دیگه رو دیگه اگه یکمم امیدوار بودم همونم از بین رفتبا بی توجهی اون بهم ثابت شد کهاصلا تو فکر من نیست اگه اون منو دوست داشت حتما یه عکس العملی از خودش نشون میداد دیگه درسته؟ولی هر چی فکر میکنم دلیل کارهای قبلنش رو نمیفهمم آخه چرا پسری که سرش به کاره خودشو و با ذدخترا کاری نداره هر وقت منو میدید اون کارا رو انجام میداد البته اونجوری بچه مثبتم نیستا ولی کلا سر سنگینه آخه چرا یه دفعه باید انقد اخلاقش تغییر کنه. چیکار کنم که فراموشش کنمو راحت بشم ازین عذاب کشیدن ولی من میگم شاید یه مدت از قصد اونه کارا رو واس جلب توجه انجام میداده آخه پسرا کلا ازین کارا زیاد انجام میدن بدون اینکه دلیلی داشته باشن باور کنید جدای کاراش من قبلا که میدیدمش کاملا احساس میکردم که وقتی منو میبینه یجوری میشه بعد اونشب که دیدمش دیگه کلا نا امید شدم
    خسسسسسسسسسسسسسسته شدم

    1. خانوم نسیم
      شم اباید بپذیرید که ایشون دوستتون ندارن ، همه دختر ها فکر میکنن کسی که دوستش دارن خیلی سرسنگین هستو با هیچ دختری نیست ، حتی اگر هم صد تا دوست خانوم داشته باشه میگن این پسر خیلی سرسنگینه ، و این یه حس بین تمام دختر ها هست
      حالا بر عکس ،وقتی اون پسر مال خودشون باشه و و هیچ دختری هم دورش نباشه بهش مشکوک میشن که این آقا با یه خانم رابطه داره …
      ما همه این هارو به چشم دیدم و تجربه کردیم ، دلکندن کار خیلی آسونیه ، میتونید به کسی دیگه دل ببندید ، اینو به شما قول میدم ، اگر درست دل بکنید حتی دو روز اول هم براتون سخت نیست ، شک نکنید به این موضوع ، شاید بعضی ها بگن که دلکندن اولش سخت هبعد عادت میشه ولی من میگم اگر به یکی دیگه دل ببندید راحت از ایشون دل میکنید ، اصلا هم فکر نکنید که بدون ایشون زندگی نابوده و فلان … شما قدرت مندید و باید از قدرتی که خد ابهتون داده استفاده کنید و دیگران رو به خودتون جذب کنید نه اینکه جذب و دلباخته ی دیگران بشید ، تا حالا اشتباه کردید ، ازین پس اشتباه نکنید

  190. kheyli mamnun ,dar morede soalam aya barangikhtane hesadat karsaze?manzuretun az khoshk budan chie daghighan? ba tavajoh b inke akharesh kheyli bad ba ham harf zade bashimo khob man nemitunam mehrabun basham chon ehsas mikonam kuchik misham, ye soale dge: aya b ye pesar bayad begi k doosesh dari?

    1. پاسخ شما در بهترین شرایط همونی بود که ارائه دادم
      در مورد گفتن دوست داشتن هم تا حد امکان نباید گفته بشه

  191. salam man ye 2khtare 19 sale hastam 6 mah pish ba ye pesare 22 sale ashna shodam ta 2 mah kheyli ebraze alaghe mikard harkari mitunest vasam mikard ama yeho sard shod ta jayi k dg rabetamun b ham khord, vali man dus nadashtam b ham bokhore vali tori vanemud kardam k vasam mohem nis, vali hanuz dusesh daram! aya 2roste k man dusesh dashte basham? aya momkene bargarde? aya man bayad kari bokonam vase inke 2bare ba ham rabete dashte bashim?

    1. سلام ، مورد بتسا و سمیرای گرامی مشابه هم هست و من در یک جا پاسخ هر دو رو میگم

      همیشه باید توجه کنید که اگر پسری از شما فاصله میگیره ، دوست نداره زیاد طرفش برید ، این میتونه دائمی یا موقتی باشه ، گاها تحت شرایطی قرار میگیرن که نمیتونن با شما رابطه داشته باشن ، این شرایط میتونه وجود فرد دیگری باشه که هیچ وقت به طور قطع به منزله ی فراموش کردن شما نیست و یه حس زودگذر هست ، اگر زیاد بهش اصرار و خواهش کنید بیشتر ازتون زده میشه ،سعی کنید بیشتر از اصرار و خواهش ، محبت و مهربانی داشته باشید تا دلش رو مجدد به دست بیارید ، طوری باشید که به وجودتون احساس نیاز کنه ، اگر خیلی خشک باشید و فقط اون برای خودتون بخواهید قطعا سرد خواهد شد ، پس همیشه سعی کنید طوری باشید که نیازمند شما باشه ، اگر احساس میکنید که هیچ حسی به شما نداره باید کناره گیری کنید از برقراقری رابطه چون هر قدر بیشتر بهش نزدیک بشید بیشتر ازتون دور خواهد شد ، بگذارید تا زمان مشکل شما رو رفع کنه .

      1. سلام ،من مهسا۱۵ساله هستم راستش داخل اینستاگرام با ی پسری دوس شدم ،دوسم ک نع فقط حرف میزدیم راستش من خیلی سوتی فراوون میدم واسه اونم تعریف میکردم میخندید قبلا دوتا دوس دختر داشته ک دوتاشون تو مدرسه ما هستن ی چنتا دخترم داخله کلاسمونه ک عکسشونو میزارنو اینا از این بدش میاد خلاصه ی ی ماه کمتری باهاش حرف میزدم ،بعد بهش نگفته بودم توی چه مدرسه ایی هستم موقعی ک فهمید سرد شد رفت بعدش دوباره برگشت،همشهری خودمه ،منم بهش خیلی عادت کردم،راستش خانواده ما با داشتن دوس پسر به شدت مخالفن خیلی ،اون با من حرف میزنه اعتماد به نفس اصلا نداره همش به شوخی میگه تو باید زن من بشی یا مثلا بچت چی باشه بعدشم میگه اصن این بحثا یعنی چی ،راستش داش اشکان خودمم دیگه گیج شدم ی چند روزی متوجه شدم قرص میخوره ،ازش ک پرسیدم گف برا گذشتمه و اینا گف به خاطره حمله عصبی کع بهم میاد،بهم گف کمکش کنم کع فکرشو منحرف کنم زیاد به مسایل فکر نکنه عاخه ذهنش درگیر میشه ،تاحالا باهاش قرار نذاشتم راستش میترسم چون اولین باره میخوام بای پسر قرار بزارم بنظرتون چیکار کنم بخدا دیگه نمیکشممم ادامه بدم یا نه ؟؟

      2. سلام
        توی پسرا خصوصیتی وجود داره که بخوان از محبت دختر سو استفاده کنن ، بعضی پسرا بیشتر بعضیا کمتر و بعضی هم منطقی هستن ( یعنی مرد شدن و دنبال این بچه بازیا نیستن )
        پسری که میگه من قرص میخورم یا سیگار میکشم یا مشروب میخورم و … به قول خودمون یکم جوگیر شده و فکر میکنه بزرگ شده ، وقتی میبینی یه پسر تیریپ لشو لوش بر میداره نباید دلت براش بسوزه ، اتفاقا باید بگی اه اه جم کن خودتو ، من باید به تو تکیه کنم یا تو به من ؟
        به زبون ساده تر پسرایی که اینجور رفتار میکنن دنبال مامان میگردن نه دنبال دوست دختر یا همسر .
        حالا من از تو می پرسم که دقیقا میخوای به چی اون تکیه کنی که ازش خوشت اومده ؟

  192. دختر 19 ساله ای هستم که به تازگی با پسری دوست شدم و از ابتدا خودم برای این دوستی اقدام کردم چون شرایطشو میدونم و خیلی هم بهش علاقه داشتم…
    باگذشت زمان وابسنگیم به اون خیلی بیشتر شده اما میترسم بهش ابراز علاقه شدیدی داشته باشم چون اگه یه طرفه باشه باعث به هم خوردن رابطمون بشه و بدتر دلشو بزنم!
    او هم اوایل خیلی ابراز علاقه میکرد و مدام با هم بودیم اما حالا با بهانه کردن کار و درس و… این عشق خیلی کم رنگتر شده!:(
    لطفا منو راهنمایی کنید که چطوری باهاش رفتار کنم تا دوستیمون همیشه پایدار بمونه؟!

  193. khub bud mr.ashkan.man ashege pesare hamsaye shodam az senne 13 salegi va alan 17 sal daram .barainke jalbe tavajjoh konam chikar konam???????????????????????????????????????????????????????????????????????????????dar aemn pesare 4 az man bozorg tare.

    1. در پاسخ طلا خانم
      بهتره شما یک رابطه خانوادگی ایجاد کنید ، مثلا با مادرشون یا خواهرشون دوست بشید یا مادرتون با مادرشون رابطه داشت هباشن تا از اون طریق بتونید به ایشون نزدیکتر بشید ، هر گز به دنبال دوستی پنهانی نباشید تا به خواستتون برسید

    1. سوده ی عزیز
      جواب شما رو همون ابتدا اعلام کردم ،، اگر چند پست به عقب برگردید جوابی که بهتون گفتمو میتونید بخونید

  194. سوده ی عزیز
    هم شما خیلی کوچک هستید هم ایشون ، و اصلا نباید مخفیانه با هم رابطه داشت هباشید ، رابطه های اینچنینی از نظر خانواده ها جدی نیستن و اگر با مادرتون در میان بذارید خیلی خوب میتونن هوای شمارو داشته باشن ، شما توی بد ترین سن برای عاشق شدن قرار دارید و اصلا درست نیست که خودتونو درگیر این مسائل کنید چون احساساتتون خیلی پاک و ساده هست و خیلی زود ممکنه بشکنید و در اینده خیلی تاثیرات بدی میتونه روی شما داشته باشه

  195. مرسی از این که جوابم ررو دادین من 15 سال واو 18 سال دارد نمی تونم باهاش رابطه برقرار کنم چون می ترسم خانواده هابه این موضوع پی به ببرند بگین چکار کنم که اون رو جذب خود کنم و چگونه بفههمم که او از من خوشش میاید و چه تیپ دختر رو دوست دارد؟

  196. مرسی از این که جوابم ررو دادین من 15 سال واو 18 سال دارد نمی تونم باهاش رابطه برقرار کنم چون می ترسم خانواده هابه این موضوع پی به ببرند بگی چکار کنم که اون رو جذب خود کنم و چگونه بفههمم که او از من خوشش میاید و چه تیپ دختر رو دوست دارد؟

  197. من خیلی وقتی است که عاشق پسر فامیل شده ام و خیلی دوستش دارم که میتونم فقط با او ازدواج و کس دیگری رو نمی تونم دوست داشته باشم کمکم کنید که بفهمم ایا او هم مرا دوست دارد یا نه چند وقتی هست که با هم تماس مگیریم اما ثحبتی از دوستی نمی کند چکار کنم لطفا مرا راهنمایی بفرمایید

    1. سلام سوده
      اگر شما به صحبت کردن به ایشون ادامه بدید ایشون رو جذب خودتون میکنید ناخواسته …
      اگر تمایلی نداشته باشن صحبت نمیکنن ، در صورتی که شما اصرار به صحبت نداشته باشید ، گاهی ممکنه ایشو نبخاطر رودرواسی با شما صحبت کنن پس حواستون به این مساله باشه

      در ضمن باید بیشتر توضیح بدید و سنو سالتون رو هم بگید

  198. سلام مطالبتون جالب بود اما من به نمی دونم چرا وقتی رابطه برقرار میکنم انواع فکرهای منفی بسراغم میاد اولنش آیا با واقعا منو دوست داره ؟ و اگه دیر زنگ بزنه فورا به این نتیجه میرسم که حتما با کس دیگه ای آشنا شده و واقعا عذاب میکشم و بعد هم رابطه را بهم می زنم یا اون خسته میشه و بهم می زنه

  199. سلام
    مطلبتون خیلی خوب بود و آموزنده.
    اگر ممکن است ایمیل خود را بفرمائید برای اینکه چند تا سوال می خواستم بپرسم ازتون

  200. سلام خيلي خوب بود ولي جذاب تر باشه خيلي بهتره عكسهاي آموزشي زناشویی هم بذار براي آقايون و خانوما

    بازم ممنون موفق باشي از وبلاگم ديدن كردي حتما نظرتونو بذارين

    باميد ديدار

  201. بازم سلام من یه کتابی دارم میخونم به نام رازهایی در مورد مردان که خیلی از اشتباهاتمو توی این کتاب دارم پیدا میکنم و تازه فهمیدم رفتار من توی رابطه ای که داشتم اشتباه بوده ولی کاری که کردم یعنی اس ام اسی که با دلخوری زدم درست بوده برای اینکه میدون رو به اونم باید بدم که خودشو نشون بده،ولی تمام ترسم از این ریسک اینکه دیگه نخواد برگرده،توی این کتاب گفته باید این ریسک و بکنید و تمام بار زندگی و احساسی رو روی دوش خودتون نزارید،این کتابو داداشم بهم معرفی کرده و خیلی به من داره کمک میکنه اما فقط در صورتی که طرفم برگرده میتونم بقیه دستوراتشو اجرا کنم برام دعا کنید یه دلم میگه بر میگرده یه دلم میگه بر نمیگرده،حیرون موندم

  202. ایشالا که هر چی زود تر مشکلتون حل بشه
    این شبا فرصت مناسبیه برای بیشتر نزدیک شدن به خدا

  203. ممنونم که آرومم میکنید،ولی از حرفی که بهش زدم پشیمون شدم احساس میکنم زود قضاوت کردمو از چشمش افتادم جز اینکه گریه کنمو از خدا بخوام که اگه مال منه برگرده کاری نمیتونم بکنم چون نمیتونم بهش اس ام اس بدم که اشتباه کردم اونوقت دیگه حرف من در آینده هیچ ارزشی نداره و دیگه به حرفم گوش نمیده،خیلی حالم بده خیلی احساس بدی دارم،اگه ازش خبری نشه نمیتونم باورکنم که همه حرفای عاشقانه اش که با اطمینان بهم میزد دروغ بوده،اون خیلی با جدیت به من میگفت که واقعا منو میخواد

  204. ممنون آقا اشکان که بهم جواب دادین، اون به من گفت که با مادرش صحبت کرده و مادرش هم مخالفتی با آشنایی ما نداره ولی دلیل رفتارش واسه خودمم مبهمه،خودم فکر میکنم دردو دلایی که کردم محبت هایی که کردم ،کاری کردم که اون خودشو خیلی بالا بگیره و ازم سرد بشه،میدونم مقصر خودم بودم که زیادی تحویلش گرفتم ولی فقط امیدوارم اگه واقعا منو دوست داشته برگرده تا منم با سیاست و منطق باهاش باشم،اگر هم دوست نداشته و اینا همش یه بازی بوده باشه که هیچ وقت نمیبخشمش،و مطمئنم که چوبشو میخوره چون من واقعا از ته قلبم دوسش داشتم

    1. میدونم ، خیلی درد بزرگیه که عشق آدم ازش دور باشه
      آدم باید طوری باشه و رفتار کنه که عشقش قدرشو بدونه ، و صادقانه آغوشش رو باز نگه داره ، گلایه و کینه و نبخشیدن فقط به خودمون لطمه وارد میکنه .
      مثل خدا بخشنده باشید تا خدا کمکتون کنه

  205. سلام آقا شکان هیچ خبری ازش نشد ازش دارم دیوونه میشم الان حتما داره فکر میکنه تقصیر منه تورو خدا بگین چیکار کنم؟حتی هیچی نگفت از اس ام اس خدافظی م،من واقعا دوسش دارم نمیخوام از دستش بدم،فقط میخواستم بدونم چقدر دوسم داره و پام وای میسته

    1. سلام

      در جواب لیلا خانم :
      ببینید ، شما نباید اصرار کنید ، پسر ها وقتی میبینن دختر داره بال بال میزنه بیشتر وسوسه میشن که دخترو به سمت خودشون بکشن ، اگر از صمیم دل دوست داشته باشن جواب میدن ، شاید این آقا یه مشکل جدی داشته باشه و نتونه با شما رابطه داشته باشه ، و از روی اجبار باعث ناراحتی شما میشه ، من دقیقا نمونه مشابه شما رو همین الان دارم برای کی از دوستانم میبینم ، اون پسری که با من دوست هست بخاطر اصرار خانواده برای ازدواج با دختر خالش مجبور شد دختری که دوست داره رو فراموش کنه و اون دختر هم در جواب میگه اگه واقعا دوستم داشتی به پام میموندی نه که با دختر خالت ازدواج کنی ، اما اون پسر میگه من واقعا هیچ راه دیگه ای نداشتم ، لیلا خانم ممکنه این آقا چنین مشکلاتی داشت هباشه که واقعا نتونه با شما باشه ، اگر متوجه شدید که عمدا داره شما رو اذیت میکنه بهتره که حتی یه اس ام اس هم بهش ندید ، چون چنین ادمی ارزش دوست داشتن رو نداره و باید کسی رو دوست داشته باشد که لیاقت شما و دل کوچیکتون رو داشته باشه . شما با ناراحتی و دلخوری باهاش حرف نزنید ، بهتره بگید من کاری نکردم که بخوای اینطور باهام رفتار کنی ، من هم دیگه مزاحمت نمیشم .
      اگر واقعا شما رو بخواد بر میگرده ، وقتی هم که برگشت شما نباید خیلی سریع بپذیرید ، و باید دلیل این کارهاشو ازش بپرسید …

  206. سلام اقا اشکان
    ممننون که جواب میدین وقتی یکی جواب آدمو میده ها آدم احساس سبکی میکنه شاید گفتنش آسون باشه که با کارای روزمره بهش فکر نکنم ولی یاد اون یه چیزیه که همش تو ذهنمه و بدونه این خودم بخوام همش تو یادم هست خصوصا تو ماه رمضون سعی میکنم کمتر بهش فک کنم که اگر بتونم فراموشش کنم جز تو این ماه نمیشه
    میگید صبوری؟به نظرتون 3 سال وصبوری کافی نیس؟اونم واس کسی که ازت خبر نداره؟به نظرم هر پسری اگه واقعا کسی رو دوست داشته باشه بعد این همه مدت میگه ولی اون…
    ولی از یه طرفم هیچ دلیلی واس کارای غیر عادیش پیدا نمیکنم

    1. در جواب نسیم خانم

      به نظر من شما ، باید یک سری ملاک ها رو برای همسر آیندتون در نظر بگیرید که این آقا فارغ از اونها باشه ، فقط در این صورت میتونید خیلی راحت فراموش کنید
      یعنی انتظاراتی داشت هباشید که این آقا اونهارو نتونه محیا کنه ، منظورم از بعد مادی نیست ، بلکه استعداد ها و توانایی های فردی که ممکنه در فرد دیگری باشه انتظارات کوتاه و ساده که میتونید اون انتظارات رو در خواستگار هایی که در آینده دارید پیدا کنید ، اون طور که من از تاریخ تولد شما در ایمیلتون میبینم ، شما تازه ابتدای راه هستید و بزودی افراد زیادی برای خواستگاریتون میان ، اگر خودتون رو دربند یک نفر کنید مطمئن باشید خیلی از کیس های مناسب رو از دست میدید ، چون هر قدر هم خوب باشن به دلتون نمیشینن ، اما اگر دلتون رو خالی کنید میتونید انتخاب های مناسب و منطقی تری داشته باشید .
      قاعدتا یه دختر بیشتر از ظاهر ، عاشق مردونگی و استقامت یه مرد میشه ، پس اگر یه فرد که واقعا لایق شما باشه ، وارد زندگیتون بشه میتونید خیلی آسوده بهش تکیه کنید ، سعی نکنید بخاطر تنهایی دلبسته و عاشق باشید ، میدونم که عشق به این راحتی ها قابل توجیه و درک نیست ، ولی گاهی وقتا هم آدم از عشق خسته میشه ، فکر میکنم شما بعد از این مدت بتونید اون رو فراموش کنید ، اگر یک ماه از عاشق شدنتون میگذشت من این حرفو بهتون نمیگفتم ، ولی عشق یه خاصیتی داره که آدم اگر بهش نرسه میتونه فراموشش کنه .
      البته این بستگی به دل شما داره ، من اعتقادم این هست که اگر آدم واقعا تلاش کنه به عشقش میرسه ، میدون مبرای یه دختر خیلی سخت تر از یه پسر هست تا به عشقش برسه ولی خدا این قدرتو به شما دختر ها داده که بتونید عشقتون رو راحت تر از یه پسر فراموش کنید

  207. ممنون آقا شکان ولی امروز وقتی خودش گفته بود همدیگرو میبینیم ولی وقتی ازش پرسیدم میخوای همدیگرو ببینیم هیچ جوابی نداد و هر چی هم زنگ زدم گوشی رو بر نداشت بعدش دیدم که توی نت آنه اونجا هم پی ام دادم ولی باز جواب نداد،منم بهش گفتم که نمیبخشمش که باهام بازی کرد وگفتم که دیگه نمیخوام ببینمش،هنوزم هیچی نگفته،اینقدر اذیت شدم که بابامم فهمید گفت که اگه واقعا منو دوست داشته باشه دست از سرم بر نمیداره،ولی هیچ خبری هنوز ازش نیست

  208. ولی آقا اشکان اون یه کم علاقه اش احساس میکنم کم شده،حرفایی که میزنه نمیدونم راست یا نه،حتی واسه بیرون اومدن هم همش بهونه میاره همش من باید بگم بیا بیرون ولی بازم بهونه میاره یا ماه رمضونه این جوریه؟ ،نمیدونم واقعا اونم به مامانش گفته یا اونم همش حرف؟من معمولا همه چیزو به مامانم میگم تو رابطه قبلیم هم مامانم میدونست و من اونجور ضربه خوردم،به نظرتون باید رابطه مو کم کنم؟

    1. خوب بعضی پسرا تو ماه رمضون احساس میکنن که رابطه با نامحرم درست نیست
      خوب این هم بستگی به اعتقادات طرف داره ،
      همیشه عجولانه تصمیم گرفتن وقضاوت کردن به ضرر آدم تموم میشه ، بعد ماه رمضون سعی کنید جدی تر موضوع رو پیگیری کنید با کمکت خانواده هاتون

  209. سلام اقا اشکان خوبین؟نماز روزتون قبول باشه.از عشقتون چه خبر؟امیدوارم هر چه زودتر به هم برسین.
    میخواسم بپرسم به نظر شما اینکه من اون آقا رو که گفته بودم نگاش کنم بهتره یا نه بیخیال از کنارش رد شم؟

    1. سلام نسیم جان
      ممنون ، عبادات شما هم ایشالا مورد قبول واقع باشه
      من در کل مخالف دل شکستن هستم ، اگر قرار بود با فراموش کردن دل کسی رو بشسکنید ،من پیشنهادم راه های دیگه بود که به خودتون و ایشون لطمه ای وارد نشه .
      ولی وقتی ایشون خبر ندارن، فراموش کردن فقط روی شما تاثیر میزاره ، شما صبوری کنید و الان تصمیم نگیرید .
      عشق یه خاصیتی داره که رفته رفته باید فراموشش کرد ، البته منظورم عشق یک سویه هست ، شک نکنید که اگر به کارای روزمره برسید و زیاد بهش فکر نکنید ، کم کم بدون احساس ناراحتی و درد فراموشش میکنید ، یه وقت هم دیدی که خدا خواست و به هم رسیدید ، اون موقع چه بهتر ، اینطوری نه نگران از دست دادنش هستید و نه نگران به دست آوردنش

  210. سلام ممنون از سایتتون،من 24 سالمه که با یک پسری توی نت آشنا شدم،من اولش اصلا نمیخواستم که با اون دوست بشم چون قبلش تازه یه ضزبه عاطفی از یه پسره دیگه خورده بودم،ولی اون همش بهم اصرار میکرد که بهش اعتماد کنم و میگفت که مطمئن باش پشیمنونت نمیکنم من اولش قبول نمیکردم تا اینکه با اصرار اون بالاخره قبول کردم اولش اصلا اعتماد نداشتم بهش چون فکر میکردم اینم مثل قبلیه،ولی با حرفاشو رفتاراش تصمیم گرفتم بهش اعتماد کنم و منم به اون ابراز علاقه کنم،و از همون اولم گفت که واسه ازدواج منو میخواد نه هوس،الان 1ماه که از دوستیمون میگذره من بهش خیلی توجه نشون میدم و خیلی دردو دل کردم باهاش ولی احساس میکنم مثل اوایل دیگه بهم توجه نمیکنه،خودش میگه اشتباه میکنم ولی به من اصلا زنگ نمیزنه خیلی به ندرت و با اصرار من فقط چند بار زنگ زده و همش میگه سرم شلوغه تو شرکت ولی قبلا اس ام اس میداد ولی الان اونم کم شده،من خیلی میترسم،همش بهم میگه این کارو میکنم اون کارو میکنم هفته ای 2-3 بار همدیگرو سعی میکنم ببینیم ولی هیچ اتفاقی نمیفته،احساس میکنم فقط در حد حرفه دیگه نمیدونم به حرفاش اعتماد کنم یا نه؟میگه اهل نماز و روزه است ولی وقتی حرف میزنه و بهش عمل نمیکنه احساس میکنم همش دروغه،من حتی شماره خونشونم هنوز ندارم من میترسم دوباره ضربه بخورم من قضیه رو به مامانم گفتم اونم میگه که گفته و میگه قراره توی این ماه رمضون مامانمو از نزدیک ببینی ولی من نمیدونم راست میگه یا نه؟اون 2سال از من بزرگتره و توی یه شرکت کار میکنه و مهندس کامپیوتره و من دانشجو ام و هم رشته ایم ،تورو خدا راهنماییم کنید،آخه من خیلی حساسم و احساس میکنم از توجه زیادی که بهش دارم یا زیاد زنگ زدنم یا دردو دل کردنم باعث شدم علاقه اش به من کم بشه تورو خدا بگین چیکار کنم؟دیگه نمیتونم یه ضربه دیگرو تحمل کنم

    1. سلام لیلا
      شما که بهترین کارو کردید و به مادرتون اطلاع دادی ، ایشون هم قصد دارن همین کارو انجام بدن ، مطمئن باشید بهترین مشاور و بهترین حامی در مورد ازدواج خانواده و سرپرست هست ، اگه مادر ایشون هم بدونن و با مادر شما صحبت کنن ، صد در صد خیلی از مشکلات و افکار شما از بین میره و خیلی بهتر میتونید تصمیم بگیرید و از کمک خانواده هم بهره مند میشید ، حتی اگه شما هم به هم نرسید ، چون به خانوادتون اطلاع دادی ، هیچ ضربه ای بهتون وارد نمیشه ، چون هنوز تا اون حد وابسته نیستید که جدایی بخواد بهتون ضربه وارد کنه ، و اینو بدونید ضربه ای که یه پسر از جدایی میخوره خیلی دردناک تر از ضربه ای هست که دختر میخوره ، پس انتظار عاطفه ازشون نداشته باشید چون اگه یه پسر شما رو بخواد تا جایی که میتونه احساساتش رو دریغ نمیکنه و لازم به یادآوری نیست

  211. سلام من یک دختر 30 ساله ام از خانواده ای تحصیلکرده و اصیل و به قول دوستان باکلاس ….. و همین باعث شده در انتخاب همسر تردید داشته و مشکل پسند باشم خداییش فرد موردنظرم و ایده الم نیامده ولی دلم میخواد با پسری که در سطح خودماست زندگی کنم تا دچار مشکلی نشیم یکی را هم در نظر دارم ولی بخاطر شرایط و اداب و خانواده نمیتونم بهش بگم
    شما راهنمایی کنید چکار کنم ؟؟؟

    1. سلام
      این آقایی که شما میشناسید ، چه نسبتی باهاتون دارن و چقدر همدیگرو میبینید ؟”

    1. شما الان فقط باید سعی کنید که وابسته ی ایشون نشید و اجازه بدید خودشون برای بدست آوردنتون اقدام کنن
      توجه کنید که فرصت های زیادی میتونید به دست بیارید و درگیر کردن خودتون با مسائل عاطفی به این صورت دور از صلاح هست

  212. salam,khubin?man dokhtari 19 sale hastam,k az tarighe dustpesare yeki az dustam ba ye pesar ashna shodam.rastesh nemidunam dusam dare ya na vali un yebar be monasebate eyd vasam kado kharide,vali ebraze alaghe ta hala nakarde vali kheyli baham samimi shodim va taghriban harruz baham ertebate smsi darim va kheyli az harfasham ba man mizaneo dardedel mikone,vali jeloye dustash baham untori barkhord nemikone,adame be nesbat shukhiam has,nemitunam befahmam behem alaghe dare ya na,mishe rahnamaeim bokonin?

    1. سلام مهسا خانوم
      ابتدا باید بفرمایید که چطور دوست پسر دوست شما این آقا رو به شما معرفی کردن ؟
      این خیلی مهمه که از چه منشاعی با هم آشنا شدید

  213. سلام.خوبيد؟من دختر 18ساله اي هستم که مدت 5ماه است از پسرهمسايه مان خوشم ميايد سنشو نميدونم فکر ميکنم يک يا دو سال از من بزرگتر باشدالبته هيچ ارتباطي با هم نداريم ولي يک بار اتفاقي همديگرو ديديم البته فقط از طريق ارتباط چشمي.اصلا نميتونم فراموشش کنم و احساس ميکنم اونم به من علاق داره.ولي جلو نمياد.من تاحالا از اين گونه روابط نداشتم ولي نميتونم بش فکر نکنم بايد چکار کنم به نظر شما

    1. سلام سحر خانم

      من نمیدونم چطور شمارو راهنمایی کنم ، ابتدا هدفتون رو مشخص کنید ، میخواید این آقا رو فراموش کنید یا اینکه بهشون نزدیک بشید ؟
      دوست دارید من چه کمکی در این زمینه بهتون کنم ؟
      قبل از اینکهخ بخواید دلبستگی پیدا کنید ، ببینید خانوادشون چطور هستن و اصلیتشون چی هست ، آیا به خانواده شما میخورن یا نه

  214. اره راست ميگيد حالا هر چي به صلاحم باشه.ولي بگما اتفاقا من ظاهرم عين باطنمه.اصلا اهل ارايش و اين طور چيزام نيستم خيلي خيلي سادم.

    خيلي خيلي ممنون.چه وبلاگ خوبي داريد اصلا فكر نمي كردم جوابمو انقدر زود بديد

  215. عشق میلاد به شما ارامش قبل از طوفانه و عشق اون آقا به شما طوفان قبل از آرامش
    عشقی که توام با عطش فراوان باشه گذریه و رنگ هوس داره ، هیچ وقت به کسی که با یک نگاه عاشق میشه نباید اعتماد کرد ، چون صد در صد با کوچکترین خدشه عشقش فروکش میکنه ، درسته که اون عشق پر سر و صدا شمارو تحت تاثیر میزاره ، و خیلی براتون جذاب و شگفت انگیز هست ، همه دختر ها دوست دارن که یکی دیوانه وار عاشقشون باشه اما اینو هم باید بدونید که اون عشق حالت بچه گانه داره …

  216. مرسي اقا اشكان خيلي خوشحال شدم جوابمو داديد.حرفاتونو كامل قبول دارم اما اينطوري كه شما فكر مي كنيد نيست.اين پسر وسطاي ترم اول دانشگام بود كه با يك نگاه عاشق من شد اما هيچي به من نگفت اما انقدر تعادلش از دست داد همون لظه,كه من متوجه شدم.از همون موقع فقط منو زير نظر گرفت حتي خيلي مواقع پنهاني مثلا با يه پسر كه صحبت مي كردم يه دفعه اي مي ديدم كنارم وايستاده.تا اينكه بعد امتحاناي ترم 2 بدون اينكه بفهمم شمارمو از كجا گير اورده به من اس ام اس داد و گفت عاشقم شده و مي خواد باهم اشنا شيم منم كه گفتم نه و ديگه به من اس ام اس نده به من گفت باشه اما اينو بدون كه تو مال مني و من بالاخره رامت ميكنم.اره اقا اشكان اون حتي قسم خورد و فقط گفت به اميد ديدار.اينم بگما تو ترم 2 سعي كرد به من نزديك شه اما من انقدر جدي برخورد مي كردم كه اصلا جرات نمي كرد چيزي بگه.منظورم از اين حرفام اين بود كه كلي در مورد من تحقيق كرد بعد پيشنهاد داد.مي دونيد اقا اشكان ميلاد(هون كه 5/5 سال با هميم)خيلي پسر اروميه هميشه تو رابطمون حرف حرفه من بوده اما واقعا تو اين چند سال ازم مراقبت كرد باورتون نميشه سال كنكورم انقدر به من رسيد و ملاحظمو كرد كه من تونستم مهندسي اونم سراسري قبول شم هميشه با ارامشي كه داره منو اروم مي كنه هميشه منو به بهترين جاها مي بره گرون ترين هديه ها رو برام مي خره حتي به من ميگه من مجبورت نميكنه كه با من ازدواج كني اما من هميشه مراقبتم چه باشم باهات چه نباشم.ميدونيد مشكل من اينه من در يك زمان نميتونم و اصلا عفت و حياي دخترانم نمي زاره كه با 2 تا پسر باشم.نمي دونم اخرش چي ميشه.واسم دعا كنيد.اقا اشكان من اونقدر جذب رفتاراي اين پسر شدم كه مي ترسم باهاش رابطه برقرار كنم گرچه مي دونم خيانت بزرگي در حق ميلاد ميكنم.

    ممنونم.

  217. اقا اشكان راستش وقتي اين پسر بهم گفت عاشقمه و ميخواد باهم اشنا شيم من بهش جواب منفي دادم و اون به من گفت” باشه دوست نشو اما اينو بدون كه تو مال مني ” اما مشكل من اينجاست كه من از 5 سال پيش با يه پسر دوست شدم اون موقع من خيلي بچه بودم اما الان كه 5 سال ميگذره اون پسر هر روز از قبل دوسم داره راستش اون الان واسه خودش كسي شده 25 سالشه و وضع ماليش عاليه و بهم ميگه كه همه ي اينارو مديون توام.منتظره درسم تموم شه و بياد خواستگاري.اما با اين عشقي كه اين پسر تو دانشگاه به من نشون ميده من دودل شدم.من چيكار كنم؟اخه اين پسر تو دانشگاه واقعا مي خواد منو.اما ….كمكم كنيد

    1. سلام الناز خانم
      اول باید بهتون بگم که ، پسری که واقعا عاشق دختر باشه خودشو بهش میرسونه …
      شاید پسری هم باشه که بگه برات مییمرم همه جونمو میذارم اگه بری خودمو میکشم من دیوونتم عاشقتم و این صحبت ها
      ولی اگه شما یکم دوری کنید ، نسبت بهتون سرد میشه و حتی ممکنه همیشه لعنت بفرسته ! پس شما از بی اعتنایی حراس نداشته باشید ، چه به آقای شماره یک چه به آقای شماره دو
      سعی کنید عاشق عشق یک آقا باشید ، نه عاشق شرایط اون آقا . اگه دیدی واقعا بخاطرتون پا فشاری میکنه و حتی بعد چند سال باز هم احساسش نسبت به شما عاشقانه هست میتونید روش حساب کنید

      مطمئن باشید یکی از این دو آقا کنار خواهند کشید ، و من بنا به تجربه به شما میگم مردی که خیلی بهتون اصرار میکنه که باهاتون باشه و دیوانه وار عاشقتونه همیشه جا میزنه و فراموشتون میکنه ، اما مردی که با تومانینه رفتار میکنه و براتون صبورانه انتظار میکشه لایق شما خواهد بود

  218. سلام.مرسي از مطالبتون.من 20 سالمه.راستش تو دانشگاه يه پسري بد جوري عاشقم شده.واقعا من احساس مي كنم اين عشق.خيلي خيلي رو من غيرتيه.تحمل اينكه من به يه پسر سلامم بدم نداره.به من گفت كه عاشقم شده اما من خيلي دختر مغروريم و همون جا بش گفتم منو فراموش كنه.راستش منم از همون اول عاشقش شدم اما روم نميشه ابراز علاقش قبول كنم.چطوري باهاش برخورد كنم.راستش منم خيلي عاشقش شدم؟؟؟

  219. سلامت باشید
    مارو هم بی خبر نزارید از اتفاقاتی که میفته ، هر کمکی هم ازمو نبر بیاد دریغ نمیکنیم

  220. حق با شماست حالا میگید من چیکار کنم؟موقعیت اجتماعی اینجا و رابطه منو اون طوری نیس که من بخوام بهش نزدیک شم و الا حتما اینکارو میکردم نمیدونم چیکار کنم نمیدونم اصن نگاهش کنم یا نه باور کنید سخته شما پسرید و راحت حرفتونو به دختر مورد علاقتون میگید اما من چی هیچکاری نمیتونم بکنم کاری از دستم بر نمیاد

    1. به هر حال برای نزدیک شدن به هر کسی ،‌باید یک قدمی برداشته بشه و اگه هیچ اقدامی صورت نگیره قاعدتا نمیشه رابطه ای رو تشکیل داد
      فقط قدم هاتون رو طوری بر ندارید که اون بفهمه شما عاشقش هستید

  221. اینم بگم که کارای اون تا سه ماهه پیش ادامه داشت ولی الان بی تفاوته خیلی اوقات از بقل هم رد میشدیم و حتی نمیتونستم نگاهش کنم حتی شده عین کسایی که اصن نمیشناسمش یا ندیدمش از بقلش رد بشم البته اینجوری بهتر بود چون فک میکرد من ندیدمش و اکثر اوقات خلاصه خودشو یجور بهم نشون میداد انقد دوروبرم راه میرفت تا بفهمه نگاهش کردم
    اصن شایدم من از کاراش اینجوری برداشت میکردم
    باورم نمیشه باید فراموشش کنم
    التماس دعاااااااااااااااااااااااااااااااااا

    1. شما نباید نا امید بشید و با نا امیدی بهش نگاه کنید
      اگر واقعا عاشق کسی باشید مطمئن باشید که راهتونو پیدا میکنید و میتونید بهش نزدیک بشید ، چاشنی کار کمی صبر هست ، حافظ میگه: که عشق آسان نمود اول سپس افتاد مشکل ها ، عاشق شدن راحته اما بدست اوردنش کلی مشکل و سختی داره و عشقی که به راحتی به دست بیاد اصلا لذت بخش نیست ، برای عشق باید تلاش کرد شما از دیگران درس بگیرید و فکر نکنید هر کسی با یه چشمک یا تلفن میتونه دلبری کنه ، حتما باید جنگید و از جون مایه گذاشت چرا که عشق آدم تمام هستو نیستش هست و به این راحتیا بدست نخواهد اومد

  222. سلام
    ممنون از راهنماییتون ولی فک کنم من باید بی خیاله این قضیه بشم آخه موقعیت اینجا و اطرافمون طوری نیست که من بخوام باهاش رابطه برقرار کنم و دوستانه مشترکی هم نداریم که بخوام از طریق اونها رابطه برقرار کنم ما همدیگرو میشناسیم آشناهاشم میشناسم نه اینکه باهاشون دوست باشم و هیچ جور نمیتونم بهش نزدیک بشم فک کنم این کارا بی فایده ست اگه اون منو دوست داشت بعد این همه مدت جلو میومد و بهم میگفت بنابراین منو دوست نداره
    دعام کنید تا بتونم فراموشش کنم هر چند تا الان هزار بار تا حالا سعی کردم و هر بار نشد خصوصا زمانایی که ببینمش اون تو حرفاش گفت که 1ساله دختری رو دوست داره در صورتی که کارهای غیر عادی اون و نزدیک مدرسه م اومدنش واس نزدیکه سه ساله پیشه فقط دعام کنید

    1. سلام

      شما نباید بی گدار به آب بزنید ، اصلا درست نیست که دختر به پسر ابراز علاقه کنه البته اینطور که بره مستقیم بگه ، من عرض کردم خدمت شما کم کم باید رابطه برقرار کنید نه رابطه ی عاشقانه ، یک رابطه سالم دوستانه تا از نزدیک با رفتار های اون آقا آشنا بشید در این صورت چون نسبت بهشون شناخت دارید میتونید خیلی راحت حرفاتون رو بهشون بگید .
      فکر تلفن زدن و این برنامه ها رو نکنید چون درست نیست ، شما فقط باید آهسته و پیوسته باهاشون رابطه برقرار کنید تا بشناسیدشون ، و هیچ وقت صحبت عشق و عاشقی باهاشون نکنید ، برای رابطه برقرار کردن هم میتونید از دوستای مشترکتون استفاده کنید و از طریق اونها رو در رو با اون پسر صحبت کنید ، اصلا درست نیست که بطور ناشناس وارد عمل بشید چون صد در صد ایشون به شما بی اعتماد میشن و مهمترین ملاک در رابطه دو طرفه اعتماد هست

    1. ببخشيد من خونه نيستم
      الان اينجا يه شهر ديگس ،‌ خيلي زود تا برگردمجوابتونو اماده ميكنم دوست عزيز

  223. سلام
    ممنون که کمکم میکنید ولی آخه اگه من خودمو بهش معرفی کنم و بگم دوسش دارم اگه اون کس دیکه ای رو دوست داشته باشه آبروی من میره حالا خودم هیچی چون دوسش دارم مهم نیست ولی خونوادم چی خیلی میترسم میگم اگه بشه راهنماییم کنید که وقتی بهش زنگ زدم چی بهش بگم که بفهمم تو دلش چه خبره بدونه اینکه خودمو معرفی کنم اخه احساس میکنم اون چون من میشناسمش فک میکنه که من دارم دست میندازمش یا میخواممچشو بگیرم من تو این 3 سال همیشه به اون فک میکردم و یه خواستگار خیلی خوبمم بخاطر اون رد کردم دیگه خسته شدم ازین بلا تکلیفی به نظرتون بهتر نیست به عنوان یه شخص غریبه بهش زنگ بزنم ولی اون پسر خوبیه فک نکنم به همین راحتی با یه غریبه حرف بزنه اگه اونسری باهام کلی حرف زدیمو اسمس دادیم فقط میخواست بدونه من کی ام و چیا ازش میدونم بازم ممنون

  224. اینو نگفتم که تو خیابون میبینمش بعضی اوقات با دوستایی هستش که منو میشناسن بعضیاوقاتم نمیشناسمشون تو مراسمم که تمام محلمون با خونواده هامون هستن اون تو صحبتاش چیزایی در مورد کسی که دوست داره گفت بعضی هاش بهم میخورد بعضی هام نه معلوم نیس کدومو راست گفته

    1. بیشتر پسر هایی که اهل نماز و روزه و مسجد و این برنامه ها هستن قابل اعتماد هستن ، و میشه در مورد دوستی باهاشون صحبت کرد و خیالتون راحت باشه که ایشون هم به قول معروف جنبه شنیدنشو داشته باشه .
      البته هیچ وقت در ابتدا نباید مستقیم بگید که دوستش دارید ، ولی میتونید از طریق تلفن خودتونو معرفی کنید و و ببینیدش ، اگه هم به همراه دوستان مشترکتون یه رابطه ی سنگین باهاشون ایجاد کنید ، حالت اکیپ میتونه موثر باشه ولی همیشه این احتمال رو بدید که او فرد دیگری رو دوست داره و طوری رفتار کنید که احساستون خیلی عمیق بروز نکنه و حالت دوستی معمولی داشته باشه تا به تدریج بهش نزدیک بشید و بفهمید که حرف دلش چی هست . سعی کنید عفیف و مورد اعتماد تر جلوه بدید خودتون رو تا با اعتماد به نفس بیشتری بتونید بهشون نزدیک بشید .
      ما هم هر کمکی از دستمون بر بیاد براتون انجام میدیم ، و دعا میکنیم که هم شما و هم تمام عاشقای دنیا به عشقای پاکشون برسن

  225. دوران ابتدایی با هم به مدرسه میرفتیم همسن من هستش الان خونه مون پیش هم نیست اصولا به طور اتفاقی همدیگرو میبینیم یبار با دوستم به خونشون زنگ زدیم و اون شمارش رو داد ولی اون نفهمید که من کی هستمفقط میدونست که من میشناسمش الانم دیگه بهم زنگ نمیزنیم اونبار که زنگ زدم گفت یکی رو دوست داره که بهش نگفته خونه بابابزرگش نزدیک خونه ماست پدر و مادرش فوت شدن و یه خواهر داره با بابازرگش تو یه خونه دیگشون زندگی میکنه قبلا که زیاد میدیدمش خودش میومد سمت مدرسه من دانشجو هستش من اصولا داخل شهر تو خیابون میبینمش به جز زمانایی که مراسمی مثل محرم باشه که در مسجد ببینمش با اکثر پسرهای همسایمون دوسته چون خیلی سمت خونه ما میاد

  226. سلام من دختری 19 ساله هستم حدود 3 ساله که پسری رو دوست دارم اوایلبهش بی توجه بودم ولی اون کارایی میکرد که توجه منو جلب کرد تا اینکه واقعا بهش علاقه مند شدم ما زمان بچگی با هم همبازی بودیم و الان هیچ ارتبطی حتی در حد سلام باهم نداریم من همیشه به طور اتفاقی میبینمش و در طول این مدت با هم ارتباط چشمی داشتیم قبلا خیلی امیدوار بودم ولی الان خیلی بیتفاوت شده و مدت زمان اینکه همدیگرو میبینیم طولانی تر شده من برای جذبش باید چیکار کنم قبلا خیلی بیشتر نگاهم میکرد و اصولا با دیدنم غکس العمل نشون میداد خوااااااااااااااهش میکنم کمکم کنید اینم بگم که شماره موبایلشو گیر اوردم

    1. سلام
      در پاسخ به نسیم باید بگم که شما سن و سال اون آقا رو بفرمایید
      در کودکی آیا همسایه بودید ؟ الان چطور ؟
      ابتدا باید ببینید که ایشون با خانم یا خانم های دیگری رابطه دارن یا خیر
      شمارشون رو از چه کسی گرفتید ، در چه رشته و چه نوع دانشگاهی یا مدرسه ای تحصیل میکنند یا کردن
      وضعیت خانوادگی مثل خواهر برادر و مادر پدرشون چطور هست ، آیا برادر و خواهر هم دارید یا خیر ؟
      چقدر با پسر های اطراف مثل همسایه ها رابطه دارن و در محلی که شما میبینیدش چه افرادی هستن ، اینو ازین جهت میگم که اونها مبادا مزاحمت و آزار و اذیت براتون ایجاد کنن

  227. وبلاگ شما عاليه ولي داشتن رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج خوب نيست.

  228. سلام.من 21 سالمه حدود 9ماهه که با یکی ازبچه های دانشگاه آشنا شدم واو ازمن خواستگاری کرده چند بار امتحانش کردم وبه این نتیجه سیدم واقعا عاشقمه 5ماهه که با هم رابطه داریم اما به علت سختگیری خانواذه نمیتونیم ازدواج کنیم با مادر وخخواهرم حرف زدم اما چون فعلا درس میخونه و کار نداره واز یه شهر دیگس زیاد مایل نیستن حتی خواهرم وشوهر اونو دیدن اما زیاد راضی نیستند اما ما همو دوست داریم وبا همیم.ترس من از باهم بودنمون و زیاد شدن وابستگیمونه نمیدونم اشتباه میکنم یا نه؟اما فکر میکنم میتونیم خوشبخت باشیم.

    1. سلام

      ایشالا که خیره ، برای عشق واقعی باید پافشاری کرد ، این قدرت عشقه که دیگرانو راضی میکنه نه شرایط فعلی
      اگه بتونید عشقتونو ثابت کنید خانواده ها هم به شما اعتماد میکنند
      اونها نگران شما هستند که با شما مخالفت میکنن ، حق هم دارن اما شما میتونید با عشقتون راضیشون کنید

  229. سلام ممکنه منو راهنمایی کنید 5ماهه به پسریکه طلا فروشی داره علاقه مند شدم وقتی بیرون می رم اونو می بینم وبا هم تماس چشمی برقرار می کنیم دارم از عشقش دیوونه میشم
    تو رو خدا راهنماییم کنید چه جوری باهاش رابطه برقرار کنم؟؟

    1. اگه امکان داره بیشتر توضیح بدید که ، چطور هر روز میبینیدش ؟
      آیا مغازه ایشون نزدیک منزل شما هست یا مورد دیگه ای ؟ چقدر با ایشون صحبت کردید و چقدر چشم تو چشم شدید ؟

  230. man az ertebat ba pesara dg halam beham mikhore hich pesari hich dokhtario vase khodesh dust ndare hame faghat vase estefade dust mishan dust dashtano eshgh tu ghesehast!!!

    1. نه دوست عزیز ، اسنطور هم که شما فکر میکنید نیست ، شما خودتون باعث میشید که یک پسر از دوستیتون سو استفاده کنه ، اگه شما هم وظایف و هنجار های دوستی رو خوب شناسایی کنید هیچ وقت شکست نمیخورید که همه مرد هارو مقصر در شکستتون ببینید

  231. chera hamishe dokhtara negarane az dast dadane dustpesarshunan vali pesara vasashun mohem nist?chera dokhtara hamash be in fekr mikonan ke tarafashun duseshun dare ya na amma pesara ahmiat nemidan?

    1. در مورد سوال دوم شما ، اینطور نیست که همیشه دخترا نگران عشقون باشن ، عاشقا نگران عشقشون هستن و دخترو پسر نداره ، پسری که بی تفاوت باشه عاشق نیست و دروغ میگه

    1. سلام نسرین گرامی
      بهترین راه برای شناخت عشق واقعی یک پسر صبر هست ، اگه شما 1 سال هم به یه پسر که عاشقتونه نگاه نکنید بعد یک سال بازم دوستتون داره ، ساده ترین و بهترین راه اینه که ببینید حاضره براتون صبر کنه یا نه بی محلی کنید بهش ولی برای مدت محدود مثلا چند ماه … بعد میتونید به عشقش اعتماد کنید

  232. سلام امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید
    من دختری هستم 35ساله به مردی علاقه مند شده ام که بسیار
    مغرور است چگونه می توانم بر او تاثیر بگذارم
    فکر میکنم حدود 7سال از من بزرگتر باشد
    ممنون

    1. در رابطه با ارکیده ی گرامی
      سلام دوست گرامی

      اولین نکته برای شما این هست که قبلا با کسی رابطه ای داشتید یا خیر آقای مقابل شما چطور ؟
      بستگی به موقعیت شما داره ، آیا همسایه هستید ، همکار هستید ، از اقوام هستید و …
      در هر شرایط توضیح خاص خودش رو میطلبه که اگه بیشتر در مورد خودتون و نوع شناختتون توضیح ارائه بفرمایید راحت تر میتونیم کمکتون کنیم
      خیلی خوبه سوالاتون رو در بخش گفتگو درج کنید
      http://www.myawards.ir/how-to-start-relationship-with-a-boy

  233. ba salam
    man dokhtari hastam 24 sale ke ba pesari 30 sale be modete 1 sal dos shodeam.hamdigaro chan bari bishtar nadidim.vali har roz az tarighe telfone ba ham dar ertebatim.man be shedat dar in 1 sal be in agha del baste shodam.rabeteye dos dashtanemon 2 tarafast.ama faghat ye ertebate amighe ghalbiye.yani rabeteye eshghi nist.hala in agha ghasde raftan be kharej az keshvar ro dare v asan malom nist ke chan sale dige barmigarde.in ghaziye be man kheili feshar avorde.albate ma az aval dar in mored sohbat karde bodim.yani bande etela dashtam ke dostam gharar nist braye hamishe kenaram bashe.vali man dige alan nemitonam in ghaziyaro ghabol konam.v az tarafi nemitonam in agharo be zor kenare khodam negah daram.vaghean mondam che kar konam.ehsas mikonam daram afsordegi migiram.khaheshan age mitonin ba nazaraton komakam konid…………..

    1. سلام دوست گرامی
      چرا به بخش گفتگو مراجعه نکردید ؟ اونجا خیلی بهتر میتونیم کمکتون کنیم .
      ولی خوشبختانه سن شما کم هست و این نکته برای شما خطرناک نیست درسته سنتون کمه اما قدرتون هم برای پذیرفتن حقیقت بالا هست
      خودتون هم قبول دارید که عاشق نیستید و حس وابستگی دارید ، یه جورایی از مکانیزم عشق و هوس آگاهی دارید که اینو میگید و من شما رو تحسین میکنم .
      اینو بدونید که اگر واقعا عاشق کسی نباشید خیلی ساده میتونید فراموشش کنید ، اگر از یک انسان سیگاری ، سیگار رو بگیرن دیوانه میشه اما به تدریج ترک میکنه ، اینجور رابطه ها هم مثل یک دلبستگی سطحی هست . که اولش دشواره و با گذشت زمان همه چیز درست میشه و براتون جنبه ی تجربه داره . البته چون خودتون گفتید عاشق نیستید این رو عرض کردم
      بازم منتظر شما هستیم تا صحبت هاتونو کامل تر عنوان کنید

  234. سلام دوست گرامی
    شما نیز میتوانید با ورود به نظرات همین پست سوالات خودتون را مطرح نمایید .

    اما بنده همین جا کمی مشورت میکنم با شما .

    خوشبختانه سن شما ایجاب میکنه که بتونید خیلی ساده با مشکلات عاشقانه کنار بیایید و عاقلانه تر از قبل تصمیم بگیرید ، ایشون هم همانند شما از آب و گل درومده ، اول اطمینان حاصل کنید که ایشون واقعا از تینت بالایی برخوردار باشن که خدایی نکرده با احساسات شما بازی نکنن ، اگر اطمینان دارید که فرد خوب و منطقی ای هست میتونید خیلی راحت در مورد ازدواج باهاشون صحبت کنید و بگید که دوستش دارید ، از ابراز علاقه ترس نداشته باشید و از او بخواهید که نظر قطعی خودشون رو در باره شما بگوید .
    اگر ترس دارید که از این حرف شما سو استفاده کنه یا اینکه موجب آب رو ریزی بشه کم کم رابطتون رو کمرنگ کنید تا ببینید که به شما تمایل دارن اگر احساس کردید به شما تمایل داره میتونید با مهر و صداقت خودتون رو فرد ایده آلی براشون خطاب کنید

    و از احساسات دختر خالشون هم نسبت بهش باخبر باشید تا اینکه او بیشتر از شما به این آقا ابراز نکنن

  235. من دختری هستم 30ساله که با پسری 27 ساله دوست شدم از طریق دانشگاه من خیلی به اوئ علاقمند هستم در حقیقت میشه گفت عاشق او ، ولی او فقط من را دوست دارد و قلباً عاشق دختر خاله خود هست به من هم گفته که قصد ازدواج را ندارد ولی من دل کندن از اون برام سخته می خواستم اگر که میشود من را راهنمائی فرمائید که چگونه این کار را انجام بدهم با سپاس از شما .

  236. سلام دوست گرامی
    لطفا با کلیک روی لینک زیر به انجمن وارد بشید و اونجا سوال مطرح کنید
    http://www.myawards.ir/how-to-start-relationship-with-a-boy
    چرا که نیاز به بحث هست و در این مکان نمیتوان به بحث پرداخت

    شما ه مباید در مورد شرایط و موقعیت خودتون و اون اقا بفرمایید تا بتونیم راهنماییتون کنیم

    همواره موفق باشید

  237. چگونه میتوانیم مادخترها یه بسر رابرای ازدواج به طرف خود جذب کنیم

  238. سلام
    میشه من وراهنمایی کنید من یه دختر 21 ساله هستم که 6 ماه به یه پسر که در مبایل فروشی سر راه دانشگامون هست علاقه مند شدم فکر کردم با ندیدنش این علاقه هم کم می شه اما بیشتر شد چه کار کنم؟

  239. خوب از نظر من ، تنها نکته مهم این هست که خانم به آقا اعتماد کامل داشته باشه ، اگر اعتماد نباشه ، هیچ چیزی نمیتونه آینده ی خوبی رو رقم بزنه این متن هم برای آشنایی با اعتماد به یه پسر نوشتم ، سایر مسائل که تو هم اشاره کردی صحیح هستن اما به نظرم به حساسیت اعتماد نیستن

  240. shayad bazi vaghta meleka ro nashe be rahatie chizi k to tasavore tarsim kard nemidonam ,man k mese to balad nistam begam ama dar ye hade kocholo shayad zamani k gozashte mishe sharayeto taghiir bede manzoram be sepordane faghat be sarnevesht nist ye khastan,ba ye time k gozashte mishe dar har sorat alllii bod,mamnoon azizedelam kheili ziiba neveshtii.

  241. سلام من دختر 21ساله هستم نزدیک به سه ماه بسری رو دوست دارم و هر لحظه بهش فکر میکنم .رابطه من و اون کمتر از دوهفته بود و اونم رابطه کلامی .اما اون به م گفت تو یه دختر نجیب و باک هستی نمیخام با من باشی خراب بشی .بعدشم ترکم کردو هر کاری کردم نخاست با من حرف بزنه .در ضمن اشناییمون از چهره و قیافه من تعریف کرد اما نمیدونم چرا ترکم کرد من عاشقشم چیکار کنم فراموشش کنم کمکم کنید

  242. من بای پسری دوس شدم خیلی هم دیگه رودوس داریم امانمیدونم چطوری ب خانوادم بگممیترسم بگم دعوام کنن ک بای پسری رابطه دارم پسره همه چیوب خانوادش گفته من چججوری بگم تروخداکمک کنید

    1. سلام
      لازم نیست شما به خانوادت بگی ، وظیفه ایشون هست که اقدام کنن ، اقدام هم باید با واسطه انجام بشهنه انفرادی

  243. ووای اقا اشکان چرا جواب نمیدین پس:( من به کمک احتیاج دارممممممممممممممممممممممممممممم

  244. سلام اقااشکان میشه بگیدوقتی یه نفرباتعجب بهت خیره میشه یعنی چی؟الان چندساله که همین طوریه ولی حرفی نمیزنه باهمه هم این طوری نیست.لطفابهم جواب بدیدخیلی رفتارش گیج کننده است.

    1. رها جان
      این یعنی اون یه پسر شفت و شل هست ، پسر باید قدرت حرف زدن داشته باشه ، حتی اگه این نگاه از روی عشق باشه ، عشق پخمه هیچ ارزشی نداره

  245. سلام من یه دختر 17 ساله هستم که سه ساله عاشق پسر عمم شدم!ایم رابطرو خودم شروع کردم یه مدت خیلی بهش اس ام میدادم اس ام اس های عاشقانه و …اما هیچوقت ازش نخواستم باهام دوست شه بعد یه مدت خودش بهم پیشنهاد داد و من هم قبول کردم.یه مدت که گذشت بهم پیشنهاد سکس داد من عاشقش بودم هم عاشق هم بچه سال برای اینکه از دستش ندم گفتم باشه قبوله اما از اونجایی که یکم عقل تو کلم بود زدم زیر همه چیزو باهاش بهم زدم.ازش متنفر شدم چون داشت از سادگیم سواستفاده میکرد دیگه حتی جواب سلامشم بزور میدادم خیلی به پرو پام میپیچید میگفت عاشقتم دوست دارم هر چی تو بخوای هر رابطه ای که تو بگی منم دلم ازش پر بود تصمیم گرفتم به بازی بگیرمش باهاش دوست شدم یکم که بهم وابسته شد باهاش بهم زدم چون بازم دلش سکس میخواست.ناگفته نماند که هم پولداره هم خوشگل و با دخترای زیادی تاحالا رابطه داشته!یکم که گذشت منم عاشفش شدم از اولم بودم ولی به خاطر غرورم که یه زمانی از بین برده بودتش نمیخواستم این عشقو بروی خودم بیارم.من خیلی ذیتش کردم هیچوقت تن به هیچکدوم از خواسته هاش ندادم اما اون هنوزم میگه دوسم داره میگه تو پاکی و من واسه پاک بودنته که میخوامت…!راستی 23 سالشه.چندشبه پیش دوباره به عشقش اعتراف کرد اما این دفعه مثل همیشه نبود میگفت یه احساس پاک بهت دارمو نمیخوام با سکس خرابش کنم چند روزی میشه که باهم دوست شدیم.من خیلی پسر دورمه اما از همشون به خاطرش گذشتم..اما میترسم اون منو فقط واسه دوستی بخوادو به سن ازدواج که رسید ولم کنه…لطفا کمکم کنی…خیلی میترسم:(

    1. سلام روشا
      تنها چیزی که میتونه ثابت کنه اون عاشق تو هست اینه که این موضوع رو توی خانواده مطرح کنه ، پدراتون با هم برادر هستن پس خیلی راحت با این موضوع کنار میان ، تو نباید بترسی ازینکه یه وقت بفهمن با هم رابطه داشتید اون هم همینطور ، اگر راضی شد این موضوع رو توی خانواده مطرح کنه یعنی دوستت داره ، اگر به این قضیه به هر نحوی تن نداد مطمئن باش که داره دروغ میگه .

  246. ممنونم ببخشید دیگه من خیلی عجولم
    میشه بگین چرا حرف دلش رو نمیتونه بگه بهم هر وقت بهم میرسه نمیتونه حرفی بزنه چرا به نظر شما فکر کنم شما بهتر میتونید بگید چرا

  247. چرا میگین اگر رابطه ای رو شروع کنیم به مشکلات زیادی برمی خوریم
    یعنی دوسم نداره از روی هوس هست این حسش
    تو قلبش جایی ندارم

    1. الناز جان من اگه دو روز نباشم که جواب بدم شما باید اینجوری کنی ؟
      به هر حال شما باید رفتارت متعادل باشه ، نه خیلی احساساتی باشی که اون به چشم یه عاشق نکاهت کنه و نه خیلی سرد که تصور کنه ازش بدت میاد ، باهاش خوب باش تا احساس خوبی از صحبت کردن باهات داشته باشه ، هر زمان که تونستی رابطه برقرار کنی در مورد شرایط و زندگی صحبت کنید تا بفهمی اون چی میخواد و آیای اصلا میتونید باهم باشید یا نه

      من به سولایی که پرسیده میشه آیا پسر ها اینجور هستن و آیا دختر ها اینجور نمیتونم پاسخ بدم چون این نوع جواب دادن ها فقط جنبه احساسی داره و منطقی نیست ، هر کسی یه نوع برخورد و روش داره